پرسش خود را بپرسید

در کدام قسمت بیت زیر آرایه ی طنز به کار رفته ؟

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
١,٠٩٦

در کدام قسمت بیت زیر آرایه ی طنز به کار رفته ؟

 حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود

              ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

١٨٤,٨٤٦
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
٢,٠٩٠
برنزی
٦,٤٦٨

١٠ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

می / شراب ، بمعنی حضور در لحظه داشتن 

آگاه از آگاهی خود بودن . به مراقبه و مشاهده نشستن . 

مراحل سلوک :  اطاعت ،  عبادت،طریقت ، حقیقت . 

زاهد و عابد و ملا و آخوند ، تا مرحله عبادت رفته اند و خدا را در بیرون از خود می جویند.

حال اینکه در این دو مرحله حقیقتی نیست و فقط برای این آورده شده تا سالک به دل خوراک ندهد و دل را پاک نگه دارد تا در مرحله طریقت که مراقبه و مشاهده گری است بتواند منزلگاه های دل را طی نماید . 

   به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید

که سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها

در اینجا حضرت اشاره دارن که زمانی که دو مرحله اطاعت و عبادت رو سالک گذروند حالا باید زیر نظر پیر وارد طریقت بشه . حالا پیر به سالک می گوید که: نماز و دعا خوندن رو کنار بگذار و سکوت پیشه کن و به مراقبه و مشاهده و حضور بشین . کجا؟ روی همون سجاده که نماز میخوندی ، حالا چهار زانو بشین و میِ حضور رو در دل پرورش بده تا دل و آئینه ها جلا بخوره .   پیر یا سالک اعظم ، قبلا این راه ها رو رفته ، نگران نباش .پیر منزلگاه ها و راه رو میدونه . 

 در اینجا حضرت منظورش این هست که حافظ با اختیار خودش این خرقه رو نپوشید 

چرا می آلود؟ یعنی حافظ ، راهب شد و وارد طریقت شد و میِ حضور و مشاهده گری رو داره در دلش پرورش می ده . 

چرا به اختیار خودش نپوشید ؟   

در چند بیت قبل تر می فرماید : 

هنگامِ تنگ‌دستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیایِ هستی قارون کُنَد گدا را

یعنی در زمان تنگدستی ،خرقه پوشیده بوده . این به درون رفتن و آگاه از خود شدن و به نور حق متصل شدن هست که قارون کند گدا را . پادشاه وجود خود شدن . حالا طنزش اینجا هست ( البته بنده سواد ادبیات ندارم و طبق سوال پرسنده می گم)

ای شیخ پاک دامن که در مرحله اطاعت و عبادت موندی ، ما وارد راه طریقت شدیم 

ما رو معذور دار .

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 

مرد رند ، همان سالکی است که خرقه می آلود می پوشد و خلوت گزینی بر می گزیند و به مراقبه و مشاهده مشغول می شود و با میِ حضور ، دل را پالایش می کند . 

شاد باشید   

١٠,٢٠٦
طلایی
٥
نقره‌ای
٧٠
برنزی
١٠٧
تاریخ
١ سال پیش

بانو شاعره بیدلی حزین بی بی: تذكرة الخواتين از قول بیدلی حزین بی بی را خواهر عبدالله و جزء زنانی که طبع شعر داشته یاد مینماید و مطلع ذیل از وی است: 
روم بباغ و ز نرگس دو دیده وام کنم 
که تا نظاره آن سرو خوش خرام کنم 
مرات الخيال تخلص این زن را بیدلی نوشته و متذکر میشود همسر شيخ عبدالله فرزند خواجه حکیم بوده و شعر نقل شده را بنام او ضبط کرده. 
صاحب تذكره جواهر العجائب نیز بی بی بیدلی را همسر شیخ عبدالله میداند و مینویسد شیخ عبدالله از شاعران نامی هرات بوده و این مطلع که از او در مجالس النفائس امیر علی شیر نوائی ضبط است نقل میکند: 
من مسكين بسر کوی تو هر چند دویدم 
غیر آهی و سرشکی زدل و دیده ندیدم 
دانشمند محترم آقای یارشاطر استاد دانشگاه در کتاب نفیس خود که راجع بشعر در نیمه قرن نهم تألیف کرده از مجالس النفایس نقل شده که نامبرده مادر شیخ زاده انصاری است و بیان امیر علی شیر نوائی را درباره او چنین نقل کرده است: توان گفت که در خانه او مرد وزن خوش طبعند. این بیان امیر علی شیر که سر آمد سخن سنجان و شعر شناسان عصر خود بوده دلالت دارد که بیدلی را بمعنی واقعی شاعر شناخته و آثار او را پسندیده است.

١٨٤,٨٤٦
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
٢,٠٩٠
برنزی
٦,٤٦٨
تاریخ
١ ماه پیش

رابعه بنت کعب قزداری، معاصر سلسله سامانیان و هم زمان قافله سالار شاعران فارسی سرا یعنی شاعری قلمداد میشود که پابه پای رودکی در طریق ادبیات و شعر فارسی قدم برداشته. عوفی در لباب الالباب در ارجمندی مقام ادبی رابعه چنین میگوید: دختر کعب اگر چه زن بود اما به فضل بر مردان جهان بخندیدی، فارس هر دو میدان و والی هر دو بیان، بر نظم تازی قادر و در شعر پارسی به غایت ماهر. نمونه آثاری که از این سرخیل زنان پارسی سرا از چنك حوادث مصون مانده و بدست ما رسیده دلالت دارد که استعداد و نبوغش در شعر و شاعری تا آنجا است که باید او را در عداد بنیان گذاران شعر فارسی آورد و اعتراف کرد که هزار و صد و پنجاه سال پیش و قریب ۱۵۰ سال قبل از فردوسی و عنصری و فرخی بهمراهی معاصران صاحب نظر خود شالوده شعر فارسی بعد از اسلام را ریخته و آنچنان متین و پخته در این راه قدم برداشته که بیش از چهار صد سال بعد از او شمس قیس رازی، نویسنده کتاب المعجم فی مئائير اشعار العجم که خود از بزرگان علم و ادب و گوهرشناسان شعر و شاعری است رابعه را جزء استادان فن شعر شناخته و به آثار او تمسك جسته و برای توضیح و تشريح بحر مسدس مخنق این بیت رابعه را شاهد آورده: 
ترك از درم در آمد خندانک 
آن خوبروى و چابك مهمانك 
مفعول فاع لانن مفعولن 
مفعول فاع لاتن مفعولن 
دلائل دیگری در گوشه‌های تاریخ شعر و شاعری بدست می‌آید که قدرت تخیل رابعه را در بوجود آوردن انواع و اقسام نظم فارسی دلالت دارد و میرساند که در هنگام طلوع خورشید شعر و شاعری پس از طلوع اسلام نه تنها این زن از آن مهر تابان بیش از همگنان کسب نور کرده بلکه گلهای شاداب طبع خود را با آن انوار رنگهای گوناگون و دلربا بخشیده چنانکه هر کدام در تنوع رنگ و بوی مخصوصی داشت، و لذت و اثری جدا جدا در بهره مندان باقی میگذاشت. آنچه آثار باقی مانده رابعه حکایت میکند غزل و قطعه و قصیده استادانه میگفته و میتوان گفت خود در ردیف معدودی فارسی سرایان بوده که خالق و تکمیل کننده غزل و قطعه و قصیده بوده اند. رابعه اولین شاعره فارسی زبانیست که قالب ملمع بدست هنرمندوی ساخته شده و این ملمع از او در لباب الالباب ضبط شده است: 
شاقنى ناريخ من الاطيار 
هاج سقمى وهاج لى تذكارى 
دوش بر شاخك درخت آن مرغ 
نوحه میکرد و میگریست بزاری 
قلت للطير لم تنوح و تبكى 
فی دجى الليل و النجوم دراری 
من نگویم چوخون دیده بیارم 
تو چه گریی که خون دیده نباری 
من جدایم زیار از آن نالم 
تو چه نالی که با مساعد یاری 
عجب آنکه در هنگام انعقاد نطفه شعر و شاعری فارسی که علی الاصول شعر گفته شده در آن دوران باید سست و غیر مستحکم باشد و خالی از تنافر وتعقيد نباشد رابعه آنچنان پخته و روان شعر گفته که از یازده قرن پیش تاکنون سلاست و دلربائی خود را از دست نداده و این نیست جز این که قبول کنیم رابعه وقوف کامل و احاطه نامحدود در زبان پارسی وریشه‌های تشکیل دهنده آن زبان داشته است والا امکان نداشته در زمان شباب زبان فارسی بعد از اسلام و هنگامی که تازه ایرانیان داشتند از زیر نفوذ زبان عرب شانه خالی میکردند و استخوان بندی زبان فارسی استحکام نیافته بود باین لطف و روانی که رابعه گفته است: 
بمی ماند اندر عقیق قدح 
سرشکی که در لاله ماوی گرفت 
سرنرگس تازه از زرّ وسیم 
نشانِ سر تاج کسری گرفت 
هم از حيث قالب و معنی و هم رعایت تناسب و تشبیه میتوان شعر بی نقص و محکم قلمداد کرد.

١٨٤,٨٤٦
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
٢,٠٩٠
برنزی
٦,٤٦٨
تاریخ
٢ ماه پیش

گم کرده حقیقت را زاهد به جُفا رفتی 
کج کرده طریقت را، عابد به کجا رفتی 
نقصت ز چیست انسان، گمراه همی پوئی 
تاریخ بیالودی، بازت به خطا رفتی 

١٨٤,٨٤٦
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
٢,٠٩٠
برنزی
٦,٤٦٨
تاریخ
٦ ماه پیش

درود 🍀

                                 حافظ با بیان این که ، "حافظ به خود نپوشید این خرقه‌ی می‌آلود"،  در واقع به شیوه‌ای طنزآمیز و کنایه‌آمیز، به شیخ پاکدامن می‌گوید که خود او یعنی حافظ از پوشیدن خرقه‌ای که با می و شراب آلوده است، خودداری کرده و این خرقه را به شیخ نسبت می‌دهد، در واقع، این جمله طنزآمیز است، زیرا حافظ با این بیان، شیخ را به ریا و دو گانگی متهم می‌کند و می‌گوید :" من این خرقه را نپوشیدم، تو که پاکدامن هستی، بپوش و ما را معذور بدار." و طنز در این بیت، از طریق تناقض بین ظاهر و باطن، و همچنین با استفاده از کنایه و ایهام ایجاد شده است.

٤١٥,٣٣٣
طلایی
٣٧٢
نقره‌ای
٣,٨٢٠
برنزی
٤,٧١٧
تاریخ
٦ ماه پیش

در زمین‌ها و آسمانها ذرّه ای 
پر نجنباند نگردد پرّه ای 
جز به فرمان قدیم نافذش 
شرح نتوان کردو جَلْدی نیست خوش 
هیچ برگی می‌نریزد از درخت 
جز به حکم و امر آن سلطان بخت

١٨٤,٨٤٦
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
٢,٠٩٠
برنزی
٦,٤٦٨
تاریخ
٦ ماه پیش

از من ای جان روی پنهان می‌کنی
تا جهــان بر من چو زندان می‌کنی

آشکــــــــارا گشت رازم تــــا ز من
خنـــده‌ی دزدیده پنهـــان می‌کنی

خــــون دلهــــای عـــــزیزان ریختن
گرچه دشوار است آسان می‌کنی

زهــره کی دارد به کردن هیچکس
آنچــه تو از مکر و دستان می‌کنی

هرچــــه ممکن گردد از جور و جفا
با دل مسکیـن مـــن آن مــی‌کنی

١٨٤,٨٤٦
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
٢,٠٩٠
برنزی
٦,٤٦٨
تاریخ
٦ ماه پیش
عکس پرسش

در  این بیت در قسمت "ای شیخ پاکدامن" آرایه ی طنز به کار رفته. در اصل حافظ به نوعی به شیخان و زاهدان زمانه اش طعنه زده که خیییلی پاکدامنین شماها! 
و منظورش معکوسه واشاره به ریا و ناخالصی و خرده شیشه  توی شیخان داره. که در ظاهر پاک نما و در باطن گناه آلود هستن.

٢,٥٩٩
طلایی
١
نقره‌ای
٢٣
برنزی
٢٨
تاریخ
١ سال پیش

با توجه  به  دید  منفی حافظ به صوفیان   و شیوخ  اطلاق پاکدامنی بر آنها  کنایه جلوه میکند  و البته خرقه می آلود کنایه از خرقه و صوفی گری بدون ریا است که با اطلاق پاکدامن بودن درواقع این امتیاز  سلب  شده 

و در آخر  غیرت معشوق بر عاشق و لزوم توجه خدا برای عشق ورزی بر معبود رو  با استفاده از پوشانده شدن توسط خرقه ریایی از سمت معشوق  نشان میدهد و دوباره با اطلاق صفت پاکدامن این امتیاز هم از شیخ سلب میشه  

١٩٥
طلایی
٠
نقره‌ای
٤
برنزی
٦
تاریخ
١ سال پیش

طنز مربوط به یک کلمه یا جای خاصی تو جمله نمیشه بلکه مفهوم جمله نشانگر این خواهد بود که در جمله از آرایه طنز یا هر آرایه دیگری مثلا ایهام یا مبالغه یا هر آرایه دیگری استفاده شده یا نه!

در بین مورد نظر هم دقت کنید با استفاده از آرایه کنایه میگه ای شیخ پاکدامن ( در حقیقت فرد رو به چالش میکشه به معنی ساده داره بهش غیرمستقیم تیکه میندازه) و و ابن نشان گر تلخند یا طنز هم میتونه باشه .

٤,٧٣٢
طلایی
٢
نقره‌ای
٦٧
برنزی
٢٢
تاریخ
١ سال پیش

پاسخ شما