جای خالی نقطه چین را پر کنید:
جای خالی نقطه چین را پر کنید:
شعر بلند را، که در یک وزن و یک قافیه، معمولاً دربارهٔ ستایش، حکمت، شکوهنامه یا موضوعات جدی باشد...میگویند.
٨ پاسخ
شما مرد خوب و مهربان احتمالا کلمه قصیده را میگوییدراستی عکس پیکان را گذاشتی بیاد دهه های گذشته افتادم یادش بخیر پیکان هم عالمی داشت
خوشبخت و سعید باشید بله روزی ۵۰ کوپن سهمیه لایک روزانه است که یکی مثل شما کم میاره کاش سهمیه دوستانی که استفاده نمیکنن ازش را بدن به لایک کوبان . راستی راننده در عکس وجود نداره پیکان بدون شوفر خودش میره
نه انگاری به قول حشمت فردوس نیفتاد؟
توی تبلیغات پیکان نوشته بود: مجهز به بلند ترین کمربند ایمنی جهان😀
۲۰ سانتیمتر کمربند ایمنی شو بلندتر کردند بعد افتخار آمیز گفتند: مجهز به بلند ترین کمربند ایمنی جهان، واقعاً آیا مردم بیچاره رو گاگول حساب کردند؟😀
حالا افتاد؟
تعریف قصیده، بصورت خلاصه: شعری بلند در یک وزن و یک قافیه، معمولاً دربارهٔ ستایش، حکمت، شکوهنامه یا موضوعات جدی. که سه ویژگی دارد: ۱- همهٔ ابیات یک قافیه دارند. ۲- بیت اول دارای ردیف و قافیه است، ولی بیتهای بعد فقط قافیه. ۳- معمولاً طولانی هستش یعنی حدود ۲۰ تا ۶۰ بیت یا بیشتر.
در قابوس نامه عنصرالمعالی داستانی است که: متوکل خلیفه عباسی غلامی به نام فتح داشت و به او انواع فنون آموخته بود. روزی که شنا می آموخت، فتح دور از چشم مربیان خود در دجله مشغول شنا شد که آب طغیان کرد و او را با خود برد. متوکل وقتی خبر را شنید بسیار غمگین شد و اعلام کرد تا او را نیابید غذا نخواهم خورد، شناگران ماهر جستجو آغاز کردند ولی اثری از او نیافتند پس از یک هفته ملاحی او را زنده در یکی از شکاف های کنار دجله به سلامت یافت.
ملاح فتح را گرفت و پیش خلیفه آورد. خلیفه بسیار خوشحال شد و دستور داد غذا آماده کنند زیرا می پنداشت که فتح هفت شبانه روز غذا نخورده است.
فتح گفت: ای خلیفه من سیرم. متوکل گفت: مگر از آب دجله سیری؟ فتح گفت: نه من این هفت روز گرسنه نبودم که هر روز نانی بر طبقی نهاده ،بر روی آب فرود آمدی و من جهد کردمی و بگرفتمی و زندگانی من از آن نان بود و بر هر نانی نبشته بود: محمد بن الحسین الاسکاف متوکل فرمود که: در شهر ندا کنید که آن مرد که نان در دجله می افکند کیست؟ روز دیگر مردی بیامد و گفت: منم. متوکل گفت: به چه نشان؟ مرد گفت: بدان نشان که نام من بر روی هر نانی نبشته بود: محمدبن الحسین الاسکاف. خلیفه گفت این نشان درست آمد اما چند گاهیست تو نان در دجله می افکنی؟ گفت: یکسال است. گفت: غرض تو از این چه بوده است؟ گفت: شنیده بودم که نیکی کن و به رود انداز که روزی بر دهد. به دست من نیکی دیگر نبود آنچه توانستم کردم. متوکل گفت: آن چه شنیدی کردی و بدانچه کردی ثمرت یافتی. وی را بر در بغداد دهی داد و مرد بر سر مِلک رفت و محتشم گشت. جالب اینکه عنصرالمعالی در پایان داستان اضافه میکند در سفری که به حج مشرف شدم فرزندزادگان این مرد را دیدم…
من چند نقد کوچک بر این حکایت دارم.
فراموش نکنیم که شعور چیز خوبی است و نباید هر چه را شنیدیم بی تفکر بپذیریم، فراموش نکنیم که همین متوکل ملعون که ادعای مهربانی به غلامش را دارد، چقدر به امام رضا (علیهالسلام) ظلم کرد و فرزند ایشون (امام نهم) را شهید کرد. و پرسش مهم اینکه: آیا در شهر گرسنه ای وجود نداشت؟ که اسکافی یکسال تمام، نان را در دجله مینداخته؟ آیا نانها در آب خمیر نمیشده؟ این همه طبق ضدّآب را از کجا تهیه میکرده؟ اگر بخاطر خدا نانها را در آب مینداخته، چرا نام خودش را روی نان مینوشته؟ آیا میترسیده که خدا العیاذاً باالله اشتباه کند و ثوابش را بنام کسی دیگر بنویسد؟ اصلاً مگر حکومت ارث پدر متوکل بوده؟ به چه حقی روستایی را به اسکافی بخشیده؟ مردم دروغ شاخدار را بهتر باور میکنند، پیازداغ را زیاد کرده و گفته من خودم فرزندزادگانش را هم دیدم، به مخاطب القاء میکند که: جناب فردین که آس و پاس بود، یهو یه دختر پولدار گرفت و یک شبه صاحب ویلا و کارخانه شد... لالایی هایی که مادران برایمان میخواندند، به مراتب آموزنده تر بودند تا این حکایات تحمیق کننده.. البته تناقض در این حکایت بسیار است، منظور من اعتراض به کتاب نیست، در این زمانه هم بعضی از حماقت و کوتاه فکری خلق موج سواری میکنند، وگرنه ما در فرهنگ ملی خود پذیرفته ایم که خوبی ها و بدی هایی که میکنیم به خودمان برمیگردد، لیکن خواجه عبدالله انصاری میگه: خدایا آنرا که عقل ندادی چه دادی؟ و آنرا که عقل ندادی چه دادی؟ نیکی و بخشش خوبه، ولی نه اینگونه ابلهانه، شاعر میگه:
تو نیکی میکن و در دجله انداز
خودم شیرجه میرم درش میارم
ببخشید
که ایزد در بیابانت دهد باز
قصیده.در یک وزن و قافیه وبلند
درود بر حسین عزیزم🌹
مشکل تکرار کامنتها فقط بخاطر سرعت پایین ایجاد میشود، قبلا همین مشکل را داشتم و بعد فهمیدم آبادیس گناهی ندارد، قبلاً خیلی از این قضیه شاکی بودم.
البته مشکلات دیگری هم وجود دارد که به مرورگرها مربوط میشود، منظورم این است که قلق دارد و کم کم پیدا میکنیم که چه باید کرد.
در مورد اهانت های ترکی راستش من ترکی را کم میفهمم، حق نظر دادن ندارم، چون کسی که مسلط است میتواند قضاوت کند، ولی اگر به قومیت یا اعتقادات اهانت کنند حتما باید ادمین را خبر کرد، چون فوراً آن پست را حذف میکند🌹🙏
درود بی پایان بشما گل گلستان فدای محبتتان . بله متاسفانه خیلی پست تکرار داریم. به قول خودتان باید قلق بدستمان بیاد. البته من یکروز صبرمیکنم وقتی ثبت نمیشه دوباره پست میکنم که الان متوجه شدم بایدبیشتر صبرکنیم احتمالا اینترنت هم یکی از مشکلات است.
ودرضمن اهانت ها به فارسی هستند در آدرسی که گفتم موجوده. منظورم این است ماکه فرصت پیگیری این مسائل نداریم . کاش مدیر روی این موضوع حساسیت به خرج میداد تا حذف بشن . متاسفانه ضمن بدآموزی برای خیلیها بخصوص بانوان چندش آوره. درهرصورت ممنون بابت حضورسبزتان. خدانگهدار
درود بر حسین عزیزم🌹🙏
راستش من اهانت را ندیدم، دنبالش هم گشتم ولی بازم پیدا نکردم، آبادیس با هوش مصنوعی مدیریت میشه، فقط کافیه دقت کنی، چون تمام قسمتها از ریز و درشت ( گزارش ) داره، بزن روی گزارش و نوع خطا یا اهانت را مشخص کن، هوش مصنوعی فوری بررسی و بی سروصدا حذفش میکنه، آره آفرین، درسته اینجا مکان عمومی هست و باید مواظب اخلاق اینجا باشیم، ایول دمت گرم🌹🙏
"قصیده" میگن بهش.
درود بر شما، آفرین قصیده است🙏🌹🪻
درود فراوان
اگر مبنا را ستایش خداوند قرار بدهند تحمیدیه گویند
ولی اگر موضوعات مختلف باشد بجز حمد و ستایش خداوند قصیده گویند.
درود بر شما ارسلان جان عزیزم، بله آفرین🙏🌹
قصیده...ساختار ممشخص و لطیف و هم قافیه و طولانی هست.
توضیحات در بدیع قافیه.
درود بر حسین جان عزیزم بله آفرین🪻🙏🌹
جواب باید قصیده باشه
بله آفرین، درود بر شما کیارش عزیزم🌹🙏
درود بر محمد جان عزیزم، آبادیس ارور میدهد که کوپن ۵۰ لایک تمام شده، منتظرم کوپن برسد، و. . . و راستی در این عکس پیکان طنزی نهفته هست، ببین متوجه آن میشوید؟