پرسش خود را بپرسید

ترجمه ی اصطلاح " I'm feeling like a failure"

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
١٩٢

 ترجمه ی اصطلاح

 " I'm feeling like a failure"

٣,٦١٩
طلایی
١
نقره‌ای
٢
برنزی
١٢٦

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

 ترجمه : احساس یک بازنده  کوتاهی ورشکستگی میکنم 

failure:کوتاهی، نا توانی، ورشکستگی، شکست، بد شانسی، قصور، خرابی، عدم موفقیت، واماندگی، درمانگی، کاستی، کمبود، نقصان، فقدان، ضعف، از دست دادن نیرو، از میان رفتن، (برق و غیره) قطع، (موتور و غیره) خرابی، از کار ...

٤,١٢٥
طلایی
٣
نقره‌ای
٥٥
برنزی
٤٣
تاریخ
٢ سال پیش

احساس یک بازنده را دارم.

٣,٢٥٤
طلایی
١
نقره‌ای
٦٢
برنزی
١٨
تاریخ
٢ سال پیش
١

پاسخ شما