پرسش خود را بپرسید
به خواری در پی ات سعدی چو گرد افتاده می گوید پسندی بر دلم گردی که بر دامانت نپسندم
١ ماه پیش
٤٥
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
میگه من حتی نمیپسندم که گرد و خاک راه بر دامان تو بشینه اما تو چرا دلت میاد و قبول میکنی که درد و ناراحتی چون غباری بر دل من بشینه
١٠٩,٩٩٢
١٠٨
٧٣٠
١,٦٢٢
١ ماه پیش
این بیت از سعدی بسیار ظریف و عاشقانه است:
به خواری در پیات سعدی چو گرد افتاده میگوید
پسندی بر دلم گردی که بر دامانت نپسندم
معنی واژهها
- به خواری: با ذلت و فروتنی
- چو گرد افتاده: مانند غبار و خاکِ ناچیز در پی کسی افتادن
- پسندی: آیا میپسندی؟
- بر دلم گردی: غبار و کدورتی بر دل من بنشیند
- بر دامانت نپسندم: که من همان را برای دامان پاک تو نپسندم
معنی روان بیت
سعدی میگوید: من با نهایت فروتنی و حقارت، مثل غباری در پی تو افتادهام؛ اما با این حال، آنقدر دوستت دارم که حتی رنج و غباری را که برای دامان تو خوشایند نیست، برای دل خودم هم روا نمیدانم.
مفهوم عمیقتر
در اینجا عاشق به مرحلهای از عشق رسیده که:
- خود را کاملاً کوچک و بیارزش در برابر معشوق میبیند («چو گرد»)
- اما محبتش خالص و بیچشمداشت است
- دلِ عاشق آیینهٔ حرمت معشوق شده؛ یعنی هرچه برای معشوق ناپسند است، عاشق برای خودش هم نمیخواهد.
در واقع سعدی میگوید: «من آنقدر با تو یکی شدهام که حرمت تو را حرمت دل خود میدانم.»
٢٢,٥٣٤
٧
٢,٣٣٩
١٣٤
١ ماه پیش