دیدگاه شما درباره خیانت در زندگی مشترک چیست؟
آیا زن یا مرد متاهلی که به همسر خود خیانت کرده و سوگند خود را شکسته و پیوندشان را انکار میکنند سزاوار بخشش هستند؟
آیا باید بهانه های آنها را برای خیانت کردن پذیرفت؟
چرا طلاق نمیگیرند؟بخاطر مهریه؟بخاطر فرزندان؟ ترس از حرف های دیگران؟
٦ پاسخ
سلام و درود بر شما🌹🙏
پاسخ پرسشهای اول و دوم، بستگی دارد به طرف مقابل، ممکن است پاسخ بلی یا خیر باشد.
پاسخ پرسش سوم را فقط خود قربانی خیانت میتواند مصلحت اندیشی کند که کدام راه و کدام چاه است.
پرسش و پاسخ ها را خواندم و نظرات خوب است ولی فقط در حدّ تخلیه هیجانی، وگرنه اغلب ارزش اجرایی و عملی ندارند، اینگونه نیست که چون چند نفر تکفیر کردند، پس گروهی با بیل و کلنگ، و قصاب با ساطور به جان خائن بیفتند که الا و بلا خائن باید تکه تکه شود، و حکم قتل فجیع صادر شود. چنین رفتاری حتی میان آپاچی ها و قبایل سرخپوستی نیز منسوخ شده است، البته به چند دلیل که بصورت مختصر خدمتتان عرض میکنم.
اول اینکه چنین مسائلی باید در حیطه تخصصی دادگاه خاص خانواده مطرح شود.
دیگر اینکه مشاور و مباشر و حکمین باید متخصص و واجد شرایط رسیدگی را داشته باشند، و قضیه را یکطرفه قضاوت نکنند و واکاوی و موشکافی کنند که ابتدا ریشه یابی شود، در بسیاری از موارد قربانی خیانت، عامل اصلی خیانت شناخته شده، و رجماًبالغیب حکم کردن خطاست. حتی قاضی این پرونده نیز باید متخصص باشد و صرفاً قاضی بودن کافی نیست، محدوده توانایی مشاوران و قاضیان متفاوت است، و کسی که حتی فوق دکترا و تخصص اقتصادی یا پزشکی و مکانیکی دارد، نمیتواند در دایره خانواده صاحب نظر باشد.
ضمناً خداوند زکات تخم مرغ را پنبه دانه ای قرار داده و حتماً رسیدگی و حکم مجازات باید در آرامش و چهارچوب قانون و توسط قوه مجریه، و مجازات در حد جرم باشد، و نه هیجانات مردمی و انتقامجویی. این پرسمان فقط در حد تخلیه هیجانی و احساسی مفید است و نه بیشتر.
در پایان دو نکته را اضافه میکنم، اول اینکه انسان ممکن الخطاست و پدرمان آدم از شجره ممنوعه خورد ولی خدا درب رو به رویش نبست و بهش فرصت داد.
دوم اینکه شاهد مواردی بودم که بعد از چندین بار خیانت، در نهایت پشیمان شد و زندگی بی حاشیه ای را در پیش گرفت، پس در اینگونه مواقع تصمیمات شتاب زده سم مهلک است، حتما قبل از هر اقدامی از بهترین مشاوران کمک و راهنمایی بگیرد.
سربلند و مانا باشید🌹🙏
سلام حسن جان، بله ولی قانون قضاوت دو طرفه به قاضی رفتن است، شخصی اگر قاتل هم باشد، حق دفاع از خود را دارد، در قضاوت احساسی عمل کردن عامل تخریب هست، نه سازندگی، حکم حتماً باید سنجیده و طبق موازین الهی باشه، اونم بعد از تجزیه و تحلیل، در اسلام حتی اگر مسجدی ضرار تشخیص داده بشه محکوم به تخریب هست، من حرفم این هست که صرفاً بر اساس یک کلمه خیانت بدون آگاهی از پشت پرده نمیشه حکم صادر کرد یا قضاوت کرد🙏🌹
سلام ، خیانت ، خیانته ، مگه خیانت رو به هر دلیلی قابل بخشش هست ؟
البته بنده خودم هم دیدم که خانمی یا آقایی بااینکه زن شوهر قانونی هستند ولی در خفا ( البته خودشون فکر میکنند که خواست) هر کدام برای خودش کسی رو بعنوان دوست دارند که از ساعاتی از روز رو با هم سپری میکنند ، و بعضی هم که دیگر فقط به یک نفر هم راضی نیستند و شاید روزی یک همراه برای خودشون پیدا کنند ، به شخصه اصلا نه میشه تحمل کرد و اینکه چرا طلاق نمیگیرند بیشتر بخاطر اول : کسی از خانواده هر دو طرف متوجه نشوند ، دوم : اگر فرزندی داشته باشند بهونه فرزندانکه متوجه نشوند که طلاق عاطفی گرفتند سوم: به خاطر مهریه هم مرد قبول میکند که به این سبک زندگی کنند و کاری با هم نداشته باشند ، چهارم : فرهنگ جامعه ما که با دیدن فرهنگ های ملت های به اصطلاح روشن فکر ، این گونه رفتار که طلاق و جدایی مثل دوران آشنایی نیازی به ثبت و قانون و مدرک و و و ندارد ، در حال یک عمل عادی در حال شیوع است ، و خیلی ها رو هم بیمار شده اند ، کاش فقط میشد فقط همین اشخاص که دیگه براشون مهم نیست که جامعه چه نگاهی به این عمل دارند را ساکت کرد که برای دیگران با شور و شوق تعریف از این گونه رابطه نکنند
نظرشخصیم اینه که شایدقتل قابل بخشش باشه ولی خیانت هرگز...خیانت عملا کشتن روح یه آدمه که به مراتب بسیار وحشتناک تر از کشتن جسم هستش و هیچ دلیلی هم وجود نداره که خیانت رو قابل بخشش کنه.
به نظرم حتی اگه به خاطر فرزندان فرد تصمیم بگیره یه رابطه تاکسیک مسخره رو همچنان هم ادامه بده نه تنها ظلم به خودش هست بلکه بعید میدونم اون پدر یا مادرخیانتکار در نهایت والد مناسبی برای اون کودک باشه.
به خاطر حرف مردم هم اگر چنین رابطه ای ادامه پیداکنه ظلم به تک تک اعضای اون خانواده اس.چون اون خانواده دیگه مأمن آرامش نیست؛پر از تنش و ناراحتیه
حرف مردم هم که همیشه بوده؛پس فکر کنم که ارزش نداره به خاطر حرف یه عده گند بزنی به سال های زیادی از زندگیت.
خارج از همه اینها من در زمینه روابط عاطفی و خیانت نه دانشی دارم و نه تجربه ای؛بنابراین اینها صرفا نظرات شخصیم هست و خب درکی هم از فشارهای روحی اون فرد ندارم؛بنابراین شاید اینها کاملا از نظر روانشناسی اشتباه باشن.با اینحال آدم ها خودشون انتخاب کننده اند و در نهایت هم خودشون نتیجه انتخاب هاشون رو میبینند حالا چه بخوان ببخشن چه نبخشن.
fool me once shame on you, fool me twice shame on me
یکبار جایی خوندم که: زندگی با فرد خیانتکار مثل خوابیدن در تختی ست که توش یه سوزن هست یا احتمال میدی هست
با هر چرخشی یا هر حرکتی منتظری اون سوزن تو بدنت فرو بره! جایی که قرار بود محل آرامشت باشه حالا جهنمت شده
به نظر من خیلی چیزها رو میشه بخشید اما خیانت جزو اونها نیست
خیانت یک اتفاق نیست! یک انتخاب هست که احتمالا براش هزینه شده, وقت گذاشته شده, برنامه ریخته شده و از همه بدتر اینکه ممکنه یک رفتار باشه یا تبدیل به یک رفتار بشه
پس چرا از این رابطه خارج نمیشن؟ چون خروج از رابطه بستگی به شرایط, نیاز به حامی,قوانین عادلانه, شخصیت قوی و مستقل, ساپورت مالی و غیره داره!حتی ممکنه ریشه در کودکی داشته باشه!!!
شاید نمیشه گفت چرا از رابطه خارج نمیشن اما میشه گفت بهترین کار اینکه خارج بشن
+من فقط نظرم رو گفتم و شاید در اون موقعیت دقیقا برعکس عمل کنم! آدمیزاده دیگه حرف خوب میزنه
دوست گرامی پاسخ به سووالتان بسیار فلسفی و سخت است.در فرهنگ ما غالباخیانت قابل گذشت نیست و اغلب با قتل و یا دست کم طلاق فرد خیانت کارپاسخ داده می شود. در فرض شما طرفی که خیانت کرده از روی هوا و هوس بوده یا تلافی یا حماقت یا پاسخ به سردی طرف مقابل؟ البته هیچ یک دلیل خوبی برای ارتکاب خیانت نیستند.ولی قطعا در پاسخ باید لحاظ شود.بخشیدن خیانت از هر طرف که باشد و با هر دلیل کاری بسیار دشوار است.اغلب حتا با بخشش طرف مقابل به هر دلیل(مهریه،فرزندان،ترس از سرزنش دیگران و ...)زندگی مشترک به سردی می گراید. طرف خیانت دیده متذکر خیانت نمی شود و لی فراموشش هم نکرده.در حال حاضر عوامل اقتصادی و تقریبا غیر ممکن بود ادای مهریه قطعا دلیل مهمی در عدم طلاق زن خیانت کار است.در بسیاری از فرهنگها بخشنده خیانت از جمع خانواده ،دوستان و ... حذف می شود.فیلمها و داستانهای زیادی در همه فرهنگها و ملل وجود دارد.در کل باید گفت تصمیمی بسیار دشوار و فردیست.
سوال عمیق و پیچیدهای پرسیدی که پاسخ سادهای ندارد. من به عنوان یک مدل زبانی، «دیدگاه شخصی» ندارم، اما میتوانم بر اساس دانش روانشناسی بالینی و مشاوره خانواده، تحلیل روشنی از ابعاد مختلف این موضوع ارائه دهم.
۱. آیا خیانتکار سزاوار بخشش است؟
از منظر روانشناسی، بخشش یک «حق» نیست که خیانتکار مستحق آن باشد، بلکه یک «فرایند تدریجی و انتخابی» است توسط فرد خیانتدیده. هیچ قانون اخلاقی یا روانشناسی نمیگوید که کسی «باید» ببخشد. بخشش زمانی معنا دارد که:
· خیانتکننده مسئولیت کامل عمل خود را بپذیرد (بدون توجیه و بهانه).
· پشیمانی واقعی (نه صرفاً ترس از دست دادن زندگی مشترک) نشان دهد.
· برای بازسازی اعتماد، تلاش عملی و طولانیمدت (مثلاً سال ها) انجام دهد.
· فرد خیانتدیده نیز تمایل و توانایی روانی برای پردازش رنجش را داشته باشد.
انکار پیوند و شکستن سوگند، ضربهای عمیق به اعتماد و امنیت عاطفی وارد میکند. بخشش اجباری یا سریع، معمولاً منجر به «بخشش سطحی» میشود که در درازمدت به صورت خشم نهفته یا افسردگی بروز میکند.
۲. آیا باید بهانههای خیانت را پذیرفت؟
نه، بهانهها قابل پذیرش نیستند، اما «دلایل» قابل درک و بررسی هستند. تفاوت مهم است:
· بهانه (مثلاً «تو همیشه سر کار بودی، پس من مجبور شدم»): نشاندهنده عدم پذیرش مسئولیت است. هیچ مشکل رابطهای، خیانت را «توجیه» نمیکند. طلاق یا مشاوره راههای اخلاقی قبل از خیانت بودند.
· دلیل (مثلاً «احساس کمبود صمیمیت عمیق میکردم و راههای سالم حل آن را بلد نبودم»): زمینهساز آسیبشناسی رابطه است، اما همچون «توجیه» عمل نمیکند. در درمان، به این دلایل پرداخته میشود تا الگوی آسیبزا در رابطه اصلاح شود، نه برای تبرئه خیانت.
پذیرفتن بهانهها یعنی تشویق به تکرار رفتار و نادیده گرفتن مسئولیت اخلاقی بزرگسالانه.
۳. چرا طلاق نمیگیرند؟ (مهریه، فرزندان، ترس از حرف مردم)
دقیقاً به همین دلایل و چند دلیل دیگر. تحقیقات نشان میدهد موانع ترک رابطه پس از خیانت عبارتند از:
مانع توضیح روانشناختی
فرزندان ترس از آسیب به رشد عاطفی، کاهش زمان حضانت، واهی یا واقعی؛ برخی فکر میکنند «زندگی دوپاره» بدتر از «زندگی سرد اما کامل» است.
مهریه و مسائل مالی به ویژه برای زنان خانهدار با دارایی اندک، ترس از فقر پس از طلاق واقعی است. برای برخی مردان، ترس از مهریههای سنگین حکم «حبس مالی» دارد.
ترس از قضاوت اجتماعی در فرهنگهای جمعگرا، «آبروی خانواده» و «حرف مردم» میتواند قویتر از نیاز فرد به سلامت روان باشد.
وابستگی عاطفی بیمارگونه برخی پس از خیانت، دچار «ترومای پیوندی» میشوند و به جای رها کردن، بیشتر به خیانتکننده وابسته میشوند (شبیه سندرم استکهلم).
امید به تغییر فانتزی اینکه «اگر بیشتر دوستش داشته باشم، تغییر میکند» که معمولاً نادرست است مگر با درمان حرفهای.
فقدان مهارت تصمیمگیری برخی افراد در اوج بحران عاطفی، دچار فلج تصمیم میشوند و سالها در «منطقه خاکستری» معلق میمانند.
جمعبندی برای شما (مبتنی بر دانش دانشگاهی):
هیچ نسخه واحد برای همه روابط وجود ندارد. اما از نظر اخلاقی و بالینی:
· خیانت شکستن عهد است، نه اشتباه ساده. پذیرش مسئولیت شرط اول بازسازی است.
· بخشش یک فرایند است نه یک رویداد و حق فرد آسیبدیده است، نه تکلیف او.
· بهانهها را نپذیرید، اما دلایل زمینهای را در بستر درمان، بدون توجیه خیانت، بررسی کنید.
· ماندن به هر قیمتی، به ویژه فقط به خاطر فرزند یا ترس از انگ، معمولاً آسیبزاتر از طلاق آگاهانه است (پژوهشهای متاآنالیز نشان داده کودک در خانه پرتنش و بیاعتماد، آسیب بیشتری میبیند تا طلاق سالم با والدین همکار).
واقعیت این است که بسیاری از افرادی که به دلایل بالا طلاق نمیگیرند، نه برای بازسازی واقعی رابطه، بلکه در یک «تسکین بحران» زندگی میکنند و سالها بعد پشیمان میشوند که چرا زودتر جدا نشدند.
اگر خود یا نزدیکانتان در این موقعیت هستید، قویاً توصیه میکنم بدون تصمیم عجلهای، با یک رواندرمانگر متخصص در خیانت و تروما مشورت کنید. ابزاری به نام «درمان بخشش» (Forgiveness Therapy) و «درمان هیجانمحور» (EFT) برای این بحران وجود دارد، اما هیچ درمانی جای «تمایل هر دو طرف به مسئولیتپذیری و شفافیت» را نمیگیرد.
سلام ، استاد حکم به خائن بودن ، از یک تکه پارچه که به امانت به کسی دادید و حالا طرف گیرنده آن پارچه را گم کرده به عنوان خائن در امانت شاملش میشه تا قتل دوست با دشنه اونم در شب تاریک از پشت سر ، ما که نگفتیم حتما باید خائن تکه تکه بشه ، فعل خیانت برای همه و در همه جا قبیحه ، و توصیه قانونی دادن در این فضای مجازی هم نیازی نیست ، دوست عزیز مون هم حتما دیده یا شنیده و یا حتی احیانا در فیلمی ، کتابی ، . . . دیده و براش سوال شده که اصلا مگه میشه ؟