برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

کاهن

/kAhen/

مترادف کاهن: پیشگو، جادوگر، رمال، ساحر، عراف، غیبگو، فالگو، فالگیر
کاهن
قس, مرد روحانی
گروهی از داروهای کاهنده کلسترول خون هستند
استاتین
یاسمین
عنوانی بود که به روحانیون مصریان باستان و بابلیان داده می شد. این جایگاه از دل جادوگری بیرون آمد. یعنی جادوگران برای یافتن اعتباری دائمی و مقدس در میان مردم، رفته رفته موجودات موهوم غیبی را که تنها خودشان می دیدند، به شکل تندیس ساختند تا مردم هم آنان را ببینند و به آنان احترام بگذارند. سپس برای احترام گذاشتن به آنان قوانینی ساختند و به گونه ای برنامه ریزی کردند و به مردم فهماندند که ارتباط با آن بت ها تنها کار کاهنان است و نه دیگران؛ و تنها آنان قوانین دینی را می¬فهمند و مردم باید آن گونه که کاهنان می خواهند بت ها را پرستش کنند و گرنه گرفتار عذاب خدایان می شوند.
علی سیریزی
مغان، بغان، آثروان،آخوند، کشیش و ....یک شخصیت یا اصطلاح دینی است در مذاهب مختلف. یک روحانی در یک دین
مجید ترکستانی
کَندا
سرچشمه:بن‌دهش( اوستا)، صحاح‌الفارس

پرژن(نقد): کدبان(اقای) علی سیریزی ازیز و ارجمند، مغ و آتروان و آخوند و کشیش هیچ‌پیوندی با کاهن ندارند هرکدام از آن‌ها در دانش ترم‌شناسی واژه ها هاوَند(معادل) واژگانی دیگرند پس خواهشمندم واژگان را رمژک(اشتباه) بکار نبندید.با سپاس
ابراهيم ابراهيمي
کاربر ترکستانی ، کاهن یعنی پیشوای دینی است، بنابراین مشمول روحانی ، کشیش ، آخوند و غیرو است.
(sirizi) ولی سيريزي
ترکستانی عزیز ، لغت عزیز یک واژه عربی است و باید با نگارش درست نوشته شود ، ازیز یک شکل نوشتاری غلط و نادرست در دنیای مجازی به کار می رود و به کار گیری چنین نگارش بسیار زشت و دور از اصول آرایه های ادبی است.
حمیدرضا دادگر_فریمان
قس،پیشگو، جادوگر، رمال، ساحر، عراف، غیبگو، فالگو، فالگیر


نام نویسی   |   ورود