برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

چاک

/CAk/

مترادف چاک: ترک، درز، رخنه، منفذ، سوراخ، شکاف، فاق، پارگی، دریدگی، پاره، دریده، قباله، بنچاق، دریچه، پنجره، سپیده صبح
چاک
شکاف
چاک بست
زیپ
چاک دو کوه
دره
چاکر
نوکر، فرمانبردار، بنده
چاکر و غلام
بنده
خدمتکار و چاکر
نوکر
درز و چاک
شکاف
رخنه | چاک
شکاف
فیلمی از آلفرد هیچاک
سر گیجه
علیرضاچایجانی
دامنه ی کوه ب زبان گیلکی
محسن
در زبان تاتی چاک یعنی جای که چمن است
علی دوستی نوگورانی
پاره
علی باقری
چاک rift : [اصطلاح کوهنوردی]دالان با دیواره های موازی و مستقیم .
منبع https://sporton.ir
علی باقری
چاک:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " چاک" می نویسد : ((ریشه و معنای بنیادین چاک بر من روشن نیست. آیا ”چاک “ ریختی است از چک، در چکیدن؟ سرشکهای آب نیز، آنگاه که فرو می ریزند، فرو می شکافند و از هم می‌پاشند. انگار که چاق در ”چاقو ”نیز ریختی است از "چاک ": چاقو( =چاکو ) ابزاریست که با آن چیزی را چاک می زنند و می شکافند.))
((فکند آن تن شاهزاده به خاک
به چنگال کردش کمرگاه چاک))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 243.)
هه نار
چاک در زبان کوردی در احوالپرسی معنای خوب بودن میدهد
چونی؟:چطوری
چاکم:خوبم(در اینجا میتوان از "باشم"نیز استفاده کرد همان معنی "چاکم"را میدهد)
کچی چاکه:دختر خوبیه


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی