پرسش خود را بپرسید

نام این مورخ ایرانی چیست؟

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
٨٨

نام این مورخ ایرانی چیست؟ 
شاعر، نويسنده، مورخ و روزنامه نگار. در اصفهان متولد شد. در هفت سالگی پدرش را از دست داد و در حجره ى تجارتی برادران خود به كار مشغول شد و همزمان در مدارس قديم اصفهان نيز به تحصيل پرداخت. در هفده سالگی به شيراز و بوشهر سفر كرد و پس از يكسال اقامت به عتبات رفت. پس از بازگشت به اصفهان، به نمايندگی شركت اسلاميه، كه براى ترويج صنايع وطنی در اصفهان تأسيس شده بود، به بادكوبه رفت و چند سال در آنجا ماند. به مصر رفت، ابتدا در اسكندريه و سپس در قاهره به انتشار روزنامه پرداخت.  به اروپا رفت و سپس به ايران مراجعت نمود. از آثار وى: رساله ى احقاق الحق/ زرتشت باستانی و فلسفه ى او/ تاريخ مفصل افغان/ پيدايش خط و خطاطان/ امان التواريخ/ فوائد التواريخ. 

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
عکس پرسش

جناب ایرانیان. لطفا بفرمایین کتاب احقاق الحق شوشتری با رساله احقاق الحق عبدالمحمد چه فرقی دارند. باهزاران درود و عذرخواهی. . .

-
٢ ماه پیش

درود
بله حتماً به روی چشم.
چون این بخش دیدگاه محدودیت کلمات دارد، در همینجا پست جدیدی اضافه میکنم و تفاوت این دو کتاب را مختصر ( در حد سواد کم خودم ) خدمتتون عرض میکنم، ولی خلاصه اینجا بگم که احقاق الحق شوشتری کتاب حجیم عقیدتی و مذهبی هست، ولی احقاق الحق ایرانی رساله ای مختصر در تاریخ است.

و اینم اضافه کنم که خدا شاهده، بنده هیچ ادعای فضل و کمالی ندارم و فقط و فقط برای آموختن اوقات فراغت را اینجا حاضر میشوم و به این شاگرد بودن افتخار میکنم، چون اینجا دوستان باسواد و فرهیخته ای هستند که از حضورشون درس میگیرم، اگر هم مطلبی را ذکر میکنم، حکم مرور دانسته ها را دارد و اینکه به اشتراک گذاشتنش حکم یادگاری از ما را دارد.

محیط آبادیس بسیار سالم و آرامش بخش هست، محیطی ساکت و بی حاشیه، آموزنده و همراه با سرگرم کنندگی، آشنا شدن با دوستانی که اهل فرهنگ و آگاهی هستند باعث ایجاد تغییرات مفیدی در وجود ما میشود، همینکه روزی یک نکته یاد بگیریم بازم خودش خیلیه، روزی یک کلمه، یک واژه، قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

برادر عزیزم. من به شخصه متوجه ام که شما و خیلی از دوستان ادعای دانستن نمیکنیدو هرچه را هم که میدانیدبه اشتراک میگذارید. دانایان همواره میگویند نمیدانیم. ومدام دنبال بیشتردانستن هستندوباعث افتخاره باشمابودن . . سپاس

-
٢ ماه پیش

درضمن من هم کوچک شماهموطنم و همه عزیزان دانای حاضر برای یادگرفتن اینجاهستم. ومنظم سوال وجوابها را میخوانم بخصوص نظرات زیرپستهاکه تکمیل کننده جوابها هستند. همچنین لایک همه اینها بخاطراعلام حضور درکنار دوستانم هست. علی رغم بعضی که نوشته بودن بخاطرامتیاز آبادیسه. ضمن اینکه بودونبود امتیازآبادیس هیچ تاثیری در همراهی ما ندارد. تندرست باشید

-
٢ ماه پیش

به گفته خودتان قطره قطره جمع شود تا یاد بگیریم ودر زندگی بکارگیریم و به فرزندان و آیندگانمان بیاموزیم. . . درود برشما هموطن خوب آگاه و فرهیخته ام که باعث افتخار هستین. زنده باد

-
٢ ماه پیش

درود بر شما حسین عزیز و سپاسمند از لطف و محبت شما گلم🌹🌺🪻🌷🌻

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود 
عبدالمحمد علی زادۀ ایرانی

تاریخ
٢ ماه پیش

آفرین به اطلاعات شما احسنت🙏🌹

سطح فکری: مختصات شعر قرن ششم در سطح فکری: اشاره به قرآن و حدیث، اشاره به مسائل کلامی از جمله نزاع معتزله و اشعریان که این دو جریان مهمترین جریان‌ های فکری در این قرن بود، اشاره به مسائل فلسفی و حکمی اما مخالفت کلی با فلسفه یونانی، اشاره به علوم مختلف از قبیل: نجوم، طب، تفسیر و فقه. مخالفت با تاریخ پیش از اسلام و تمدن ایرانیان پیش از اسلام و شاهان ایرانی. دلیل این را هم میتوان اینگونه بیان کرد که در قرن ششم به سبب حمایت سلجوقیان از خلیفه عباسی و خلافت بغداد و همچنین دشمنی با جریان‌های شعوبی و سرکوب قیام‌های ملی ایرانیان، به مخالفت با تاریخ پیش از اسلام ایران پرداختند. بنابراین در شعر نیز تاثیر گذار بود. و اشاره به تلمیحات مسیحی در سبک آذربایجانی. شکایت از ممدوح بجای مدح ممدوح. دوری کردن از مدح و مداحی کردن. مفاخره به علم و شعر خود و نازیدن به آن. شکایت از اوضاع روزگار و بی اعتباری آن. بطور خلاصه در شعر این دوره در سطح فکری دگرگونی نیز بوجود آمد. اشاره به آیات و احادیث و علوم مختلف و مساعل کلامی و فلسفی در شعر و مخالفت با تاریخ گذشتۀ ایران مشهود است و همچنین اشاره به بعضی از بازی‌ها و اصطلاحات آن مانند نرد و شطرنج دیده میشود و اشعار عرفانی و مذهبی، مفاخره، شکایت، تفسیر دینی و انتقادات اجتماعی مشاهده میشود/ منبع: سبک شعر در ادبیات پارسی از آغاز تا دوران معاصر. 

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٣ هفته پیش

بانو شاعره یاسمن بو 
تذكرة الخواتين مینویسد: زن میرزا عسکری دامغانی بوده و چندی در گل برکه دکن که در هندوستان واقع است توقف داشته، شوهرش در آنجا مرد و یاسمن با یکی از امراء دربار تیموری به دهلی رفت و تا آخر عمر با فراغت و عزت به سر برد، خط ثلث و نسخ و شفيعا شكته و نستعلیق را بخوبی مینوشت و این اشعار از اوست:  
به آه و ناله کردم صید خود، وحشی نگاهان را 
به زور جذب کردم رام با خود، کج کلاهان را 
بنوشیدم سحرگه چون شراب بی ریائی را 
گرو کردم به جام می‌ لباس پارسائی را 
شدم همدم به میخواران، به خلوتخانۀ حیرت 
شکستم ساغر و پیمانۀ، زهد ریائی را 
گرفتم دامن صحرا، شدم هم پیشۀ مجنون 
سبق آموز گشتم، درس عشق بینوانی را 

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ ماه پیش

اى پيك پی خجسته که داری پیام دوست 
بازای تا که بذل کنم جان بنام دوست 
گر خون ما به غمزه بریزد سزا بود 
دانیم فقر خویشتن و احتشام دوست 
بودم اگر چه خسرو ملك وجود خويش 
اينك شدم بصدق و ارادت غلام دوست 
سر بر نمیکنیم اگر چشم ما کند 
برعاشقان چو فرض بود احترام دوست 
سر تا به پای گوشم و آنهم در انتظار 
تا بشنوم از آن لب شیرین کلام دوست 
عمری بدین امید شب و روز میکنم 
تام کام گیرم از لب یاقوت فام دوست 
این افتخار بس به جهان گوهرا تو را 
کاندر درون جان و دلت شد مقام دوست 
ای سلسلۀ جان ها گیسوی چو چوگانت 
سرها بنگر چون گوی افتاده به میدانت 
دلها ز خم زلفت چون برگ فرو ریزد 
گر باد صبا خواهد شد سلسله جنبانت 
شام همه سر بر زد در کشور و صبح ما 
چون کوکب بخت ما سر زد ز گریبانت 
بر شوق بیفزودم چندانکه نظر کردم 
دل سیر نمیگردد از سیر گلستانت 
پیوند که سخت آمد هیهات که سست آید 
گر ره بوصالت نیست خو کرده به هجرانت 
در بند بر آزادی حسرت نبرم هرگز 
فرخنده دلی باشد کافتاده بزندانت 
تا روی تو را دیدم روی از همه پوشیدم 
دامن مکش از دستم دست من و دامانت 
لعل تو مسیح اندیش زلفین تو کافر کیش 
خود مهر ندیدم هیچ از کفر و مسلمانت 
از طعن حسود ای دل چندین ز چه اندیشی 
چون گوهر اگر پیوند داری تو به جانانت 
از بانو شاعره گوهر 

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر حسین عزیز🙏

بعد از چاق سلامتی🌺🌹

عبدالمحمد ايرانی شاعر، نويسنده، مورخ و روزنامه نگار اصفهانی متولد سال ۱۲۵۰ و متوفی ۱۳۵۴ قمری. که اگر شرح زندگینامه مختصرش را بنویسم: در هفت سالگی پدرش را از دست داد و در حجره ى تجارتی برادران خود به كار مشغول شد و همزمان در مدارس قديم اصفهان نيز به تحصيل پرداخت. در هفده سالگی به شيراز و بوشهر سفر كرده و پس از يك سال اقامت به عتبات رفت. پس از بازگشت به اصفهان، به نمايندگی شركت اسلاميه، كه براى ترويج صنايع وطنی در اصفهان تأسيس شده بود، به بادكوبه رفت و چند سال در آنجا ماند. در سال ۱۳۳۲ ق كه به مصر رفته بود، ابتدا در اسكندريه و سپس در قاهره به انتشار روزنامه ى چهره نما پرداخت. به همين سبب به چهره نما مشهور شد. در سال ۱۳۲۷ ق به اروپا رفت و در سال ۱۳۰۹ ش به ايران مراجعت نمود. پس از مرگش روزنامه ى چهره نما به مديريت فرزندش منوچهر مؤدب زاده ايرانی چاپ میشد. ايرانی سرانجام در مصر درگذشت. از آثار وى: رساله ى احقاق الحق، زرتشت باستانی و فلسفه ى او، تاريخ مفصل افغان، پيدايش خط و خطاطان، امان التواريخ، فوائد التواريخ. این فرد مورد نظر بود که پرسش نمودم.

اما احقاق الحق شوشتری، ابتدا ایشان را هم معرفی کنم: قاضی نوراللَّه فرزند سيد شريف الدين شوشترى مرعشی كه نسب شريفش با بيست و يك واسطه به سيد علی مرعشی موصول و با بيست و شش واسطه به حضرت سيدالساجدين زين العابدين (ع) میرسد. 
از مفاخر عالم تشيع و افتخارات دارالمؤمنين شوشتر و معاصر با عهد صفويه شاه عباس كبير بوده، فقيهی اصولی و محدثی رجالی و اديبی رياضی و متكلمی محقق و شاعرى ماهر و با كمالات صورى و معنوى و نفسانی و روحانی معروف بوده است. سرگذشت ایشان اینگونه است که در زمان اكبرشاه هندى براى تبليغ اسلام و ارشاد مردم هندوستان به هند مسافرت کرد و در لاهور به منصب قضاوت و داورى بين مردم رسيد و مرجع تقلید بود و امر به معروف و نهی از منكر و تبليغات دينی میکرد. و ضمناً تأليفات بسيارى در فنون مختلف كه حاكی از تبحر و نبوغ و جامع معقول و منقول بودنش بوده به يادگار گذاشت و جان شريفش را در راه خدمت به مذهب شیعه تقديم نمود و در راه اين هدف به دست سنيان متعصب به وضع فجيعی شهيد و قبرش در آگره هند (اكبرآباد) مزار موافق و مخالف گرديد. اما چگونگی شهادت او چنانچه در شهداء الفضيله علامه امينی و ريحانةالادب خيابانی و مقدمه شرح احقاق الحق علامه نسابه آيت اللَّه العظمی مرعشی نجفی نوشته شده از اين قرار است: علماء نواصب اهل سنت بر موقعيت وى حسد بردند و از كتاب احقاق الحق او سعايت كردند نزد سلطان اكبرشاه كه اين سيد رافضی است و دليل بر رفض او اينست كه در كتابهايش بر علی كرم اللَّه وجهه (علی علیه‌السلام) صلوات می فرستد و صلوات اللَّه عليه میگويد و اين خلاف سنت است، و مرتكب بدعتی شده است و همگی فتواى قتل او را دادند. پس شاه گفت همه بنويسند پس نوشتند و امضا كردند و شاه چون امضاها را خواند گفت: پس چرا فلان عالم امضا نكرده او بايد حتماً امضا كند، پس نزد آن عالم رفتند كه از او امضا بگيرند، او گفت: اين شخص چرا واجب القتل شده؟ گفتند چون براى علی صلوات اللَّه عليه مینويسد و صلوات مخصوص به پيغمبر است. (یعنی به جرم اینکه کنار نام مولا علی علیه‌السلام، صلواة الله علیه نوشته) در جواب نوشت: حديث نبوى: يا علی لحمك لحمی و دمك دمی... مسلم اهل قبله است و چون علی لحم و دم پيغمبر است، پس همچنانكه براى پيغمبر صلی اللَّه عليه میگوئيم براى علی (علیه‌السلام) هم بايد صلوات اللَّه عليه بگوئيم، بنابراين او مرتكب بدعت نشده و اين شعر را به هندى نوشت. 
گر لحمك لحمی به حديث نبوى هی 
بی صلی علی نام علی بی ادبی هی
(هی در زبان هندی به معنای: هست) پس اكبرشاه اجازه قتل او را نداد، تا بعد از او در زمان پسر جوان ساده و مستش، در سال ۱۰۱۹ هجرى علماء حسود ناصبی آن بزرگوار را در راه گرفته و آنقدر با سيم خاردار بر بدن او زدند تا گوشت و اعضايش را پاره پاره کردند و او را بطور زجرآوری شهيد كردند. این بزرگوار شهید تخلص (نوری) داشته و از اشعار اوست اين ابيات: 
عشق تو نهاليست كه خوارى ثمر اوست 
من خارى از آن باديه‌ام كاين شجر اوست 
بر مائده عشق اگر روزه گشائی 
هشدار كه صد گونه بلا ما حضر اوست 
وه كاين شب هجران تو بر ما چه دراز است 
گوئی كه مگر صبح قيامت سحر اوست 
فرهاد صفت اين همه جان كندن (نورى) 
در كوه ملامت بهواى كمر اوست 
همون‌طور که خدمت شما عرض کردم تخلص آن بزرگوار نورى بوده و وقتی در هند، جان خود را در خطر ديده شاید با خودش این شعرش را تکرار کرده: 
خوش پريشان شده اى با تو نگفتم نورى؟ 
آفتی اين سر و سامان تو در پی دارد؟ 
در سال ۱۳۹۰ هجرى كه مزار و كتابخانه شهيد را افتتاح کردند، از تمام مراجع بزرگ عراق و ايران و بلاد ديگر رسماً دعوت شد و مراجعی مثل ميلانی و مرعشی نجفی و شاهرودى و شريعتمدارى و ديگران با شركت صدها هزار نفر آنجا را افتتاح کردند که در جلد پنجم كتاب: گنجينه دانشمندان مفصلاً توضیح داده، منم بصورت خلاصه معرفی کردم، اما سوال شما در مورد احقاق الحق شوشتری، حسین جان کتاب احقاق الحق قاضی نورالله مرعشی شوشترى شهيد كه موضوعش غدیرخم و حقانیت امام علی علیه‌السلام طبق وصیت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم هستش و مرجع تقلید آيت الله مرعشی نجفی که پس از رحلت آيت الله بروجردى در سال ۱۳۸۰ قمری، جزو معدود مجتهدانی بود كه به عنوان مرجعيت شيعه انتخاب شد، کتابی با عنوان تعليقات احقاق الحق قاضی نورالله مرعشی شوشترى شهيد نوشته که پنجاه جلد است و به نوعی این کتاب را تکمیل کرده. احقاق الحق ایرانی رساله تاریخی هست، ولی احقاق الحق شوشتری جزو کتب مذهبی، عقیدتی، و حوزوی تدریس میشه. امیدوارم این مختصر توضیح مفید و جوابگوی پرسش شما باشد.
 

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ ماه پیش

سپاس سپاس و سپاس. از وقتی که گذاشتین و این توضیح بسیار زیبا و آموزنده را گذاشتین و ما بزرگان کشورمون را بیشترشناختیم. . توضیح اینکه در این حد میدانستم که احقاق حق شوشتری کتاب مذهبی در مقابل عقاید تسنن نسبت به اعتقادات شیعی است که شمالطف کردین تکمیل نمودین. بانشکر

-
٢ ماه پیش

بانو شاعره کنیز فاطمه 
تذكرة الخواتين دربارۀ این شاعره چنین مینویسد: این بانو که ذوق و طبعی شاعرانه داشته مادر شاه سلیمان کابلی است و  این بیت نمونه طبع اوست:
سزد که فخر برد آسمان به دورانم 
کنیز فاطمه و مادر سلیمانم 

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ ماه پیش

بادرود. وعذرخواهی. . توضیح بالا با سوال اصلی چه ارتباطی دارد. لطفابفرمایین من. متوجه. نشدم

-
٢ ماه پیش

درود
اما در مورد این پست کوتاه، توضیح نیست، بلکه تکه اشعار کوتاهی از شاعران کهن هست که بصورت کوتاه در کنار پستها اضافه میکنم، تا هم شعر کوتاهی از او باشد و هم معرفی کوتاهی در شناخت این فراموش شدگان تاریخ کهن ایرانی.

و شاید روزی بیاد که من نباشم، ولی این قطعات کوتاه از شعرا و دانشمندان اینجا یادگاری های من باشه، چون آبادیس مکان مناسبی برای معرفی فرهنگ ایران زمین هست و چقدر خوبه که هر کس قسمت کوتاهی از مطالعاتش را در اینجا به اشتراک بگذارد، قطعاً بزودی آبادیس تبدیل به بانک بزرگی از اطلاعات میشود که هر کس مطابق سلیقه خود استفاده میکند.

و خوشبختانه ما هزاران هزار ادیب و دانشمند در فرهنگ کهن خودمون داریم، ولی متاسفانه حتی نام این بزرگان هم فراموش شده و کمتر کسی آنان را میشناسد، منم شاگردی بیش نیستم و در کنار مطالعه، آنچه که مرور میکنم بصورت گلچین به یادگار میگذارم، شما هم دانسته های خود را اینجا به اشتراک بگذار تا سایر دوستان بهره ببرند.

با درود فراوان بابت اشتراک گذاری دانسته های خود. ضمن اینکه براتون آرزوی عمری باعزت همراه باتندرستی و شادکامی. خداراشکر که هستین و در مورد ایران عزیز و فرهنگ اصیل و قدیم ما پستهایی به یادگار و آموزش میگذارید و ما هم یاد میگیریم. زنده باشیدعزیز

-
٢ ماه پیش

از لطف و محبت شما حسین عزیزم صمیمانه تشکر میکنم و من هم برای شما تندرستی همراه با عمر با برکت آرزو دارم فدات بشم🌷

تصحیح ممیشود...عبالمحمدعلیزاده.ایرانی.مورخ

٦١,٦٨٠
طلایی
٧١
نقره‌ای
١٥٩
برنزی
٧٠٢
تاریخ
٢ ماه پیش

درود
نه حسین عزیز، شوشتری فقیه بود نه مورخ، این مورخ در مورد فلسفه زرتشت و خطاطی و تاریخ مولف کتاب های فوق بوده، سپاسمند از حضور شما🙏

درود و. ممنون از راهنمایی شما. . .

-
٢ ماه پیش

درود
این مورخ بیشتر به نام عبدالمحمد ایرانی معرفی میشود و اگر همین را گفته بودید قابل قبول بود چون خیلی کم اسم کامل ایشون بصورت عبدالمحمد علی زاده ایرانی، ذکر میشود، و مقصود معرفی اسم بزرگان هست که تا اندازه کمی لااقل معرفی بشوند.

باتشکر و قدردانی متوجه شدم عزیز. درود فراوان. خسته نباشید

-
٢ ماه پیش

پاسخ شما