پرسش خود را بپرسید

ترجمه جمله Threw the party meaning

تاریخ
٧ ماه پیش
بازدید
٩٦

سلام  را لطفا جمله زیر را برام ترجمه کنید.

 I don't have time to throw her a party 

٨٦
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
٥

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

من وقت ندارم برایش جشن بگیرم 

٢٤
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١
تاریخ
٧ ماه پیش

مهمونی ترتیب دادن.
مهمونی راه انداختن.
مهمونی برگزار کردن.

٢٠٩
طلایی
٠
نقره‌ای
٣٤
برنزی
٥
تاریخ
٧ ماه پیش

پاسخ شما