ترجمه جمله Threw the party meaning
٣ سال پیش
٣٢٦
سلام را لطفا جمله زیر را برام ترجمه کنید.
I don't have time to throw her a party
١٠٦
٠
١
٦
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
من وقت ندارم برایش جشن بگیرم
٢٤
٠
١
١
٣ سال پیش
مهمونی ترتیب دادن.
مهمونی راه انداختن.
مهمونی برگزار کردن.
٧٩٥
٠
٣٥
٧
٣ سال پیش
١