پرسش خود را بپرسید
ترجمه ی اصطلاح " I'm feeling like a failure"
٢ سال پیش
١٩٤
ترجمه ی اصطلاح
" I'm feeling like a failure"
٣,٦١٩
١
٢
١٢٦
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
ترجمه : احساس یک بازنده کوتاهی ورشکستگی میکنم
failure:کوتاهی، نا توانی، ورشکستگی، شکست، بد شانسی، قصور، خرابی، عدم موفقیت، واماندگی، درمانگی، کاستی، کمبود، نقصان، فقدان، ضعف، از دست دادن نیرو، از میان رفتن، (برق و غیره) قطع، (موتور و غیره) خرابی، از کار ...
٤,١٦٥
٣
٥٥
٤٥
٢ سال پیش
احساس یک بازنده را دارم.
٣,٣٩٤
١
٦٢
١٨
٢ سال پیش
١