پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => شعر)
سعادت خواجه تاشِ سایهٔ تو صلاح از جملهٔ پیرایهٔ تو ✏ «نظامی»
چون غنچه تصویر، دلم جمع ز تنگی است امید گشایش ز نسیم سحرم نیست آیا در مصراع اول آرایه پارادوکس وجود داره؟؟ دلیل بر اثبات حرفتون؟؟
یکی از طوق خود مه را شکسته یکی مه را ز غبغب طوق بسته ✏ «نظامی»
سلام، لطفاً این شعر را برایم ترجمه بفرمایید.تحتاللفظیش رومی دونم. Mene göre sevgi bir dene Sene göre milyon dene var Zülüme artıq alışmışam Men varam keder yene var Men axı d ...
سمنبر غافل از نظارهٔ شاه که سنبل بسته بد بر نرگسش راه ✏ «نظامی»
طرار کیست ؟ چگونه کلاه از سر مه بر می دارند ؟ چگونه به یک عربده ، فلک را به چرخ آرند؟چگونه ساقی اند اما بی انگور؟ در روز گندم درو می کنند و در شب جو می کارند؟کجا میشه پیداشون کرد که به خدمتشون رفت؟بق ...
زمینکن کوهِ خود را گرم کرده سوی ارمن زمین را نرم کرده ✏ «نظامی»
نم یا رب در این دولت که روی یار میبینم فراز سرو سیمینش گلی بر بار میبینم مگر طوبی برآمد در سرابستان جان من که بر هر شعبهای مرغی شکرگفتار میبینم
سلام،ازدوستان کسی میتونه این سطر روبرام ترجمه کنه. Qırılsın əlimi tutan qolum
آب از سر چشمه گل است