پرسش خود را بپرسید

معادل واژه های زیر را بنویسید

تاریخ
٦ ماه پیش
بازدید
١٣٨

تازه رویان
نهیب بلارک
عنان کرد
فرو پژمریده
بد اسمانی

٦١,٥٤٨
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٤
برنزی
٢,٥٠٠

٥ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

سلام🙏

کسی که رویش مانند گل باطراوت و تازه  باشد.

صدای شمشیر.

مهار و افسار کرد

پژمرده و افسرده

تیره بختی
بد آسمانی چو آید فراز
سر نازنینان بپیچد ز ناز

٢٠٨,٤٩١
طلایی
٢٣٧
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
٦ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

درود،

تازه رویا یعنی ، جوانان، تازه‌رویان، کسانی که تازه به سن جوانی رسیده‌اند و مترادف ان، جوانان، تازه‌بالان، نوجوانان، تازه‌دمان

نهیب بلارک یعنی،  «نهیب» به معنای «فریاد، بانگ، ندا» و «بلارک» احتمالاً تحریف یا تغییر یافته «بلند» یا «بلور» است. در کل، می‌تواند به معنای «فریاد بلند» یا «بانگ رسا» باشد و مترادف ان،فریاد بلند، بانگ رسا، ندا، صدا،

عنان کرد،یعنی، «عنان» به معنای «رسم، راه، یا کنترل» و «کرد» فعل ماضی است. در کل، به معنای «کنترل کرد»، «راه داد»، یا «رها کرد» است، مترادف ان: رها کرد، کنترل کرد، آزاد گذاشت، دست داد**

فرو پژمریده:«فرو» به معنای «پایین، فرورفته» و «پژمریده» به معنای «پژمرده، خشک شده، افسرده». در کل، به معنای «پژمرده و افسرده» یا «خشک و بی‌روح» است.

مترادف:پژمرده، افسرده، خشکیده، بی‌روح

بد اسمانی :  «بد» به معنای «بد، ناپسند» و «اسمانی» به معنای «آسمانی». در کل، می‌تواند به معنای «بدی آسمانی»، «ناپسندی سرنوشت»، یا «بدی که از آسمان (سرنوشت) نازل شده» باشدو مترادف ان : بدبختی، ناپسندی سرنوشت، بداقبالی، بدفرجامی

٤٧٩,١٣٧
طلایی
٤٤٥
نقره‌ای
٣,٨٨٧
برنزی
٥,٠٩٦
تاریخ
٦ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

تازه رویان=زیبارویان

نهیب بلارک=غرش شمشیر

عنان کرد=سوار شد حرکت کرد

فروپژمریده=افسرده شده

بداسمانی=بدشانسی

٩٧,٢٧٤
طلایی
٨٩
نقره‌ای
٦٨٠
برنزی
١,٤١٤
تاریخ
٦ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

با سلام

تازه رویان: دارای چهره‌های شاداب، زیبا رویان
نهیب بلارک: هیاهو و غرّش شمشیر بران
عنان کرد: لگام کرد، اسب را با سرعت دوانید
فرو پژمریده: افسرده و دلتنگ
بد اسمانی: بداقبالی

٣٧,٨٥٨
طلایی
٢٣
نقره‌ای
٣٩٧
برنزی
٢٦٥
تاریخ
٦ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی


۱. تازه‌رویان

  • معادل‌ها: جوانان، نوخاستگان، تازه‌بالیدگان
  • کاربرد: اشاره به کسانی که تازه شکوفا شده‌اند؛ معمولاً جوانان یا تازه‌واردان.
  • معادل ساده‌تر: جوانان، تازه‌بالیده‌ها

۲. نهیب بلارک

  • معادل‌ها: فریاد بلند، بانگ سهمگین، نعره‌ی شدید
  • کاربرد: صدای بلند و هراس‌انگیز، معمولاً برای هشدار یا تهدید.
  • معادل ساده‌تر: فریاد سهمگین، بانگ بلند

۳. عنان کرد

  • معادل‌ها: مهار کرد، کنترل کرد، بازداشت
  • کاربرد: گرفتن یا نگه داشتن مهار اسب؛ استعاری برای کنترل کردن یا بازداشتن.
  • معادل ساده‌تر: مهار کردن، کنترل کردن

۴. فرو پژمریده

  • معادل‌ها: پژمرده، افسرده، خسته، رنگ‌باخته
  • کاربرد: چیزی یا کسی که شادابی و طراوت خود را از دست داده است.
  • معادل ساده‌تر: پژمرده، افسرده

۵. بد آسمانی

  • معادل‌ها: شوم، نحس، بدیُمن، نامبارک
  • کاربرد: چیزی یا کسی که نشانه‌ی بدبختی یا شومی دارد.
  • معادل ساده‌تر: شوم، نحس
٧٥٠,٨٩٢
طلایی
٧٠٦
نقره‌ای
٨,٧٣٧
برنزی
٦,٢١١
تاریخ
٦ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

پاسخ شما