پرسش خود را بپرسید

ترجمه ی اصطلاح"pissed off"

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
١٧٠

ترجمه ی اصطلاح

"pissed off"

 ومعادل انگلیسی براش پیشنهاد بدید لطفا 

٢,٥٩٢
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
١١٠

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

یک صفت هست به معنی:

عصبانی-خسته-سر در گم-دلخور- کسی که رفته یا گور خود را گم کرده- ناراحت-غمزده و صفت هایی از این دست

٢٦٠,٥٤٣
طلایی
٩٠
نقره‌ای
١,١٨٢
برنزی
١,١٧٩
تاریخ
١ سال پیش

خودش به تنهایی صفته  که حالت فعلم داره، ترجمش بصورت صفت میشه "کسی که *یدن به اعصابش!"  

دو تا معادل  رایجشم اینا هستن:

You're grinding my gears.

You're pushing my buttons.

٤,٩٣٦
طلایی
٨
نقره‌ای
١٥٣
برنزی
١٢
تاریخ
١ سال پیش

وقتی از چیزی خسته و عصبانی میشه ( نا امید میشی)

Annoyed 

Irritated

٢,٢٣٥
طلایی
١
نقره‌ای
٣١
برنزی
٨
تاریخ
١ سال پیش
١

پاسخ شما