مفهوم« بند ناف روانی» به انگلیسی
کسیکه به ادبیات روانشناسی آشنایی داره لطفاً بگه اصطلاح بندناف روانی معادل چه واژه ای در انگلیسی هست
٢ پاسخ
(family or parent-child) enmeshment
or
emotional incest
در متون تخصصی روانشناسی، بسته به این که منظورتان وابستگی مرضی است یا دلبستگی درمانی، دو اصطلاح رایج وجود دارد:
1. رایجترین معادل (برای وابستگیِ مرضی):
"Cutting the Umbilical Cord" (بریدن بند ناف)
در روانشناسی تحلیلی و متون عمومی، زمانی که صحبت از "بند ناف را بریدن" یا ناتوانی در جدایی از والدین باشد، دقیقاً از همین عبارت استفاده میشود. این اصطلاح به عنوان یک استعاره استاندارد در فرهنگهای لغت ثبت شده است.
مثال کاربردی در متن:
"Some men are just overgrown children that need to cut the umbilical cord..."
(برخی مردان، کودکانی هستند که قبل از هر رابطهای باید بند ناف را قطع کنند.)
2. معادل تخصصیتر (در رویکردهای رابطهای/بدنمحور):
"Umbilical Cord" به تنهایی (برای دلبستگی بازسازنده)
در روانشناسی پویشی و درمان های بدنمحور (Somatic Psychology)، این اصطلاح برای توصیف بازسازیِ "دلبستگی ایمن" بین درمانجو و درمانگر به کار میرود. در این زمینه، "ایجاد بند ناف" به روندی اشاره دارد که طی آن درمانگر سیستم عصبی خود را به عنوان یک منبع تنظیمکننده در اختیار درمانجو میگذارد تا حس اتصال اولیه بازسازی شود.
جمعبندی:
اگر در حال ترجمه متنی در مورد وابستگی بیمارگونه به مادر هستید، "cut the umbilical cord" مناسبترین انتخاب است.