معنی و معادل کلمات زیرا را با ذکر مثال بنویسید
٢ پاسخ
اول درود و سپاس فراوان و آرزوی سلامتی و دلی آرام برای شما سرور گرامیم.
و دوم پاسخ:
مُنبِل و مُمبِل: هر دو به معنی منکر است که انکارکننده و از راه و روش دور باشه. همچنین بیکاره و کاهل و تنبل و سست هم معنی میده.
احتیال: از ریشه حیل، در لغت به معنای بهکارگیری حیله و نیرنگ آوردهاند و در اصطلاح اهل منطق بهکارگرفتن نیرنگ و ترفندی در بحث و جدل است که برای (طرف مقابل) پوشیده باشد. معادل عامیانه کلک مرغابی و فوت کوزه گری، گاهی در جمله به معنی چاره جویی هم کاربرد داره.
پاتابه: یعنی پاپیچ. هم به نوعی کفش و هم جوراب میشه، چون جوراب هم پاتابه هستش. چیزی که پیاده روان به پا پیچند. معادل پالیک و بادیج. پاتابه باز کردن در جائی، در گویش عامیانه تلپ شدن، و در گویش رسمی رحل اقامت افکندن در مکانی. حالا چرا پاپیچ و پاتابه؟ چون در قدیم نوعی کفش چرمی مرسوم بوده که بندهای آن دور ساق پا پیچیده میشده، و گاهی جوراب ضخیم این پاتابه بوده، مثلاً میگفتن؛ چارق چاقچول یا چارق پالیک. همون نواری که به ساق پا میپیچند؛ یا همون پاتابه و پاپیچ.
عطن: بصورت مفتوح، در گویش عامیانه در هر جمله ای خیساندن و خواباندن معنی میده، مثلاً پوستی که در محلول دباغی قرار داده میشه تا بوی بدش بره و موها زائل بشه رو عطن کردن پوست میگن، عَطَن و عَطین شدن، موقع خواباندن خیار شور در آب نمک یا ترشی درست کردن و در سرکه خواباندن باز عَطَن و عَطین کردن میگن. موقع خیساندن اُلوَر (نخود، لوبیا، عدس، ماش) باز میگن عطن کردم، موقعی که گاو و گوسفند را هم در طویله میخوابانند باز از همین کلمه استفاده میشه، برای همین دو کلمه خواباندن و خیساندن را معادلش قرار دادم.
تتماج: نوعی آش ترکی هست که سماق و آرد گندم به آن میزنند، و قدمتی ۸۰۰ ساله یا بیشتر دارد، مرکب از تُتم ترکی به معنیِ سماق و آج فارسی خودمون هست و در اکثر شهرهای ما معروف هست و در مجموع به معنای آشِ سماق است، ولی به شکل های متفاوتی طبخ میشه. کلمات نزدیک به این کلمه تماجن مسخرگی و تیماج، پوست دباغی شده و تماجا ستیز و مناقشه و... بهم نزدیک هستند. منظورم این است که اگر این کلمه در شعری بکار رفته باشه باید دید شاعر از تنگی قافیه منظور اصلیش از کلمه چی بوده آخه میگن، چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید، بازم پوزش که مثل طومار هدهد میرزا طولانی شد، دوستتون دارم🙏
منبل=
دارویی برای درمان زخم زیر پالان ستوران که بعلت سنگینی بار و پالان روی پشت الاغ و قاطر می مالیدند
گفت پالانش فرو نه پیش پیش
داروی منبل بنه بر پشت ریش
احتیال =
حیله کردن
گر
بدیدی کارگاه لایزال
دست و پایش خشک گشتی ز احتیال
پاتابه = کفش
واسطه دیگی بود یا تابه ای
همچو پا را در روش پاتابه ای
عطن= طویله
در کف او نرمه جاروبی که من
خانه را می روفتم بهر عطن
تتماج= اش دوغ
تا که تتماجی پزد اولاد را
دید آن باز خوش خوش زاد را
درود بر شما
بسیار عالی
درود بر شما نیک مرد
بسیار عالی