تفاوت این صفتها در زبان انگلیسی !
تفاوت صفتهای
Afraid , frightened, frightening, horrible, horrified, terrible, terrified, scared , fearful
چیه ؟!!!🤷🏻♀️
٤ پاسخ
درود بر شما
●Scared=afraid صفتی که برای انسان بکار میره
●Fearful ترس آور،ترسیده یا به نشانه ی زیاد بودن چیزی. مثال میزنم:
She's fearful of snakes.
A fearful spider was on the wall.
There's now a fearful degree of fear among the people.
مثل زبان فارسی که مثلا میگیم او وحشتناک عصبانی بود.
●Terrified صفتی که برای انسان ها بکار میره،وحشت زده
●Terrible صفتی که برای موجودات دیگه و غیرانسان بکار میره،وحشت آور. میتونه به معنای افتضاح و وحشتناک هم باشه
●Horrified صفت انسانی، وحشت زده
●Horrible صفت غیرانسانی،وحشت آور. میتونه به معنای افتضاح هم بکار بره
●Frightening صفت غیرانسانی،هراسناک
●Frightened صفت انسانی. مترادف scared هم میتونه باشه.
Are you frightened of lions?
درجهبندیِ شدت ترس کلمات زیر از کم به زیاد:
scared ترسیده
fearful (بیشتر توی امریکن به معنی ترسیده است، توی بریتیش به معنی ترسناک عموما استفاده میشه)
affraied ترسیده
frightend وحشتزده
horrified قلب توی دهن
terrified به رعشه افتاده
frightening حسابش جداست و صفت فاعلیه به معنی وحشتناک . اون قبلیا صفت مفعولی بودن.
horrible بار معناییش با باقی کلمات فرق داره. در مورد ت.صیف یک اتفاق بیشتر معنای فاجعه میده و درمورد توصیف شخص، معمای افتضاح بودن نه ترسناکی.
terrible هم در بار معنایی مثل کلمه horrible هستش با این تفاوت که شدتِ کمتری داره.
ضمنا affraid بیشتر از اینکه بار معنایی ترس رو برسونه، مفهوم تاسف رو به همراه داره. و در اصطلاح
I'm afraid.... معمولا به معنی متاسفانه است...
Afraid,frightened, scared, terrified, alarmed, paranoid
همه ی این کلمات برای نشان دادن حس "ترس" است.
Afraid: نگرانی از چیز بدی که ممکن است اتفاق بیفتد.
قبل از اسم نمیاد ✅️
There's nothing to be afraid of.
Frightened: نگرانی از چیز بدی که ممکن است اتفاق بیفتد.
A frightened child
Scared 😱: نسبتا غیررسمی
The thieves got scared and ran away.
Scared بیشتر غیر رسمی است ولی در زبان محاوره بیشتر استفاده میشود و اغلب ترس های کوچیک رو توصیف میکنه.
Afraid نمیتونه قبل از اسم بیاد.فقط میتونه حرف اضافه of بگیر ه.
Afraid/frightened/scared +of+sb,sth
یا
Afraid /frightened/scared + to do sth
Terrified: حالت شدید frightened
I was terrified that she wouldn't come.
Alarmed: Afraid that sth dangerous or unpleasant might happen.
ترسی ازاینکه چیز ناخوشايند یا خطرناک ممکن است اتفاق بیفتد.
She was alarmed at the prospect of traveling alone.
Paranoid:نسبتا غير رسمی ، ترس از دیگران بدون هیچ دلیلی که اونا در تلاش برای آسیب زدن به تو باشن، در حالی که واقعا اینطور نیست .
You're just being paranoid.
Afraid/frightened/scared + of
Frightened/scared/paranoid + about
Afraid/frightened/scared/terrified +that
Afraid/frightened/scared + to + open the door
Don't be +Afraid /frightened/scared/alarmed
صفتهای با -ed → احساسِ آدم
صفتهای با -ing → علتِ ایجادِ آن احساس
Afraid = ترسیده (معمولی)
Frightened = هراسان (شدیدتر)
Scared = وحشت زده (محاورهای و رایج)
Fearful = ترسیده یا پر از ترس (کمی رسمیتر)
Terrified = وحشتزدهی شدید
Horrified = وحشتزده از چیزی خیلی بد/دلخراش و شوکه کننده که همراه با انزجار هم هست.
Frightening = ترسناک (چیزی که میترساند)
Horrible = افتضاح/وحشتناک (لزومی ندارد ترسناک باشد، ممکن است فقط خیلی بد باشد)
Terrible = خیلی بد/وحشتناک (لزومی به ترس ندارد؛ کیفیت پایین یا وضعیت فاجعه)
برای توصیف احساسات آدم ها:
ترس کم→ afraid / scared
ترس معمولی→ frightened / fearful
ترس خیلی شدید → terrified / horrified
و برای توصیف چیزها:
ترسناک → frightening
خیلی بد/وحشتناک (نه لزوماً ترس) → horrible / terrible