پیشنهاد مصدر نوین دربرار to sound
درود بر دوستان گرامی روز خوش
می توانیم با بهره بردن ازواژه سدا که گفته می شود پارسی است در قالب مصدر های انگاشتن و پنداشتن مصدر نوین
سداشتن
را بسازیم با بن کنون:
سدای، سدار
که هم خوش لواز و خوشلفظ است هم ریشه من د
١ پاسخ
به انگاشتن و پنداشتن با بن مضارع انگار و پندار مانند فعلهای دیگر این گروه مثل نگاشتن و گداشتن/گداختن با بن مضارع نگار و گدار/گداز اشاره کردید. پسوند «ـاشتن» صرفا پسوند مصدری نبوده و بخشی از بن گذشته است که در برابر بن مضارع «ـار» قرار میگیرد.پس اگر بخواهیم از اسم مصدری به سبک انگاشتن بسازیم، باید بن مضارع آن را سدار در نظر بگیریم، نه سدای. سدای میتواند به گروه دیگری از افعال تعلق یابد مثل: سرودن/سرای، نمودن/نمای، آزمودن/آزمای.
به این ترتیب، سدای در صورت ساخت، ما را به مصدری مانند سِدودن یا سِداییدن میبرد نه سداشتن. از میان دو گزینه پیشنهادی شما سِدار هم قاعده با انگار و پندار میتواند باشد.
از لحاظ لفظ و آوا ، سدار و سداشتن با الگوی دیگر افعال اینچنین مثل پنداشتن/پندار، خوشآوا و روان خوشآهنگ به گوش میرسد.
موضوع مهمی که باید به آن توجه فرمایید ، ریشه واژه سدا (صدا) در حقیقت واژهای عربی از ریشه صَدیَ به معنای پژواک و آوای بازگشته است. اینکه گفته میشود پارسی است، یک ادعای رایج ولی نادرست است.در فارسی سره معادلهای آن آوا، بانگ، آواز و نوا است.
با آنکه معادلهای اصیل و پارسی سره برای آن وجود دارد، اگر بخواهیم مثل وامواژه عربی فهم/فهمیدن آن را به فارسی وارد کنیم که در زبان فارسی چندان بیسابقه هم نیست، سداشتن/سدار میتواند به معنی آوا پنداشتن، شنیدن و به شمار آوردن یا حتی صدا دادن برساخت شود و این نیز با وجود ماده و بن غیرایرانی آن، به قرارداد اهل زبان در پذیرش معنای دقیقش بستگی دارد.
اگر هدف شما ریشهمندی از بن واژههای ایرانی اصیل باشد، بنظرم شایسته است از واژههای معادل زیباتر و اصیلتر ایرانی چنانکه پیشتر عنوان کردم پیشنهاد دهید. سپاس