پرسش خود را بپرسید

معادل واژه های زیر را بنویسید

تاریخ
١٠ ماه پیش
بازدید
٢٠٧

تازه رویان
نهیب بلارک
عنان کرد
فرو پژمریده
بد اسمانی

٨٦,٤٦١
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٧٣
برنزی
٢,٩٣٨

٥ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

سلام🙏

کسی که رویش مانند گل باطراوت و تازه  باشد.

صدای شمشیر.

مهار و افسار کرد

پژمرده و افسرده

تیره بختی
بد آسمانی چو آید فراز
سر نازنینان بپیچد ز ناز

٢٢٣,٨٢٨
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦٠
برنزی
٧,٥٧٧
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

درود،

تازه رویا یعنی ، جوانان، تازه‌رویان، کسانی که تازه به سن جوانی رسیده‌اند و مترادف ان، جوانان، تازه‌بالان، نوجوانان، تازه‌دمان

نهیب بلارک یعنی،  «نهیب» به معنای «فریاد، بانگ، ندا» و «بلارک» احتمالاً تحریف یا تغییر یافته «بلند» یا «بلور» است. در کل، می‌تواند به معنای «فریاد بلند» یا «بانگ رسا» باشد و مترادف ان،فریاد بلند، بانگ رسا، ندا، صدا،

عنان کرد،یعنی، «عنان» به معنای «رسم، راه، یا کنترل» و «کرد» فعل ماضی است. در کل، به معنای «کنترل کرد»، «راه داد»، یا «رها کرد» است، مترادف ان: رها کرد، کنترل کرد، آزاد گذاشت، دست داد**

فرو پژمریده:«فرو» به معنای «پایین، فرورفته» و «پژمریده» به معنای «پژمرده، خشک شده، افسرده». در کل، به معنای «پژمرده و افسرده» یا «خشک و بی‌روح» است.

مترادف:پژمرده، افسرده، خشکیده، بی‌روح

بد اسمانی :  «بد» به معنای «بد، ناپسند» و «اسمانی» به معنای «آسمانی». در کل، می‌تواند به معنای «بدی آسمانی»، «ناپسندی سرنوشت»، یا «بدی که از آسمان (سرنوشت) نازل شده» باشدو مترادف ان : بدبختی، ناپسندی سرنوشت، بداقبالی، بدفرجامی

٦٣٨,٨١٥
طلایی
٦٣٤
نقره‌ای
٤,٠١٤
برنزی
٦,٠٩٦
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

تازه رویان=زیبارویان

نهیب بلارک=غرش شمشیر

عنان کرد=سوار شد حرکت کرد

فروپژمریده=افسرده شده

بداسمانی=بدشانسی

١٣٨,٠٨٣
طلایی
١٥٨
نقره‌ای
٨٣٠
برنزی
١,٩٧٥
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

با سلام

تازه رویان: دارای چهره‌های شاداب، زیبا رویان
نهیب بلارک: هیاهو و غرّش شمشیر بران
عنان کرد: لگام کرد، اسب را با سرعت دوانید
فرو پژمریده: افسرده و دلتنگ
بد اسمانی: بداقبالی

٣٩,٩٣٩
طلایی
٢٤
نقره‌ای
٤٠٢
برنزی
٢٨٦
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی


۱. تازه‌رویان

  • معادل‌ها: جوانان، نوخاستگان، تازه‌بالیدگان
  • کاربرد: اشاره به کسانی که تازه شکوفا شده‌اند؛ معمولاً جوانان یا تازه‌واردان.
  • معادل ساده‌تر: جوانان، تازه‌بالیده‌ها

۲. نهیب بلارک

  • معادل‌ها: فریاد بلند، بانگ سهمگین، نعره‌ی شدید
  • کاربرد: صدای بلند و هراس‌انگیز، معمولاً برای هشدار یا تهدید.
  • معادل ساده‌تر: فریاد سهمگین، بانگ بلند

۳. عنان کرد

  • معادل‌ها: مهار کرد، کنترل کرد، بازداشت
  • کاربرد: گرفتن یا نگه داشتن مهار اسب؛ استعاری برای کنترل کردن یا بازداشتن.
  • معادل ساده‌تر: مهار کردن، کنترل کردن

۴. فرو پژمریده

  • معادل‌ها: پژمرده، افسرده، خسته، رنگ‌باخته
  • کاربرد: چیزی یا کسی که شادابی و طراوت خود را از دست داده است.
  • معادل ساده‌تر: پژمرده، افسرده

۵. بد آسمانی

  • معادل‌ها: شوم، نحس، بدیُمن، نامبارک
  • کاربرد: چیزی یا کسی که نشانه‌ی بدبختی یا شومی دارد.
  • معادل ساده‌تر: شوم، نحس
٨٢٦,٦٥٧
طلایی
٧٩٨
نقره‌ای
٩,٢٣٤
برنزی
٦,٩٨٥
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

١

پاسخ شما