پرسش خود را بپرسید

معادل فارسی " I'm fuming"

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٢٥٧

معادل فارسی 

" I'm fuming"

٣,٥٨٩
طلایی
١
نقره‌ای
٢
برنزی
١٢٦

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

دارم گر  می گیرم!

آتیش گرفتم!

دارم(از عصبانیت)منفجر میشم!

در حال جوش و خروشم!

Adjective

  • feeling, showing, or expressing great anger.

    "Smith was left fuming following the security breach"

noun

  • the process of exposing wood to ammonia fumes in order to produce dark tints.

    "fuming is a highly toxic process"

٢١٧,٩٦٣
طلایی
٢٥٠
نقره‌ای
١,٧٣٩
برنزی
١,٩٢٨
تاریخ
١ سال پیش

دارم خودخوری می کنم

١,٢٦٤
طلایی
٠
نقره‌ای
٥
برنزی
٥
تاریخ
١ سال پیش

با سلام

I'm fuming:

دارم از عصبانیت  می‌سوزم

دارم از عصبانیت آتیش می‌گیرم

دارم از عصبانیت منفجر می‌شم

از خشم دارم به جوش می‌آم

٣٩,٠٨٦
طلایی
٢٤
نقره‌ای
٤٠١
برنزی
٢٧٢
تاریخ
١ سال پیش
١

پاسخ شما