پرسش خود را بپرسید
فرمانده ارتشها سپاهیان ارتشها غطرف مشیر
مترادف های فارسی واژه سپاهان،جحفل
٨ ساعت پیش
١٣
واژه ای هم معنی و مترادف واژه های:
فرمانده ارتش ها
سپاهیان
ارتش ها
غطرف
مشیر
٠
٠
٠
١
١ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
سردار، امیر لشکر، فرماندهکل
هممعنی: سردار، سپهسالار
منبع: دهخدا، عمید
لشکریان، سربازان، رزمندگان
بار معنایی بسته به متن میتواند رسمی یا حماسی باشد.
منبع: دهخدا، معین
لشکرها، سپاهها، قشون
قشون و جیش کاربرد قدیمیتر دارند.
منبع: دهخدا، عمید
در منابع معتبر (دهخدا، معین، عمید) ثبت نشده؛ احتمالاً املای نادرست یا واژهٔ محلی است.
پیشنهاد: املای درست را بررسی کنید.
مشاور، رایزن، مستشار
در متنهای قدیم: مشیر دولت، مشیرالملک.
منبع: دهخدا، معین
٢٩,١٦٥
٢٢
٥٦٣
١٥٩
٤ ساعت پیش