پرسش خود را بپرسید
ترجمه ی اصطلاح " I'm feeling like a failure"
١ سال پیش
١٩٠
ترجمه ی اصطلاح
" I'm feeling like a failure"
٣,٥٨٩
١
٢
١٢٦
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
ترجمه : احساس یک بازنده کوتاهی ورشکستگی میکنم
failure:کوتاهی، نا توانی، ورشکستگی، شکست، بد شانسی، قصور، خرابی، عدم موفقیت، واماندگی، درمانگی، کاستی، کمبود، نقصان، فقدان، ضعف، از دست دادن نیرو، از میان رفتن، (برق و غیره) قطع، (موتور و غیره) خرابی، از کار ...
٤,٠٦٥
٣
٥٥
٤٠
١ سال پیش
احساس یک بازنده را دارم.
٢,٩٢٠
١
٦١
١٥
١ سال پیش
١