پرسش خود را بپرسید

ترجمه ی روان "i got my fingers burned"

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
٤٨٣

ترجمه ی روان ضرب المثل 

 "i got my fingers burned"

٤,٤١٩
طلایی
١
نقره‌ای
٨
برنزی
٢٠٢

٥ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

get/have your fingers burned


to suffer unpleasant results of an action, especially loss of money, so you do not want to do the same thing again

آسفالت شدن گرفتار شدن

٦,١٨٤
طلایی
١
نقره‌ای
٣٨
برنزی
٦٣
تاریخ
١ سال پیش

سلام،

درگفتار عامیانه:خودمو تو هچل انداختم...

یعنی  خودمو  گرفتار کردم

تاریخ
٢ سال پیش

Burn your fingers/get your fingers burned

Informal : to suffer the unpleasant results of something that you have done.

I'll never do it again.

٤٩٦
طلایی
٠
نقره‌ای
٥
برنزی
٩
تاریخ
٢ سال پیش

نتجه ناخوشایندی از اقدامی داشتید که نمی خواهید  دوباره آن را  انجام دهید  «پشت دست رو  داغ کردن » معادل خوبیه

٣,٩١١
طلایی
١
نقره‌ای
٣٢
برنزی
٣٢
تاریخ
٢ سال پیش

پشت دستم را داغ کردم

کنایه از اینکه بار دیگر کاری را که از انجامش پشیمان شدم انجام ندهم

٣٣,٢٠١
طلایی
٨
نقره‌ای
١٤٤
برنزی
١٢٢
تاریخ
٢ سال پیش
١

پاسخ شما