مگه اسیر ویتیم ومسکین در کوچهای شهر سرگردانند؟
مگه اسیر نباید در زندان اسیران جنگ پایگاه آرتش باشد؟
مگه مسکین میتواند براحتی حرکت کند وهمه درهای خانه هارا بزند؟
مگه یتیم آبروی ندارد وولی ندارد وترس ندارد تا شب ها در کوچه بماند؟
مگه هر مدعی "مسکین ویتیم واسیر" را باید پذیر ؟
...
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسْکيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً
٣ پاسخ
مسکین به کسی گویند که نیازمند کمک است و لزومی نداره در کوچهها بگردد یا درِ خانهها را بزنه، و یتیم هم کودک بیپدری که ولی و سرپرست ندارد؛ قرآن تأکید دارد که باید آبرو و امنیت او حفظ شود، نه اینکه بیپناه در کوچهها بماند، و در مورد اسیر هم، در فرهنگ قرآنی فقط به زندانی جنگی محدود نیست؛ هر گرفتار و دربند (حتی غیرمسلمان) را شامل میشود. در صدر اسلام، مسلمانان به اسیران نیز اطعام میکردند
درود 🌿
به گمانم البته به زعمم، پرسش آبادیس به آیهی "وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسْکيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً" ساید این چنین باشد :
مسکین: کسی است که به سبب فقر و ناتوانی، نیازمند کمک است؛ لزوماً در کوچهها نمیگردد یا درِ خانهها را نمیزند، بلکه عنوانی برای نیازمند واقعی است و خب، یتیم هم کودک بیپدری که ولی و سرپرست ندارد؛ قرآن تأکید دارد که باید آبرو و امنیت او حفظ شود، نه اینکه بیپناه در کوچهها بماند، و در مورد اسیر هم، در فرهنگ قرآنی فقط به زندانی جنگی محدود نیست؛ هر گرفتار و دربند (حتی غیرمسلمان) را شامل میشود. در صدر اسلام، مسلمانان به اسیران نیز اطعام میکردند، بنابراین، آیه نمیگوید هر مدعی را باید پذیرفت؛ بلکه تأکید دارد که اطعام و نیکی به این سه گروه ، نیازمند، یتیم و اسیر می تونه، نشانهی ایمان و محبت به خداست، به عبارتی ، مسکین، یتیم و اسیر در قرآن نماد نیازمندان واقعیاند؛ اطعام آنان وظیفهی اخلاقی و ایمانی است، نه پذیرش هر ادعای ظاهری.
سلام، زمان نزول آیه مدینه شهر کوچکی بود و همه همدیگر را به خوبی میشناختندیعنی اسیر آزاد شده و آواره، یتیم و مسکین و فقیر شناخته شده بودند یا با کوچکترین تحقیقی معلوم میشدند. در آن زمان ارتش و قوانین امروزی وجود نداشت. اسیران جنگی محاکمه و مجازات یا جریمه میشدند و برخی آزاد میشدند، اسیران آزاد شده که به هر دلیلی ناتوان و نیازمند بودند یا توانایی کار کردن نداشتند، در کوچه و برزن راه میافتادند و درب خانه ها را میزدند و طلب غذا میکردند. همینطور است برای بقیه مثالهایی که زدید. الان این امکان برای همه وجود دارد که افرادی که در اثر سوانح غیر عمد زندانی دیه یا زندانی مالی شده اند، و به نوعی اسیر زندان هستند، را با کمک مالی و در راه رضای خدا آزاد نمایند ضمنا با مراجعه به دار الایتام یا موسسات خیریه یتیم و مسکین و فقرا را برای رضای خدا کمک مالی و حمایت نمایند.
اگه مدینه شهرکوچک بودوهمدیگر رابه خوبی میشناختند؛
پس؛ لازم نبودیتیم ومسکین خودشان معرفی میکنندومیگن "من یتیمم، من مسکینم"
وچطورشد به حال خودشان رها بشن وکسی بحالشان بی خبر بماند
مگه شهر تازه مسلمانان نبود؟
وقتیکه همدیگر را به خوبی میشناختند پس چرا سرگردانند وتک تک درها میزنند برای یه لقمه نان؟
عجب!
علیکم السلام
مدینه شهر کوچک نبود.
اسیر وقتیکه آزاد میشه همین لحظه آزادی دیگه اسمش اسیر نیست.
اسیر وقتیکه آزاد میشه برمی گردانندش به شهرش والا جاسوس به حساب میاد وغیر قابل اطمئنان اعتماد هست.
اسیر با معاوضه مالی یا غیره انجام میشه ونه همینتوری که فقط در فتح مکه انجام شد.
اگه یتیم و مسکین شناخته شده بودند پس چرا در روایت"من یتیم من . . . " میگفتند!؟
به کلمه "مسکین" رجوع کنید.