اثرگذاری و پیامد انگلیسی بر زبان پارسی
درود بر دوستان گرامی
می خواستم دیدگاههای دوستان را درباره آموزش بی رویه انگلیسی و پیامدهای منفی آن برزبان پارسی را بدانم، آیا این ریشه در بیماری فرهنگی یا کمبود تربیتی یا بی بنیِگی آموزشی ما و فرزندان ما دارد؟
این بیماری و کمبود و خودکوچک بینی از کجا سرچشمه گرفته و آیا ریشه تاریخی هم دارد؟
درمان این بیماری و درد چیست؟
با سپاس از پاسخهایتان
١٨ پاسخ
اولین و مؤثرترین عاملی که میتوانداز آسیب به یک زبان پیشگیری نماید و آن را ارتقا ببخشد خود گویشوران آن زبان هستند. کافی است سری به فضای مجازی بزنید تا ببینید با زبان ستمدیده فارسی چه کرده اند و چه میکنند. مانند گوشت قربانی به میان افکنده و هرکس تکه ای از آن را با دست یا چنگال یا دندان بر میکنَد. زبان پارسی امانتی است در دست ما و ما مجاز نیستیم هر بلایی که میخواهیم بر سرش بیاوریم. و چه انتظاری میتوان داشت؟ تا وقتی که سامانه آموزشی ما آنقدر فشل و ناتوان است که یک فرد دیپلمه پس از دوازده سال دانشآموزی هنوز نمیتواند یک خط شعر فارسی را روان و بدون غلط بخواند؛ تا وقتی که مترجمان ما انقدر به زبان فارسی مسلط نیستند که واژه مرکب زیبا و رسای «دلاور» را با ترکیب بدترکیب «شجاع قلب» جایگزین میکنند که هر وقت میشنوم رعشه میگیرم؛ واقعا چه انتظاری میتوان داشت؟
۲/ هنگامی که پدیده نوینی از نظر علمی و یا فناوری وارد کشور میشود، کارشناسان فرهنگستان زبان باید بدون فوت وقت و به نحوی مؤثر برای آن معادل یابی و معادل سازی کنند. هر موقع که چنین بوده معادلها جاافتاده و رواج یافته است نظیر هواپیما و بلندگو و ... ولی هرگاه در معادل سازی تعلل ورزیده ایم دیگر نتوانستهایم آن را عوض کنیم نظیر تلفن و تلویزیون و تلگراف و...
۳/ تا همین جا هم که زبان پارسی به حیات و تکامل خود ادامه میدهد مرهون و مدیون حکیم توس هستیم که روانش شاد و خدایش بیامرزاد.
به گفته استاد شفیعی کدکنی:
ای شعر پارسی که بدین روزت اوفکند؟
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریشخند
ای خفته خوار بر ورق روزنامهها
زار و زبون، ذلیل و زمینگیر و مستمند
نه شور و حال و عاطفه، نه جادوی کلام
نی رمزی از زمانه و نی پارهای ز پند
نه رقص واژهها، نه سماع خوش حروف
نه پیچ و تاب معنی، بر لفظ چون سمند
یا رب کجا شد آن فر و فرمانرواییات
از ناف نیل تا لبه ی رود هیرمند
یا رب چه بود آنکه دل شرق میتپید
با هر سرود دلکشت، از دجله تا زرند
فردوسیات به صخرهی سُتوار واژهها
معمار باستانی آن کاخ سربلند
ملّاح چین، سرودهی سعدی، ترانه داشت
آواز برکشیده برآن نیلگون پرند
روزی که پایکوبان، رومی فکنده بود
صید ستارگان را در کهکشان کمند
از شوق هر سرودهی حافظ به مُلک فارس
نبض زمانه میزد، از روم تا خُجند
فرسنگهای فاصله، از مصر تا به چین
کوته شدی به معجز یک مصرع بلند
اکنون میان شاعر و فرزند و همسرش
پیوند بر قرار نیاری به چون و چند
زیبد کزین ترقّی معکوس در زمان
از بهر چشم زخم، بر آتش نهی سپند!
کاین گونه ناتوان شدی اندر لباس نثر
بی قربتر ز پشگل گاوان و گوسپند
جیغ بنفش آمد و گوش زمانه را
آکند از مزخرف و آ زُرد زین گزند
جای بهار و ایرج و پروین جاودان
جای فروغ و سهراب؛ امیّدِ ارجمند،
بگرفت یافههای گروهی گزافه گوی
کلپتره های* جمعی در جهل خود به بند
آبشخور تو بود، هماره ضمیر خلق
از روزگار گاهان وز روزگار زند
واکنون سخنورانت یک سطر خویش را
در یاد خود ندارند از زهر تا به قند
در حیرتم ز خاتمهی شومت ای عزیز!
ای شعر پارسی که بدین روزت اوفکند؟!
*سخنان بیهوده و زبون و بی معنی
وقتی استادی چون شفیعی کدکنی چنین مینالد حال ما معلوم است. والسلام.
درود دوست عزیز
پرسش تو نشان میدهد که برای آینده زبان و فرهنگمان نگرانی و این خود نشانهای از عشق است
آموزش بیرویه انگلیسی ریشه در سه جا دارد
تاریخ وقتی غرب مدرنیته را به ما فروخت و فارسی را قدیمی خواند
فرهنگ وقتی به جای اعتماد به خود شروع کردیم به تقلید از دیگران
و آموزش وقتی فارسی را فقط برای حفظ کردن شعر یاد دادیم نه برای فکر کردن
نتیجه بسیاری از فرزندان ما نه در فارسی رواناند نه در انگلیسی و در این میان هویتشان گم میشود
اما راه درمان هم هست
فارسی را پایه همه یادگیری کنیم زبان علم خلاقیت و زندگی نه فقط ادبیات
انگلیسی را هوشمندانه آموزش دهیم نه برای نمایش بلکه برای ارتباط واقعی و پس از تثبیت زبان مادری
به کودکان هویتشان را یاد بدهیم با داستان شعر و تاریخ زنده نه با حفظیات خشک
رسانهها و خانوادهها مسئولیت دارند از ترکیب بیمعنی فارسی و انگلیسی بپرهیزند و به جای گود نایت بگویند خواب بیا
درد ما از جایی شروع شد که دیگر به زبان مادریمان عشق نورزیدیم
اما امید هنوز زنده است چون فارسی زبان زندهای است از حافظ تا مهندس فضا
درمان در بازگشت به همین عشق است
یک همراه
درود بر تو همراه گرامی و سپاسمند از پاسخت
درسته، درمان در بازگشت به همین عشق است.
نکته همین جاست چگونه باید به این عشق بازگشت؟ چگونه باید این عشق وشیفتگی را پروراند و شکوفا کرد؟ مادر گیتی هرازگاهی شیفتگانی خواهد زاد که فردوسی وار پارسی را زنده نگه خواهند داشت لیک چه باید کرد که این شیفتگی، این فرهنگ دوستی ، این میهن پرستی، کنشی شاداب و پویا و همگانی میان مردم باشد؟
دولت ها در این باره چقدر نقش دارند؟
درود بر سرور بزرگوار /مهدی کشاورز/.
به گمانم بزرگترین چرایی این گسترش بکار بردن از واژگان انگلیسی،چشم و هم چشمی است.
به گمانم در 200/300 سال پیش،آنهایی که به بیرون از کشور می رفتند برای آموزش،زبان انگلیسی را نیز می آموختند و سپس هنگامی که به ایران می آمدند،یا به شیوه ناخودآگاه یا خودآگاه،واژگان انگلیسی بسیاری را می گفتند و زادآوران(مادر و پدر) آن نیز به دیگران چنین می گفتند:{ببینید دخترم/پسرم چه فرنگ/فرهنگ دیده است!}
مردم آن دوره هم می دیدند که {با سواد} ها از واژگان {انگلیسی} بسیاری بکار می برند،کم کم رواگمند(=رایج) شدند و سپس این است که می بینیم.
پرسش دیگر این است که چرا اکنون دوباره خیزش بکار بردن از واژگان انگلیسی را داریم؟
باز هم همان پدیده گذشته.بچه هایی که به {کلاس زبان/آموزشگاه زبان} می روند برای فراگیری این زبانها و چشم و هم چشمی و ...
ولی امروزه بسیار تند تر از آن زمان این واژگان گسترش می یابند.
چِگونه؟ با برنامه هایی همچون {اینستاگرام/فیسبوک....} که بیشتر مردم به آسانی با هم گفتگو می کنند،این واژگان به شیوه آشکار گسترش می یابند.
چرایی های دیگر هم هستند:
1-هنگامی که چیز نو و تازه ای در دنیا پدید می آید(دانش/ابزار....}،چون که فرهنگستان ها و نهاد ها در این باره کم کاری می کنند،همآن واژه انگلیسی در نخست به ایران می آید و هنگامی که فرهنگستان می خواهد از خواب بیدار شود،کار از کار گذشته است!
2-برخی ها هستند که گویا دشمن خونی واژگان پارسی هستند! اگر به آنها گفته شود به جای بهمان واژه از این واژه پارسی بکار ببرید،آنچنان جوش می آورند و ریشخند می زنند! و شوربختانه،اینها همان هایی هستند که دوستان زیادی دارند و آن دوستان هم بی آنکه مَنِش و اندیشه ای داشته باشند،کار او را دنبال می کنند و اینگونه است که واژگان پارسی گسترش نمی یابند.
3-شوربختانه برخی ها هم در این میانکاسبی و بازار راه انداختند و آموزشگاه های زبانی را دارند که به گسترش بیشتر این یاری می رساند.(شوربختانه)
4-فرهنگ ما ایرانی ها به گمانم آمیخته شده است با {چشم و هم چشمی} و کورکورانه پیروی کردن دیگران.جوانان ما این فرهنگ را بسیار دارند.
5-فرهنگ ما {دگرگونی/تغییر} را دوست ندارد.اگر برویم و بگوییم که بیاید بکار بردن واژگان بیگانه را جلو گیریم،چیزی جز دلسردی به ما نمی دهند!( همین پدیده نیز برای من رخ داد و من آن اندازه جوش آورده بودم که می خواستم یارو را به مرگ برسانم(اگر در تلگرام نبود!))
همه این پدیده ها و همچنین پدیده های دیگر،دست به دست هم داده اند،و این شده است که می بینیم.نهاد ها خواب،مردم خود را زده اند به خواب،و اگر خواستی بیدارشان کنی،جوش می آورند یا خود را به خواب می زنند!
بِدرود!
باید که کوشید و کوشید و همچنان کوشید
و از ریشخند لوده ها و هرزِگان نهراسید و از کوشش فراوان خسته نشد.
آرزوی خوشکامی و خوشنامی برای دوست ارجمند و بزرگوارم سرور نقدی و همه ی دلسوزان پارسی
با سلام بنظر بنده باید ابتدا نگران جایگاه اصلی زبان فارسیباشیم که اصلا رعایت نمی شود.هیچ کوشش چشمگیری برای بالا بردن فرهنگ مردم در این خصوص نمی شود. حکومت هیچگونه برنامه ای برای این کار ندارد. فرهنگستان و از روی شکم شیر هر از گاهی کلمه ای پیشنهاد می دهد و توکل بر خدا منتظر می نشیند که مردم خودشان کلمه را پیدا کنند و بکار ببرند!
نکته بعد زبان نسل جدید در نوشتار و گفتار است . البته اینها همه از قبل بوده ولی شیکه های اجتماعی بسرعت در حال گسترش این مدل نوشتن و گفتن هستند. نسل جدید اعتقاد خاصی به هچسبان آخر ندارد! مثلا واژه"برنامه" بصورت "برنام" برنامع" و ... نوشته می شود!
هیچ برنامه ای برای پیشبرد گسترش کتابخوانی دیده نمی شود.نسل جدید با کتاب و کتابخوانی بیگانه است و مقصر اصلی حکومت است. آموزشهای دوره کرونا کاملا آبکی بود. بتازگی در یکی از روزنامه ها آماری بود که می گفت بچه های کلاس پنجم و ششم یا اصلا خواندن بلد نیستند و یا آشنایی ایشان بسیار فاجعه بار است. گاهی دانش آموز کلمه را در کتاب خود می خواند ولی همان کلمه را در روزنامه نمی تواند بخواند.کلمه استاندارد را می خواند ولی اگر پیچشی درآن بیفتد عاجز می شود. مثلا واژه"ماه"را می خواند ولی از خواند واژه من درآوردی "ماهخودمون"(که البته من درآوردی و دیکته غلطی دارد )عاجز است. اینجا منظور فقط ضعف روخوانی است و صد البته این شکل نوشتن خود مورد سرزنش است.
آموزش زبان های خارجه در همه دنیا رایج است و چون انگلیسی زبان بین المللی است اتفاقا چاره دیگری نیست. اگر زبان نیاموزیم از دنیا عقب می افتیم . ما فارسی زبانان یا مولد نیستیم یا اگر باشیم حکومت ما دنبال درشت نامیی و حتا تبلیغ آن نیست. هرچه هست به زبان انگلیسی است. پس بجای ترس از گسترش زبان آموزی باید از تنبلی خود و مسوولین مان در عرصه های فرهنگی بترسیم!
درود به سرور آزاد و سپاس از پاسختان
درد ما آموزش زبان بیگانه نیست، بی جنبه بودن مان است که آزاردهنده است! اینکه یارو برای نمونه آموزش انگلیسی دیده، حالا سخن گفتنش پر شده از واژه های انگلیسی، نام کالاها و فروشگاهها انگلیسی، مسئولان کشور، مجریان و مهمانان در برنامه های صداسیما دارای ادای انگلیسی دانی و. . اینها درد است،
برای همین پرسیدم این بیماری و کمبود و خودکوچک بینی از کجا سرچشمه گرفته؟
من میگم حتا هیچ دلیلی نداره گزارش های پزشکی و تشخیصی به انگلیسی باشد و دلیل کلیشه ای که در این زمینه آورده می شودهرگز پذیرفتنی نیست.
به کاربران آبادیس! با درود و مانده نباشید در فرستاده پیشین که در پایان اینجا خواهم گذاشت، واژه ی برکناری (حذف) آمده. این به چه چَمی (معنا) است؟ با سپاس!
نوشته پیشین:
برای گرامی رامگاما آموزگار!
گرامی زبان را می سازند. نو آفرینی ( اختراع ) پدیده ایست که پیشتر نبوده ولی کسی آنرا نوآور شده، مانند زبان اسپرانتو Esperanto
آیا هرآنچه که در دانشگاه به دانشجویان می آموزانند همه راست و درست است؟ اگر پاسخ آری است، پس با داشتن این همه پزشک و استاد و فَراستا ( پروفسور ) و پژوهشگر و کاردان و کارگردان و سیاستمداران و رهبران و شاهان و شهبانو ها و رییس جمهورها و دیکتاتورهای بد که ۹۹٪ آنها دانشگاه رفته استند، چرا تو خوشبخت نیستی؟
((حذف))
سلام. اولاً متأسفانه متوجه حرفهای شما نشدم به جز جمله آخر. تو از کجا میدونی من خوشبخت هستم یا نیستم؟ وقتی خودت خوشبخت نیستی دلیل نمی شود که دیگران هم خوشبخت نباشند. استنباط جالبی است.
به کاربران آبادیس! با درود و مانده نباشید در فرستاده پیشین که در پایان اینجا خواهم گذاشت، واژه ی برکناری (حذف) آمده. این به چه چَمی (معنا) است؟ با سپاس!
نوشته پیشین:
برای گرامی رامگاما آموزگار!
گرامی زبان را می سازند. نو آفرینی ( اختراع ) پدیده ایست که پیشتر نبوده ولی کسی آنرا نوآور شده، مانند زبان اسپرانتو Esperanto
آیا هرآنچه که در دانشگاه به دانشجویان می آموزانند همه راست و درست است؟ اگر پاسخ آری است، پس با داشتن این همه پزشک و استاد و فَراستا ( پروفسور ) و پژوهشگر و کاردان و کارگردان و سیاستمداران و رهبران و شاهان و شهبانو ها و رییس جمهورها و دیکتاتورهای بد که ۹۹٪ آنها دانشگاه رفته استند، چرا تو خوشبخت نیستی؟
((حذف))
رولاند گرامی!
زبان فارسی همین است که تو خود در بالا نوشته و به همان گونه « حرف میزنی». این زبان پارسی است که پس از تازش تازیان اگر کسی پارسی سخن میگفت زبانش را می بریدن و بر درختی آویزان میکردن تا دیگر پارسی زبانان ببینند و پارسی سخن نگویند. تازیان چون وات (حرف) « پ ، چ، ژ و گ » نداشته و ندارند، پارسی را فارسی گفتند. گذشته از بریدن زبانها، نَسک (کتاب) خانه ها را هم سوزاندن ولی باز نتوانستند بنیاد زبان پارسی را برکنند چون بودند کسانی که نوشته های پارسی را در سینه و یادمان خود و یا در جاهایی بدور از دست تازیان پنهان و نگهداری کردن که پس از ۴۰۰ سال بزرگمردی چون پردیسی (فردوسی) توانست شاهنامه را بنویسد.
بنویسد.
فارسی زبان راستین و بنیادین ایرانیان نیست. بهتر است بگوییم زبان فارسی تنها ۱۵٪ واژه های پارسی دارد. دیگر واژه ها بیشتر آرامی (به گویش عربی) سپس مغولی و ۱۰٪ هم واژه های اروپایی فرانسوی و انگلیسی و روسی و آلمانی است.
پس از تازیان، هنگامی که ایران دوباره بدست ایرانیان فارسی زبان افتاد، بودند کسان و بزرگانی که میخواستند دوباره فارسی را برکنار و دوباره پارسی سخن گویند ولی شوربختانه این مردم نه تنها زبان راستین خود را از دست داده، وانکه (بلکه) فرهنگ بنیادین خود را هم فراموش کرده و هنوز هم با « سلام و انشالله و ماشالله» می خواهند به آزادی و آسایش و آرامش برسند. ۱۴۰۰ سال است که در انجام چرخش به دور خوداند و هنوز نمی دانند که زندگی تنها زنده ماندن نیست.
خوشبختی و نیک منشی یک مردم بسته به زبان و فرهنگ آن مردم دارد.
در ایران امروز چند در سد (صد) مردم خوشبخت و نیک منش اَستند؟
هر زبانی نیازمند به پشتیبانی یک فرهنگ اَشآ (راستی) و نیک است. همانگونه که هر دانشی به تنهایی نمی تواند به سود این جهان و جانداران و جانوران باشد. پس اینجا خرد است که می تواند دانش را پشتیبان باشد.
در جهان ما، این همه استاد و فَراستاد و پزشک و دانشمند و پژوهشگر و کاردان و کارگردان و شاهان و شهبانوها و رهبر های «سیاسی» و دینی داریم و باز این همه جنگ و دشمنی و کلاهبرداری و چه و چه برای چیست؟ آیا اینهایی که خود را سرپرست مردم خود میدانند چون به باور خود دانش آنها از مردم بیشتر است، آیا با خرد هم آشنایی دارند؟
به نام خداوند جان و خرد
من آنچه را که میخواهم بگویم نخست می اندیشم که چگونه بگویم تا شنونده سخن مرا بدرستی و راستی دریابد. چگونه گفتنم تنها پس و پیش کردن واژه ها نیست، وآنکه برای شناخت واژه ها و چم (معنی) راستین آنهاست.
زبان انگلیسی اگر امروز جهانی است، برای زور و نیرنگ و آگهی (تبلیغ) های انگلیسی ها بوده که مردم جهان هم ناآگاهانه آنرا پذیرفته و در بیشتر زمینه ها بکار می برند.
زبان انگلیسی یک زبان من درآوردی است که بیشترین واژه هایش آلمانی، فرانسوی، یونانی و باستانی( لاتین) و ایتالیایی . کاسته یانو (اسپانیایی) است. بماند که بیشترین زبانهای اروپایی ریشه در زبان ایرانی و سانسکریت (هندی باستان) دارند و هنوز هم از اینجا و آنجا وام میگیرند و سپس به شمار (حساب) خود میگزارند.
برای نمونه به شیوه ی نوشتاری انگلیسی نیک بنگریم، می بینیم که وات (حروف) ها آنگونه که نوشته می شوند خوانده نمی شوند و یا در پس بسیاری از واژه ها وات « e »ایی نوشته شده ولی خوانده نمی شود. (در زبان فرانسه گاهی نیمی از واژه خوانده نمی شود). یونانی و لاتین را نمی دانم، ولی کاسته یانو(اسپانیایی) و ایتالیایی بیشتر آنچه که نوشته می شود خوانده می شود.
امروز کسی نامی از «زبان آرامی» نمی داند چون عربستانی ها این زبان را دزدیدند و آنرا عربی نامیدند. عربی زبان نبود و تنها یکی گویشی (لهجه) از زبانهای سامی که زبان آرامی است بود. از این بگذریم که واژه ی عرب را رومی ها بر سر مردم در عربستان کنونی گذاشتند.
زبانهای سامی: وگاریتی، فنیقی، آرامی و عبری (یهودی) اَستند.
این چه زبانی است که واژه ی «است» ندارد. نمونه اگر بخواهند بگویند « محمود دکتر است » گویند: محمود دکتر.
در فارسی من درآوردی دست کم بجای است یک « ِ » یا « ه» گفته یا نوشته می شود. محمود دکتره یا درست آن « دکترِ »است.
تنها کسانی که من میدانم پردیسی (فردوسی) و رودکی بودن که به پارسی اندیشیدن تا توانستند به پارسی سخن گویند و بنویسند.
استاد خالقی مطلق گوید: یعقوب لیث صفاری به چامه سرایان ایرانی تازی زبان دربار خود گفت: آنچه من اندر نیابم چرا باید گفت؟
زبان فارسی
هم میهنان گرامی «پارسی گو» و « فارسی گو»! آنچه که تا کنون ما را به ناکجاآباد کشانده، همین زبان فارسی است ( پارسی نه).
آیا این زبان براستی زبان ما ایرانیان بوده؟ اگر پاسخ آری است پس چرا بیش از ۵۵٪ این زبان آرامی (عربی) ۲۰٪ مغولی (ترکی) کم و بیش هم ۱۰٪ واژه های فرنگی و تنها ۱۵٪ واژه های پارسی دارد؟
به باور من اگر سرودسرایان و چامه سرایانی چون سعدی، حافظ و … به زبان پارسی آشنایی می داشتند، هرگز در اندیشه و گفتار و نوشته های خود واژه های بیگانه بکار نمی بردند. یا اگر آنها امروز می بودند و مانند بسیاری از فارسی زبان ها بجای سخن گفتن می خواستند تنها « حرف بزنند» بیگمان واژه های فرنگی را در نشانهای (آثار) خود بکار می برند، چون زبان فارسی هم یک زبان من درآوردی است.
فارسی زبان او خود یا زبان خود را دوست ندارد و یا تنبل است. چرا؟ برای اینکه نخست در این زبان یکی زبان نوشتاری است و دیگری زبان «حرف زدن» فارسی زبان هتا (حتی) زبان دین خود را به تنبلی برزبان می آورد و « اسلام و علیکم » را تنها «سلام » می گوید.
یا اینکه در زبان فارسی بیشترین ها زدنی است. مانند. حرف زدن (اگر گفتن نیک است پس چرا باید آنرا زد؟) سنتور زدن، کمانچه زدن، ریش زدن،بزن تو رگ، زنگ زدن و … و تا جایی که بچه و زن را هم می زنند. یا خوردنی و نوشیدنی و زمین را هم میخورند. آب بخور، زمین نخوری هااا!
گمانم برخورد با زمین ( به زمین برخوردم) بر را فراموش و برخورد می شود خورد، یا به زمین افتادن را زمین خوردن گویند.
اگر زبان پارسی (فارسی نه) کم و بیش ۲ هزار سال بر او ستم شده ولی هنوز یکی از دانشیک ترین و خردمندانه ترین زبان در جهان است. اگر از سانسکریت والاتر نباشد، کمتر هم نیست.
درود بر شما
از پاسخهایی که برای پرسش من فرستادید سپاسگزارم و نیز شادمان از اینکه می بینم کسانی هستند که نگران زبان ارجمندِ ایران گرانمایه می باشند. خویشکاری و وظیفه ما اینست که تا می توانیم به هر روشی با هر ابزاری جلوی درونشد واژه های بیگانه را بگیریم و واژه های بیگانه ی زورچپان شده ای که در پارسی درون شده اند را دور بریزیم، از نسکها ( کتابها ) ، آموزش و پرورش، صداو سیما و. . . زبان پارسی هیچ نیازی به این واژه ها نداشته است. پیروز باشید
گرامی کشاورز درود! زبان پارسی برای ایرانیانی است که به زبان و فرهنگ خود ارژ ( ارج ) میگذارند. آنان که چشم و گوش بسته به دنبال واژه های بیگانگانند، همانهایی اَستند که امروز در ندانم کاری های خود درمانده اند که نمی دانند چگونه اندیشه کنند، چگونه سخن گویند و چگونه کردار کنند. نمونه: ۳ پند نیک زرتشت را که نخست اندیشه، دوم گفتار و سوم کردار نیک است را اینگونه میخوانند: رفتار نیک، گفتار نیک و پندار نیک.
موضوع آموزش زبانها و تأثیر آموزش انگلیسی بدون محدودیتهای زبانی در اجتماعات فارسیزبان به مسائل مختلفی اشاره میکند. این موضوع به مشکلات فرهنگی و آموزشی بسیار گستردهای مرتبط است. در ادامه نقاطی را که ممکن است نقش داشته باشند توضیح دهم:
- فرهنگ و تأثیرات فرهنگی: تأثیرات فرهنگی و اقتصادی جهانی باعث شده تا آموزش زبان انگلیسی در اکثر کشورها اهمیت داشته باشد. این مسئله در ایران نیز تأثیر داشته و به آموزش انگلیسی بدون محدودیت توجه بیشتری شده است.
- تأثیر رسانهها و اینترنت: انتشار رسانهها و اینترنت به معنای بسیاری از محتواها در انگلیسی و دسترسی آسان به آنها باعث شده تا افراد در تماس با انگلیسی و دیگر زبانها قرار گیرند.
- تغییر نگرش به فرهنگ غربی: تغییر نگرش به فرهنگ و سبک زندگی غربی نیز نقشی در افزایش تمایل به آموزش انگلیسی دارد.
- مشکلات آموزشی: مشکلات در سیستم آموزشی ایران، از جمله تدریس معمولی زبانهای خارجی در مدارس، ممکن است به تقویت آموزش انگلیسی خصوصی و بیرویه منجر شود.
- چالشهای فرهنگی و زبانی: آموزش انگلیسی بیرویه میتواند به تضادها و تضاربهای زبانی و فرهنگی منجر شود.
درمان این مسائل نیازمند توجه به چندین جنبه است. از مهمترین آنها، بهبود سیستم آموزشی کشور، توجه به تدریس بهینه زبانهای خارجی در مدارس، ترویج فرهنگ مطالعه در زبانهای محلی و بینالمللی، ترجمه و ترویج آثار ادبی و علمی فارسی، و تأمین منابع آموزشی برای آموزش زبانهای خارجی در مدارس و دانشگاهها میباشد. همچنین، ایجاد فرهنگ تقویت زبانهای محلی به عنوان شاخص مهمی از هویت ملی نیز میتواند به مواجهه با این مسائل کمک کند.
سلام بر مهدی عزیز.
دفع خطر زبان انگلیسی یک آگاهی دهی جمعی و عمومی نیاز دارد. به جای آنکه جلوی آموزش آن گرفته شود اهمیت زبان فارسی باید بالا برده شود. در مسایلی شبیه کالاهای تجاری که متاسفانه کوچکترین کالاهای ساخت ایران مملو از نوشتارهای به زبان انگلیسی هستند حرکتی عمومی برای افزایش آگهی عمومی باید صورت پذیرد که مردم از این تولید کنندگان انتقاد کنند و کالاهایشان را نخرند تا مجبور شوند روی کالا ها فقط به زبان فارسی بنویسند. در هر صورت یک خیزش اجتماعی بریا اطلاع رسانی در شبکه های اجتماعی لازم است.