تعویذ یا حرز یا بلاگردان به دعایی گفته می شود که به گردن آویخته یا به جیب می اندازند. در بعضی موارد همانند حرز امام جواد تعویذ به بازوی راست، بسته می شود. یک تعویذ در ایران برای دوری از چشم زخم یک تعویذ مصری.
جهت تکمیل اطلاعات آورده شده، خواندن دو سوره ناس و علق در قرآن کریم معروف به معوذتین برای دفع بلا، چشم زخم و هر گونه آسیب معنوی یا مادی توصیه شده است.
amulet
حرز
مصونیت
پناهندگی به خدا
حرز
تعویذ
an object, either natural or man - made, believed to be endowed with special powers to protect or bring good fortune. Amulets are carried on the person or kept in the place that is the desired sphere of influence—e. g. , on a roof or in a field.
... [مشاهده متن کامل]
یک شی، طبیعی یا ساخته شده توسط انسان، که اعتقاد بر این است که دارای قدرت های ویژه ای برای محافظت یا به ارمغان آوردن ثروت است. حرز ها بر روی شخص حمل می شوند یا در مکانی که حوزه نفوذ مورد نظر است - به عنوان مثال، روی پشت بام یا در یک مزرعه نگهداری می شوند.
تَعْویض/ تعویذ: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. تعویض مصدر ( یا اسم مصدر ) وبه معنای "عوض کردن" است، اما تعویذ اسم است و به دعایی که می نویسند و معمولاً به بازو یا گردن می بندند اطلاق می شود.
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۱٠۸. )
بلا گردان، دفع کننده چشم زخم، بازو بندی از پارچه سبز رنگ متبرک از مزار امام زادگان، که به عنوان بلاگردان به بازو می بندند
باسلام . تعویذ همان دعاودر خواست است از خداوند و اولیاء جهت گشایش کار بسته شده وی رزق بیشتر و بهبود از مریضی که با دارو درمان نشده
تعویذ: چَشمارو
دکتر کزازی واژه ی " چشمارو " را در نوشته های خود به جای تعویذ بکار برده است.
نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۲۲۰.
دعایی که بر کاغذ نویسند و با خود دارند ، حرز
کاربرد در جمله : 🍪🍪🍪
خاک پای تو چو تسبیح به رخ در مالم / خط دست تو چو تعویذ به بر در گیرم
تعویذ، عباراتی اغلب مکتوب عمدتاً از آیات قرآنی و ادعیه مأثوره برای در امان ماندن از شرور و بلاها. تعویذ در لغت به معنای پناه بردن، پناه دادن و در امان نگاه داشتن و در اصطلاح به معنای دعا خواندن و حرز آویختن بر آدمیان، جانوران یا اشیا برای محافظت از آنهاست ( ابن منظور؛ طُرَیْحی ؛ مرتضی زَبیدی، ذیل «عوذ»؛ دهخدا، ذیل واژه ) .
... [مشاهده متن کامل]
گذشته از واژه های متعددی که در تداول عامه مسلمانان به صورت مغشوش و متداخل برای این مفهوم به کار می رود ( از جمله : عوذه، معاذه، حِرزْ، تَمیمه، نُفره، رُقْیَه، عَزیمه، افسون ) ، تعویذ بنا بر شایعترین صورت کاربرد آن در جهان اسلام عبارت است از برخی آیات قرآن، ادعیه مأثوره، اسماءالحسنی، اسامی فرشتگان یا اولیاءاللّه، اوراد، رموز و علائمِ مفهوم یا نامفهوم که بر قطعه هایی از کاغذ، چرم، پوست، پارچه، فلز و جز آن می نویسند و در کیسه هایی کوچک از اجناس مختلف می گذارند و سپس آن را پنهان یا آشکارا برگردن می آویزند یا بر قسمتی از بدن انسان یا حیوان می بندند یا بر جایی از
اشیا و مکانها نصب می کنند. گاه نیز این عبارت را با رعایت ترتیب و آیینی خاص یا بدون رعایتِ آن، بر شخص یا جانور یا شیئ مورد نظر می خوانند یا زیر لب زمزمه می کنند ( برای نمونه رجوع کنید به شکورزاده، ص 299ـ300؛ امین، ذیل «الاحْجِبه » ) . برای نوشتن تعاویذ ( مانند طلسمات و دیگر نوشته های خَفیه ) در بسیاری موارد از الفباهای رمزی ویژه ای استفاده می شود که گاه، صورتِ تبدیل و تحریف یافته الفبای کوفی یا عبری است. تعاویذ نیز همچون دیگر اقسام اعمال جادویی و اَشکال و محصولات علوم خفیه بیشتر در خدمت مقاصد دنیوی بوده و ازینرو با علوم دینی که در پی دستیابی به نجات
اخروی یا حقیقت و غایتِ هستی است، متفاوت اند ( برای نمونه ای از این نگرش به علوم خفیه رجوع کنید به اخوان الصفا، ج 1، ص 266ـ267 ) .
با آنکه تعاویذ گونه ای جادو تلقی می شوند و ساز و کارِ اثر بخشیِ آنها به لحاظ علمی شناختنی نیست، در کاربرد آن در میان مسلمانان، بویژه در مقایسه با اموری چون طلسمات و عزائم، از جنبه های جادویی آن تا حد زیادی کاسته شده، به گونه ای که اثر بخشی آنها را باید بیشتر از مقوله ایمان و توکل و خلوص نیت دانست . در مقایسه با دعا که نیایش و مناجاتِ بنده با پروردگار بدون میانجیگری ابنای بشر است، تعاویذ کاربردِ اختصاصی تری دارند و با وجود مشابهت های ساختاری بسیار با انواع ادعیه، به کار بردن مطلقِ عنوان اصطلاحی دعا برای آنها درست نیست . از سوی دیگر، تعاویذ معمولاً کاربردی پیشگیرانه دارند و فرد یا شیئ مورد نظر را از قرار گرفتن در موقعیتی زیان آور حفظ می کنند در حالی که دعا، و همچنین افسون، رقیه، عزیمه و طلسم، علاوه بر قدرت پیشگیری از بلایا، پس از وقوعِ پیشامدِ بد نیز می توانند در علاج و مداوا و گاه حتی در تبدیل «سوءالقضا» به «حسن القضا» به کار آیند ( برای نمونه رجوع کنید به شکورزاده، ص 236، پانویس ) .
توانایی مفروضِ طلسم در تغییر دادن حوادث و به بار آوردن شرایط مطلوب و معمولاً معجزه آسا، آن را از تعویذ متمایز می سازد. طلسم علاوه بر خواص پیشگیری کننده تعویذ، قدرتهای دیگری نیز دارد و ازینرو گاه تعویذ را گونه ای از طلسمات و از جنس ضعیفتر آن پنداشته یا آن را یکی از گسترده ترین اَشکال استفاده از طلسمات به شمار آورده اند ( رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذیل "" ) . همچنین ممکن است متن یک تعویذ را یک «افسون » یا «ورد» تلقی کرد ولی یک تعویذ جملگی عبارت از یک افسون یا ورد نیست .
استفاده از تعاویذ از دیرباز در میان اقوام گوناگون رایج بوده است . با آنکه ظاهراً در فرهنگهای کهن عمدتاً اشیای مختلف ــ چه به شکل خام و طبیعی ( قطعه سنگها، گیاهان، صدفها، دندانها و استخوانهای جانوران و. . . ) و چه به شکل فرآورده ( مجسمه ها، تمثالها، وسایل دست ساز فلزی، چوبی و. . . ) ــ در «رَماندنِ» ارواح پلید، شیاطین و موجوداتِ شریر و زیانکار کاربرد داشته، احتمالاً استفاده از تعاویذِ ملفوظ یا مکتوب نیز با سابقه ای اندکی کمتر، معمول و مرسوم بوده است . در فرهنگهای نزدیک به فرهنگ عربی ـ اسلامی ( از جمله فرهنگ اسرائیلی و سپس مسیحی ) از انواع تعاویذ استفاده می شده است . با وجود جهت گیری توحیدی راسخانه تورات و اسفارِ مقدس یهودی، در این متون به استفاده توده اسرائیلیان باستان از تعاویذ، اشاراتی شده است ( برای نمونه رجوع کنید به کتاب مقدس به روشنی در کتاب اشعیاء نبی، 3:20، و به کنایه در سفر تثنیه، 6:8 و 11:18 ) ، که اینک نیز یهودیان بر اساس تفسیری تحت اللفظی از دو فقره اخیر، عباراتی از تورات را نوشته در جعبه های کوچکی قرار می دهند و بر پیشانی یا بازو می بندند ( برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا، هاکس، ذیل «تعویذ» و «عصابه » ) .
نمونه های استفاده از تعاویذ در فرهنگ ایران پیش از اسلام به فراوانی اقسام دیگر اعمال جادوانه و بویژه افسونها نیست ( قس ایرانیکا، د. دین و اخلاق، ) . اما تأثیر و سریانِ برخی آداب و رسوم فرهنگی و دینی ایرانی بویژه جنبه های عامیانه دین زردشتی و نیز فرقه های گنوسی، در استفاده از تعاویذ در فرهنگ عربی ـ اسلامی و ایران بعد از اسلام قابل انکار نیست ( برای نمونه رجوع کنید به ابوریحان بیرونی، ص 229؛ قزوینی، ص 83 ) . در فرهنگ اعراب جاهلی برای کارکردهای تعویذی و خنثی یا محدود کردن اثرِ سوء قوای خَفیه، روشهای گوناگونی به کار می رفته است از جمله استفاده از «نُفْرَه » ( رماننده ؛ مرتضی زبیدی، همانجا ) ، سحر، رقیه، تمیمه و عزیمه ( جوادعلی، ج 6، ص 745 ) . در یکی از روشهای رماندن ارواح زیانکار، «تنجیس » ( آلودن رجوع کنید به ابن منظور، ذیل «نجس »؛ آلوسی، ج 2، ص 319 ) ، اشیایی چون استخوانهای مردگان، دندان روباه و شیر یا مواد ناپاک دیگری را که موجبِ نفرت و بیزاری موجودات شریر می شد، بر اندامِ کودکان می آویختند ( جوادعلی، همانجا ) و برای در امان ماندن از شر جنّیان بویژه در مسافرتها گاه به بزرگ آنها پناه می جستند ( رجوع . . .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)