ضرب المثل های معادل بیت زیر را بنویسید
چو عیب تن خویش داند کسی
ز عیب کسان برنخواند بسی
✏ فردوسی
نمونه ای دیگر:
آینه چون عیب تو بنمود راست
خودشکن آینه شکستن خطاست
٤ پاسخ
درود فراوان و آرزوی بهترینها برای شما و تمام دوستان آبادیسی عزیزم که حضور گرمشون را سپاس میگویم، و باز هم در حضور شما استاد عزیز زانوی ادب بر زمین میزنم و در محضر شما چون گذشته درس پس میدهم🙏
اینکه فردوسی جان گفته:
چو عیب تن خویش داند کسی
ز عیب کسان برنخواند بسی
جناب فردوسی کلاً با عیب جویی مخالف است و به شکلهای مختلف صریحاً گفته:
تو عیب کسان هیچ گونه مجوی
که عیب آورد بر تو بر عیب جوی
یعنی عیب جویی خودش عیب است، و بصورت اجمالی خصلت عیب جویی را منع میکند، اما پاسخ شما:
در ادبیات پارسی بیش از صد نمونه داریم که این خصلت را منع و مذمت کرده، ولی اینجا شما ضرب المثل خواستید که از اشعار بزرگان صرف نظر میکنم و فقط به چند نمونه ضرب المثل اکتفا میکنم، و بازم ماشاالله خیلی زیاد داریم، ولی فقط چند نمونه رایج را ذکر میکنم.
۱- کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی (کل مخفف کچل) و عجبا که اغلب پزشکان متخصص مو خودشون کچل و کله تاس هستند. (تاس از نظر لغوی یعنی پوچ و خالی، ولی بعضی اشتباهاً طاس مینویسند که نباید سخت گرفت، نماز روزه نیست)
۲- اگه بیل زنی پس اول باغچه خودتو بیل بزن.
۳- کوری عصا کش کور دگر بود.
۴- دیگ به دیگچه میگه روسیاهی. (یا دیگ و تابه)
۵- سیر به پیاز میگه بو میدی.
حالا بازم هست ولی بخاطر اینکه طولانی نشه ترمز زدم، همین حکایت سیر و پیاز را از زبان پروین (رخشنده اعتصامی) تشریحش میکنیم، چون پروین در میان تمام شاعره ها بی نظیره، و بانو رابعه شاید دوم و بانو گوهر رتبه سوم را احتمالاً دارد، البته این سه شاعره هنوز در فرهنگ ما ناشناخته باقی مانده اند. البته من طبق سواد کم خودم این را عرض کردم، شاید نظرم نادرست باشد. بانو پروین ضرب المثل سیر و پیاز را در نکوهش عیبجویی اینگونه زیبا سروده:
سير، يك روز طعنه زد به پياز
كه تو مسكين چقدر بد بوئی؟؟
گفت، از عيب خويش بی خبری
زان ره از خلق، عيب ميجوئی
گفتن از زشتروئی دگران
نشود باعث نكوروئی
تو گمان ميكنی كه شاخ گلی؟
به صف سرو و لاله ميروئی؟
يا كه همبوی مشك تاتاری؟
يا ز ازهار باغ مينوئی؟ (ازهار=گلها)
خويشتن، بی سبب بزرگ مكن
تو هم از ساكنان اين كوئی
ره ما، گر كج است و ناهموار
تو خود، اين ره چگونه ميپوئی
در خود، آن به كه نيكتر نگری
اول، آن به كه عيب خود گوئی
ما زبونيم و شوخ جامه و پست
تو چرا شوخ تن نميشوئی؟
و بانو پروین واقعاً تحسین برانگیز هست ادبیاتش، در جای دیگر حکایت جعل را میگوید. جُعل سوسک سیاه و زشتی هست که خیلی سریع حرکت میکند، بهش سرگین غلتان و گوگونوله کن هم میگن، روی پشگل گوسفند میرود و تندتند با فشار دست سرگین را عقب عقب میراند تا به سوراخش برساند و سرعت عمل بالایی دارد، یعنی وروجکی هست برای خودش، و جعل (نماد وارونگی) هم هست چون مانند خرچنگ عقب عقب بصورت پسرفت میغلتاند تا به لانه برساند، مطلوب و میلش هم به سرگین حیوانات است، این را مقدمه گفتم چون پروین جان، حکایت عیبجویی جعل را اینگونه نقل میکند:
جعل پير گفت با انگشت
كه سر و روی ما سياه مكن
گفت، در خويش هم دمی بنگر
همه را سوی ما نگاه مكن
اين سياهی، سياهی تن نيست
جاه مفروش و اشتباه مكن
با تو، رنگ تو هست تا هستی
زين مكان، خيره عزم راه مكن
سيه، ای بی خبر، سپيد نشد
وقت شيرين خود تباه مكن
و البته پروین مثل دیگ و دیگچه را هم، بصورت دیگ و تابه آورده که چون طولانی هست و نمیخواهم موجب خستگی و ملال شما و دوستان گردد تخلیص میکنم:
به كنج مطبخ تاريك، تابه گفت به ديگ
كه از ملال نمردی، چه خيره سر بودی
ز دوده، پشت تو مانند قير گشته سياه
ز عيب خويش، تو مسكين چه بيخبر بودی؟
تا اینکه تابه اعتراض میکند:
جواب داد كه ما هر دو در خور ستميم
تو نيز همچو من، ايدوست، بی هنر بودی
جفای آتش و هيزم، نه بهر من تنهاست
تو نيز لايق خاكستر و شرر بودی
تا اینکه میگه:
مگر بياد نداری كه دوش، وقت سحر؟
ميان شعلهٔ جانسوز، تا كمر بودی؟
نمی نشستی اگر نزد ما درين مطبخ
مبرهناست كهدرمطبخ دگر بودی(مبرهن=واضحمدلل)
نظر به عجب، در آلودگان نيمكردی
بدامن سيه خود، گرت نظر بودی
من از سياهی خود، بس ملول ميگشتم
اگر تو تيره دل، از من سپيدتر بودی
روح پروین اعتصامی شاد، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
درود بر شما
هزار آفرین
پاسخی جامع ارائه کردید
سپاس
در اشعار خانم پروین اعتصامی علاوه بر مفاهیم و حکم ؛ زنانگی به مفهوم رایج زمان موج میزند ولی بگمانم زنانه ترین اشعار متعلق به فروغ فرخزاد است که البته سنت شکن بوده و غریبانه و مطرود
درود و سپاسمند🙏
بله در مورد پروین امتیازات خوبی داشته و زنانگی را بصورت سنتی و ملی پرداخته ولی فروغ احساسات تند زنانه را بصورت غربی و گستاخانه و به شکل عقده ای و پوچ گرایانه مطرح کرده که با فرهنگ ملی ما در تضاد است، نگاه پروین به زنانگی عمقی و حالت تاریخی دارد یعنی تصویری از تاریخ معاصر خود را در مورد زن بیان میکند، ولی فروغ نگاهی سطحی و آشفته به زن دارد، قصد داشتم در مورد فروغ نقدی داشته باشم اما از هجمه دوستان واهمه دارم و سکوت کردم.
و پروین هجویه ای برای رضاشاه سروده که اغلب عوام متوجه مفهوم این هجویه نشدند و آنرا مدح و ثنا تصور کرده اند، در حالی که پروین آشکارا کشف حجاب را به سخریه گرفته، پروین منزوی نبوده و با گذاشتن کلاه بر سر در دربار حضور داشته و از نزدیک شاهد وقایع زمان خود بوده، و با اشعاری چون اشک یتیم پهلوی را کوبیده، و با هجویه ای در ستایش پهلوی و کشف حجاب عقاید خویش را مخفی و تقیه نموده، اگر عمری باقی باشد به کمک شما به این قضیه خواهیم پرداخت.
و از نظر من فروغ دختر این آب و خاک هست و قابل احترام است و اگر آسیب عقیدتی دیده قابل آنالیز و بررسی هست و نیاز هست نقدی با ویژگی آسیب شناسی بهش داشته باشیم.
در فرصتی مناسب نقدی بر مولوی خواهم نوشت و اگر بازتاب منفی نداشت، فروغ و دیگران را هم نقد خواهم کرد. چون بعضی افراد تعصبی فکر میکنند و بقول معروف، در اینگونه مواقع، احساسون به عقلشون پنالتی میزند و عنادگونه و تعصبی موضع میگیرند که
که منم اهل مجادله و بگو مگو نیستم، اگر مخاطب منصف و منطقی باشد تابع مستندات گفتگو میکنم، ولی اهل مشاجره و جنگ و جدل نیستم، دوست دارم موافق و مخالف با حفظ عفت کلام، بصورت منطقی و معقول نظر و سلیقه خود را مطرح کند، نگاه ما باید خالی از قصد و غرض و تعصب باشد، حالا فعلاً فشار کارم زیاد است و در فرصت های کوتاهی اینجا حضور دارم ولی ان شاالله بعد از دهه کرامت سرم خلوت میشود و اینجا بیشتر در خدمتتون هستم، و حتماً از محضر شما بهره ی بیشتری خواهم برد، سربلند باشید. 🌺🙏
نگران زیاده روی در سوگیری ها نباشید
و مطالب خود را بصورت کامل و جامع بنویسید. اگر فردی نظر مخالف داشته باشد میتواندنظرش را ابراز کند و شکر خدا مطالب ادبی واکنش های تندی در پی ندارد
اشعار فروغ باعث واکنش های تند جامعه گردید و حتی مشکلات زندگی شخصی خودش را هم موجب شد
ولی اگر ایشان در جامعه کنونی می زیست احتمالا چنین مشکلاتی در آن حجم و اندازه نداشت لذا ظرف زمانی رویدادها هم در کم و کیف وقایع اثرگذار است.
خانم پروین اعتصامی به نوعی درگیر جبر زمانه و جامعه کاملا مردسالار وقت بود بنابراین ( عصیان ) نمی کرد و لذا ( تولدی دیگر ) نداشت. من هم عکس های با حجاب و هم عکس های بی حجاب ایشان را دیده ام
درود بر شما🙏
آلبومی از عکسهای پروین در دربار وجود دارد که با دقت آنالیزشون کردم و نکات جالبی در آن نهفته بود، در پژوهش زندگی گذشتگان از روش خاص خودم بهره میگیرم که از یکی از بزرگان آموختم، اینکه قبل از بررسی ادبیات هر کسی در گذشته، باید ابتدا تاریخ گذشته را مرور کنیم تا ابتدا بفهمیم شاعر در چه شرایطی زندگی کرده و چه دغدغه اجتماعی داشته، بعد در پیرامون اطرافیان شاعر پژوهشی میکنم تا موضع گیری اطرافیانش را لمس کنم، بعد
و بعد در غالب ابیات شاعر همزاد انگاری بوجود میاورم و با شاعر همدل میشوم، این شیوه باعث میشود که او را لمس کنم و به افکار و عقایدش بیشتر آشنا شوم. اما نتیجه ای که میگیرم خوشایند نیست، چون دیگران هجمه ای کور ایجاد میکنند که با هیچ منطقی سازگار نیست، فقط تعصب و تقلید را انتخاب میکنند و لجاج گونه و عناد را پیشه میکنند، مثلاً جامعه ما پذیرفته که نیوتن قانون جاذبه را کشف کرد، گالیله کشف کرد زمین میچرخد، فیثاغورث جدول ضرب را اختراع کرد، داروین تکامل تدریجی را کشف کرد و. . . ولی
ولی قرن ها قبل از این حضرات، ایرانیان کشف کردند و در کتابهاشون ثبت هست، خیلی هم کاملتر، گرچه حجم زیادی از کتب ما سرقت شده، و مستنداتی دیدم که این کتابهای ما در کتابخانه های زیر زمینی که گاه ابعاد کیلومتری دارد مخفیست، حتی کتابخانه پاپ مملو از کتابهای ماست که جز پاپ حق ورود به آنرا ندارد و چند کیلومتر فقط قفسه کتب، البته این اختراعات از بدیهیات است که آشکار و واضح است، ولی همچنان که گفتم افکار ( اروپا محوری ) نمی گذارد، و امریکا و اروپا را مهد تمدن میدانند، الان
الان چه کسی را سراغ دارید که گرین کارت آمریکا و یا اروپا بهش داده بشه و نیشش تا بناگوش باز نشود؟😀 شما چند نفر را سراغ دارید که یک هفته اروپا رفته باشد و آنرا بزرگترین افتخار زندگیش نداند؟ دلباختگی به فرنگ ما را بیچاره کرد، امپراتوری عثمانی که بزرگترین حکومت اسلامی گذشته بود و جنگهای سخت و طولانی را تجربه کرد، ولی از پا نیفتاد، چهار ضربه سخت خورد ولی مقاومت کرد ولی با رواج غربگرایی این امپراتوری افول کرد، و این غزه، فلسطین، سوریه، عراق شهرهای مقتدر عثمانی بود که
که اینک لگدمال میشود، و اما. . . پروین ترسو نبود که عصیان نکرده، فرهنگ ملی و سنتی خود را خوب شناخت و چون مقطع زمانی سختی برای ایران بوده، خون دل خورد و گفتنی ها را نوشت تا نسل بعدی بفهمد، در آن موقعیت، مردان هم نمیتوانستند کاری بکنند، چه برسد به پروین. فروغ هم شجاع نبود که تولدی دیگر کرده باشد، بلکه در مقابل تهاجم غرب رنگ باخت و با این تصور که ( خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو ) مانند جشن عروسی که دسته جمعی میرقصند، فروغ هم تلاش کرد پر رنگ تر از
از دیگران تکانی به خودش بدهد تا سر و صدایی بکند و سفرهای مکرر به فرنگ داشت تا آب حیات را بیابد و با تلاشش توجه دیگران را به خودش و مشکلات خودش ( نه مشکلات جامعه ) جلب و حل کند، اما نتوانست، چون اینقدر صنم بود که یاسمن ناپیدا. پروین دنبال مشکلات کشور و ملت است، ولی فروغ دنبال مشکلات شخصی و خصوصی خودش، البته سوءتفاهم نشود، ما داریم نقد میکنیم، پروین و فروغ هیچکدام بد نبودند، یکی از آنان رودابه و دیگری سودابه در شاهنامه است، قبلاً هم مکرر عرض
عرض کردم سودابه بد نبوده، و اصلاً هیچ شخصیتی در شاهنامه را بد نمیدانم، اینجا هم همان قضیه است، یعنی پروین و فروغ، این دو مانند دو خواهر ما هستند که اخلاق متفاوتی دارند ولی هر دو دوست داشتنی هستند، این دو در تقابل با هم مانند قلم هاشور زنی در نقاشی، کنتراست و تضادی بوجود می آورند که به یکدیگر معنا میدهد، یعنی در کنار هم قابل فهم میشوند، قبلاً پژوهشی در اینترنت انجام دادم ببینم چه کسانی مرید و دلبسته این دو شاعره هستند، نتیجه شگفت انگیز بود، ۹۰ درصد علاقه مندان به
به اشعار پروین افرادی خوشفکر و با اندیشه ای روشن بودند، ولی در مورد فروغ عجبا اینکه ۹۰ درصد طرفدارانش ناامیدان و افسردگان بودند که افکاری پریشان و مشوش داشتند و حتی همچون خود فروغ در گفتارشان تضاد وجود داشت، کوتاه فکر و خودبین بودند، البته فرصت نشد که به نتیجه گیری نهایی برسم و هنوزم فکرم درگیرش است. پوزش در خصوص اطاله کلام🙏 این را اضافه کنم که در آبادیس ضعفی وجود دارد که موافقین لایک میزنند و اظهار نظر میکنند و دیده میشوند، ولی
ولی مخالفین دیسک لایک میزنند و سکوت میکنند و دیده نمیشوند، هیچکس هم از مدیریت اینجا یقه این فرد را نمیگیرد که جنابعالی که بیش از صد دیسلایک برای فلانی زدی حرفت چیه؟ دردت چیه؟ لااقل نظرت را هم بگو که چرا مخالفی؟ ولی در چرخی که در میان ۴۰۰ هزار کاربر اینجا زدم، افرادی را دیدم که بیش از هزار دیسلایک خورده، اونم بدون دلیل، شاید لجبازی و کل کل بوده، بنده خدا هم این تصور برایش پیش آمده که اینجا همه ازش متنفرند و اکانتش را رها کرده، آبادیس هم پیگیری ندارد، چون
چون من قبلاً در تارنماهایی عضو بودم که وقتی ترکشون میکردم، پیامهایی برایم میفرستادند که مثلاً الان مدت یکماه است که اکانت خود را رها کردی، آیا کسی توهین کرده و شما را ناراحت کرده؟ هر قضیه ای که هست بگو چون بهش رسیدگی میکنیم. ولی اینجا از این خبرا نیست. شاید برای شما عجیب باشه، ولی من حتی به نظرات اشتباه هم لایک میدهم، چرا؟ چون همین که نظرش را گفته ارزشمند است و باید تحسین شود، اصلاً شاید نظر او درست باشد و نظر من غلط باشد، و
و چنین نیست که فقط نظر من درست باشد، قطعاً منم خطا میکنم. ضمن اینکه رفتار منفی، فرقی نمیکند که دیسلایک باشد، یا تمسخر، یا تحقیر، یا زخم زبان. . . هر چه که باشد آثارش به خود ما برمیگردد، فرقی نمیکند حس خوب را به دیگران منتقل کنیم یا حس بد، باز به خودمان باز میگردد. بقول استاد عزیزمان: بفرما و بنشین و به تمرگ معناشون یکی هست ولی حس متفاوتی القاء میکند، اولی تکریم است و دومی دستور است و سومی تحقیر، پس خوبه که حس خوبی را به مخاطبمون القاء کنیم. وقتی
وقتی در مورد مولوی یا فروغ، صادق هدایت، دکتر علی شریعتی و غیره. . نقدی بکنم که کسی عصبی بشود ترجیح میدهم سکوت کنم و در دراز مدت نم نم قضیه را مطرح کنم که دلخوری پیش نیاید، از صبر و حوصله شما سپاسگزارم🙏
درود بر شما
درود بر شما ،
یک پاره چامه بسیار زیبا از دانای بزرگ فردوسی
چو عیب تن خویش داند کسی : اگر مردمان(انسان ها) کمبودهای خودشان را بدانند
ز عیب کسان برنخواند بسی : کمبود دیگران را نمیگویند (در اینجا نمیگوید به چم آن نیست که هیچ زمان نمیبینند، (بسی) وانگه که میگوید بسیار عیب جویی نمیکنند و بیشتر زمان خود را برای درست کردن کمبود خود میگذارند.
زبانزد های همسو نتوانستم پیدا کنم که شنیده باشم اگرچه نوشته های که به پندار خویش رسید(خودم نوشتم برای همین شاید گیرا نباشند) را میگویم که با این نوشته زیبا همخوانی دارد:
پای لنگ میخندد به پای نهنگ (تمساح)
عیب خود را ببین عیب دیگران را مگو
شوربختانه زبانزدی به پندارم نرسید، خوشنود میشوم زبانزد های دیگران را در این باره ببینم.
پیروز باشید واستوار بدرود.
درود بر شما
آفرین
عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو بر به گریبان خویش
درود بر شما
آفرین
عیب خود بین باش نه عیب مردم
درود بر شما
آفرین
یک نمونه
عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو بر به گریبان خویش
آینه آن روز که گیری بدست
خودش آن روز مشو خودپرست