پرسش خود را بپرسید
ترجمه ی روان و غیر تحت الفظی
٢ سال پیش
١٧٤
معادل فارسی برای اصطلاح :
race against time
١,٧١٨
٤
٥
٧٧
١ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
مفهوم: تلاش برای به پایان رساندن کاری با وجود زمان اندک یا قبل از موعد مقرر
معنی: مسابقه با زمان/کشتی با زمان /تقلا و کوشش کردن / بی وقفه کار کردن
١٢,٨٨٣
٩
١٨٧
٧٢
٢ سال پیش
١