پرسش خود را بپرسید

معنی کلمات زیر را با ذکر مثال بنویسید

تاریخ
٤ ماه پیش
بازدید
٩٧

هیضه دار
مقوس
نگین دان
جنیبت کش
زر پیلوار
کارآزمایی

٦٤,٣٤٤
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,١٧٤
برنزی
٢,٥٦١

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود و سپاس🌺
هیضه دار: هَیَّضَه لغت عربی هستش یعنی (بازگشتن) و در فارسی و طب هیضه یعنی اسهال و استفراغ، و هیضه دار به کسی گفته میشه که به اصطلاح عامیانه دم دل کرده، گاهی گرمای شدید و گاهی ثقل معده باعثش هست، یعنی از پرخوری و پی در پی غذا خوردن بصورت هضم نشده میتونه علتش باشه چون حرکت مواد فاسد و غیر منهضم که از بدن به معده بر میگرده و از طریق قی یا اسهال، با شدت دفع میشه، گاهی ممکنه که در هیضه، قی نباشد و ماده تماماً بسوی روده ها رفته و با اسهال مفرط دفع بشه، اما معمولاً با حالت تهوع هستش. پیشنهادم این هست که جمله معنی کلمه رو مشخص کنه، چون گاهی به معنی بیرون راندن غم و اندوه هم بکار میره، و البته منظور نظامی:
آدم از آن دانه که شد هیضه دار 
توبه شدش گلشکر خوشگوار.
هم جسمانی و هم معنوی میتونه معنا بشه، چون به کلمه (توبه) چسبیده، پس دو پهلو هستش، ضمناً قوم بلوچ هنوز از این کلمه استفاده میکنند.
مقوس: مَقوس و مُقَوّس، یعنی دارای قوس و خمیدگی دار ، کمان وار، چنبری، خمیده، میدان اسب دوانی چون گرد هستش بهش مقوس میگن، چرخ مقوس یعنی فلک:
چرخ مقوس هدف آه تست
چنبر دلوَش رسن چاه تست 
قوس قزح که اسم رنگین کمان هست به همین خاطر هست، جمله معنیشو مشخص میکنه چون معنی زیاد داره مثله: تعظیم، (بخاطر خم شدن) مطیع شدن، نامهربان، بی عاطفه، حتی، کروشه، قلاب.. علت معانی زیادش، در همان خمیدگی نهفته هست. پوزش که با طولانی شدن کلام بازم حق مطلب ادا نمیشه. 
نگین دان: نگین خانه و جای نصب کردن نگین در انگشتری: زمرد و گیه سبز هر دو یک رنگند ولیک از آن به نگین دان برند و زین به جوال.ازرقی
نگین دان او را چه زود وچه دیرگهی کرد بالا گهی کرد زیر. نظامی
جنیبت کش: در عربی جنیب یعنی یدک، شخصی را گویند که اسب کوتل را میکشد، قود کش، یدک کش، پالاد کش، میر آخور ریش سفید طویله، بیهقی میگه:
رسولدار برفت با جنیبتان و قومی انبوه برفت به استقبال رسول و بر اثر وی بوعلی رسولدار با مرتبه داران و جنیبتان بسیار. 
جنیبت بر لب شهرود بستند
ببانگ رود و رامشگر نشستند.
و
دور جنیبت کش ِ فرمان تست
سُفتِ فلک غاشیه گردان تست 
حالا اگر بازم بگم جمله کلمه رو معنی میکنه بیراه نرفتم چون در جایی نوشته بود (دو جنیبت کش) و بعد فهمیدم منظورش شب و روز بود، یادم نیست کجا اینو دیدم.
زرپیلوار: پیلوار و فیل وار مرکب هست، به معنی فیل آسا و بزرگ، زر فیل آسا، فردوسی میگه:
فرامرز را زنده بردار کرد
تن پیلوارش نگونسار کرد.
که اشاره به هیکل بزرگ فرامرز داره، تشبیه به فیل، و زر پیلوار زر و طلای بسیار سنگین و هنگفت هست.

و معنی دیگه هم داره که پیلوار ترکیب پیل بار هست، یعنی فیل بار، همین بیت یعنی:
زر پیلوار از تو مقصود نیست
که پیل تو چون پیل محمود نیست
به معنی دوم اشاره میکنه، یعنی من تو رو با محمود قیاس نمیکنم و مثل اون بار فیل طلا، ازت نمیخوام..
کارازمایی: کلمه مرکب کار و آزمودن، تجربه، ممارست، تمرین، کار آزمودن، تست گرفتن، امتحان گرفتن، نظامی: 
به کار آزمایی دلش تیز شد
در آن عزم رایش سبک خیز شد
فردوسی میگه:
همی خواهد این باب کارآزمای 
که ترکان بجنگ اندر آرند پای
که اینجا کارازمای مخفف کارآزمایی هست، و به همون معنی بکار رفته، ولی در جای دیگر مقصود تخفیف نیست، اونجا که گفته: 
بدو گفت کای باب کارآزمای 
چه داری چنین خیره ما را بپای
سربلند باشید و سلامت، الهی🙏

٢١٥,٠٤٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

هیضه دار= 

دچار اسهال و استفراغ

آدم از آن دانه که شد هیضه دار

توبه شدش گل شکر ِ خوشگوار

مقوس = 

گرد

چرخان

گردان

چرخ مقوس هدف آه تست

چنبر دلوَش رسن چاه تست

نگین دان= 

محل نگهداری نگین

مه که نگین دان ِ زبرجد شده ست

خاتم او مهر محمد شده ست

جنیبت کش= 

 کسی که اسبان یدک کش را می راند

دور جنیبت کش ِ فرمان تست

سُفتِ فلک غاشیه گردان تست

زرپیلوار= 

طلای بسیار سنگین

زر هنگفت

زر پیلوار از تو مقصود نیست

که پیل تو چون پیل محمود نیست

کارازمایی= 

آزمایش نمودن

امتحان کردن

به کار آزمایی دلش تیز شد

در آن عزم رایش سبک خیز شد

١٠٣,٣٣٠
طلایی
٩٩
نقره‌ای
٦٩٧
برنزی
١,٥١٣
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ شما