تفسیر و برداشت جملهی مشخص شده از کتاب کلیله و دمنه چیست؟
مفهوم جملهی "مدّتِ آن مقرون به انتهای عمر عالم صورت نبندد" در بند زیر چیست؟ ترجمهی تحت اللفظی منظورم نیست. متوجه معنی پشت عبارت نمیشم. منظور از مدت چیه؟ ضمیر آن به چی اشاره داره؟
... و تَنفیذِ شَرایعِ دین و اِظهار شَعایرِ حق، بی سیاستِ مُلوکِ دیندار بر روی روزگار مُخَلَّد نمانَد، و مدّتِ آن مقرون به انتهای عمر عالم صورت نبندد، و اشارت حضرت نُبُوَّت بدین وارد است که : المُلکُ و الدّینُ تَوأَمان.
* تنفیذ شرایع دین: به اجرا در آوردن احکام
* اظهار شعایر حق: بیان راه و رسم حق
* مخلّد: جاویدان
کلیله و دمنه --- دیباجهی مترجم
ترجمهی اَبُوالمَعالی نَصرُاللهِ مُنشی
تصحیح مجتبی مینُوی طهرانی
٥ پاسخ
«مدت آن مقرون به انتهای عمر عالم صورت نبندد» مترادف با جمله قبلی یعنی «بر روی روزگار مخلّد نماند»، به همون معنای جاودان نشود یا باقی نمانده. ولی اینقدر جمله با اطناب و تفصیل بیان شده (که از ویژگیهای زبانیِ کلیله و دمنه محسوب میشه) که در نظر مخاطب از معنا تهی میشه یا بدتر، مخاطب فکر میکنه عمق بیشتری داره.
درواقع «آن» به «تنفیذ شرایع دین و اظهار شعایر حق» اشاره داره. و خود جمله «مدت آن......» کاملا با ارجاع به کل منظور پاراگراف قابل معناست.
یعنی اگر حاکمی دین دار نباشه که احکام دین رو اجرا کنه، این احکام جاودانه نخواهند شد و عمر وجودیشون با عمر جهان یکی نمیشه (اگر حاکم دینی احکام دین رو اجرا کنه، تا دنیا، دنیاست، این احکام هم وجود دارن).
ضمنا نسخه اصلی کتاب رو توی اینترنت سرچ زدم. در نسخه اصلی تصحیحنشده هم عین همین جملات اومده.
درود
یعنی دوام و ماندگاری آن چنان طولان نیست که به پایان عمر جهان برسه یا عمر آن به اندازهای نیست که تا پایان عمر عالم ادامه پیدا کنه.این ساختار معمولاً برای تأکید بر ناپایداری یا اندکبودن دوام چیزی به کار میره.
معمولاً در نثر کلیله و دمنه، «آن» به چیزی اشاره میکنه که دربارهاش در همان بند صحبت شده
مدت آن: مدت آن چیز، یعنی بقا/ادامهی آن.
«آن» یک ضمیرِ ارجاعی ست به مورد قبلی بحث، نه به خودِ «عمر عالم».
سلام ، بدون شاهان و فرمانروایان دین دار و متدین ، همه احکام دینی و حتی بیان راه حق به فراموشی سپرده خواهند شد با اینکه آن اوامر الهی خالد و بدون زمان در همه زمانها قابل اجرا هستند ، کما اینکه....
ضمنا تصحیح استاد مینوی به هیچوجه غلط یا کم و کاست نداره و بعد از سالها هنوز بهترین و کاملترین تصحیح موجود از کتاب کلیله و دمنه است.
پاراگرافی که ذکر کردین بار معنایی زور و اجبار نداره. و هم پیش و هم پس از اون رو اگر مطالعه کنید، داره از حکومت دینی بویژه در این مطلب حکومت اسلامی تمجید و ستایش میکنه و کاملا از معنای زور خارجه.
اصولا همه کتب تاریخی از این دست با ستایش خدا، دین و شاه (نمود حکومت خداوندی بر زمین) شروع میشن. امکان نداره از حکومت زور، ضعف، ظلم یا چیزی از این دست که به مذاق حاکم خوش نیاد صحبتی بکنه در مقدمه (در متن، از طریق قصه و تمثیل چرا).
درود و وقت بخیر
تبعیت و اجرای احکام و قوانین دین و بیان نشانههای حق بدون سیاستِ حکمرانِ صالح در جهان پایدار نخواهد ماند و این روند تا پایان عمر دنیا ادامه نخواهد داشت.
سلام.
به نظرم این معنی جور در نمیاد. این پاراگراف روی این محور میچرخه که تا زور بالای سر نباشه، اجرای احکامِ دین شدنی نیست و در صورت وجود یه حاکم متدین هست که احکام دین جاویدان میشه. عبارت "مدّتِ آن مقرون به انتهای عمر عالم صورت نبندد" هنوز برای من گنگه.
اگه شما یا فرد دیگه ای جواب سوالمو میدونید اینجا به اشتراک بذارید. اگه نه فرض رو بر این میذارم که یه اشتباه توی تصحیح صورت گفته. چون این عبارت در تصحیح استاد مینوی آمده ولی در تصحیح آیت الله حسن زاده آملی نیومده.
وقت بخیر
نظر و برداشت شخصی از مطلب یک مقوله جداست، و تفسیر و معانی مطالب ذکر شده چیزی دیگرست.
به نظرم بندی که شما نوشتیدبا توجه به مطالعه کامل بخش مورد نظر که نام آن بخش «فضیلت پیامبر اسلام»است برگردان آن به زبان روان و ساده چیزی بود که عرض کردم خدمت شما و بازم هم تحقیقات جامع تر لازمه.
اما مسئله مهمتر برای مطالعه و درک صحیح از مفاهیم نداشتن زاویه فکری و تعصب نسبت به چیزی ست، البته بنده به شما جسارت نمیکنم صرفاً جهت اطلاع عرض کردم.
منظورم از زور این نبود که حاکم به مردم زور بگه. منظورم این بود که حاکم باید قدرت و زور کافی داشته باشه که هر کسی نتونه احکام دینی رو به میل خودش تغییر بده و بدعت ایجاد کنه وهمچنین توانایی مجازات افراد کجرو هم داشته باشه. جملات پسین این بند هم به این برداشت من اشاره دارند:
"حَلاوتِ عبادت را آن اثر نتواند بود که مهابتِ شمشیر را"
"نادان جز به عاجلِ عذاب از معاصی باز نباشد"
"ما یَزَعُ السُّلطانُ اَکثَرُ مِمّا یَزَعُ القُرآنُ"
"آیه ی 13 سوره حشر"