شب یلدا و فال حافظ !!
از آنجائی که حضرت حافظ ، یک سالک و خلوت گزین بوده ، و در پی خاموش کردن خواهش ها و خواستهای دل بوده ، و از دنیا و مال دنیا رو گردان بوده ،
آیا می توان با کتاب غزلیات این حضرت به دنبال خواستهای دل و دنیا بود؟
آیا عشق او به نور خدا ، قابل تعبیر و قیاس با عشق زمینی است ؟
آیا این سنت موجب میشود تا عوام،یادِ حافظ را زنده نگه دارند ؟
یا این سنت ، موجب میشود تا پیام حضرت ، گم و منحرف شود و از آن توهم و افسانه ساخته شود ؟
ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی. برای شادی روح حافظ، صلوات یا فاتحه ای نثار نماییم!⁉️ در فال حافظ می گویند این شعر از حضرت را هر که باز کند ، مرادش داده می شود ، غصه و گرفتاری کاری و مالی ، عدم بچه دار شدن و ... به پایان می رسد . معنی و مفهوم و حقیقت این شعر چیست؟ آیا به مال دنیا مربوط است ؟
چه کسی ، فرقه ای ، ادیب دانی و ...این سنت و رسم را رواج داده و هدفش چه بوده؟
بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست بهکاری زنم که غصّه سرآید
خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر درِ اربابِ بیمروّتِ دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید
تَرکِ گدایی مکن که گنج بیابی
از نظرِ رهرُوی که در گذر آید
صالح و طالِح مَتاعِ خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید
بلبلِ عاشق تو عمر خواه که آخِر
باغ شود سبز و شاخِ گُل به برآید
غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بیخبر آید
٢ پاسخ
یک کد واژه بسیار مهم در تمامی اشعار بزرگان فارسی ایران زمین هست که هیچ کس آنرا نفهمیده و به حقیقت کلمه پی نبرده ، و آن کلمه 'می' یا 'باده ' و شراب روحانی است .
مقالات و تفاسیر بالا بلند نوشته اند و استاد پروفسور دینانی هم فرمودن یعنی معرفت و محبت الهی . و می فرماید بعضی جاها عشق حافظ ، زمینی است . 😶😲
انحراف از همین جا شروع شده .
' می ' یعنی و بمعنی حضور در لحظه هست .
شاهد و هوشیار از آگاهی خود .
ساقی : عاملِ روانِ حضور هست و
ساغر ، دل هست .
تا زمانیکه پروفسورها و استادان و ...
این سه کدواژه رو نفهمن و به مراقبه و مشاهده ننشینن ، کلیت فهم اشعار در انحراف هست .
زمانیکه هیچ کس نفهمیده که مه / ماه / یار / نگار / قمر / گل و ...
منظور آن نور درخشان درون دل هست که بر اثر مشاهده و حضور ، قابل رویت در دل هست ، یعنی هیچی از اشعار بزرگان فهمیده نشده و پیام این بزرگان به بیراهه کشیده شده .
زمانی که همه جا ' نفسِ بادِ صبا' را بادی از شرق به غرب ، نوشته و گفته اند ، و نفهمیدند که نفسِ بادِ صبا ، یک تنفس زیبا است که در جریان مراقبه ، آگاهی شاهد را به سمت نور دل هدایت می کند ، یعنی هیچی از اشعار حافظ فهمیده نشده است.
جالب اینجاست که در سایت ' عرفان و حکمت ' جناب استاد علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی به شاگرد فرمودن که ' می ' یعنی مراقبه و شاگرد عرض کردن : " تا حالا هیچ جا نشنیده بودم " .
این گیجی وسرگردانی و پی نبردن به کد واژه اشعار بزرگان ایران زمین ، یک انحراف بزرگ از راه مراقبه و درون پوئی و راه برگشت به نور خداست . که حتی بوده اند کسانی که اشاراتی کرده اند ، اما گم و ناشناس مانده اند و پروفسورها آنرا ندیده اند .
آن کــــس است اهـــل بشارت کــــــه اشارت داند
نکــــتهها هست بسی محرم اسـرار کــجاست ؟
راه برگشتی که به حضرت آدم آموزش داده شد تا پایان درد ورنج آدمی باشد .
آدمیزاد ، هیچ هدفی و راهی جز بازگشت ندارد . تنها راه پایان درد ورنج آدمی در این اشعار کدگذاری شده .
باشد تا فهمیده و دیده و تجربه شود .
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نئی جان من خطا این جاست
YouTube · Eghlim Honar
3.2K+ views · 1 year ago
#ساقی و #می در اشعار #حافظ از نگاه استاد #دینانی
بلاگفا
https://sedayeadab.blogfa.com
می و شراب " در دیوان حافظ - جــــــــــام ادب
Khabaronline
https://www.khabaronline.ir
حافظ، عارف نیست / سه نوع «می» در اشعار حافظ وجود دارد
عرفان و حکمت
https://erfanvahekmat.com
می (اصطلاح عرفانی)
درود ،
غزلیات حافظ را نمیتوان صرفاً وسیلهی رسیدن به «خواستههای دنیوی» دانست. او در مقام سالک، عشق را بهعنوان نور الهی و حقیقت معنوی میبیند، هرچند در زبان شعر، آن را با استعارههای زمینی (می، معشوق، گل، بلبل) بیان میکند. بنابراین، عشق حافظ: در اصل عشق به خدا و حقیقت است؛ عشق زمینی تنها نماد و وسیلهی بیان آن است.
و فال حافظ: سنتی مردمی است که بیشتر برای امید و آرامش دل رواج یافته، نه برای تضمین امور مالی یا دنیوی، پیام حافظ: اگر فال به معنای «طلب هدایت و تذکر» باشد، یاد او زنده میماند؛ اما اگر به «خرافه و افسانه» تبدیل شود، پیام اصلی او گم میشود. شعر مورد بحث: مضمونش دعوت به پاکی دل، دوری از ظلم و دنیاپرستی، و امید به فرج و روشنایی است؛ نه وعدهی مستقیم مال و فرزند.
- رواج سنت فال حافظ: از دورهی صفویه و قاجار بهتدریج میان عوام و ادیبان شکل گرفت، بیشتر برای پیوند فرهنگی و معنوی با حافظ، نه به قصد انحراف.