برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

وصله

/vasle/

مترادف وصله: پاره، پینه
وصله ناپیدا
رفو
وصله هنری
رفو
وصله و برچسب
انگ
حوصله
مود
علی دوستی نوگورانی
درپی
شهریار آریابد
در پارسی " وژنگ " در نسک ، فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
وژنگیدن = وصله کردن
علی باقری
وصله :( اصطلاح خیاطی ) : نوعی از سوزن دوزی است که شامل دوختن قطعات کوچک پارچه برای ایجاد یک لکه دار مانند جلوه است. این بسیار مورد استفاده برای لحاف است. می توان با دست یا ماشین انجام داد.
علی باقری
وصله(Soft Patch ) [اصطلاح دریانوردی] :فلزی که آن را روی محل شکاف و یا سوراخ قرار داده و بوسیله پرچ آنرا محکم می کنند . این وصله بوسیله گاسکت نفوذ ناپذیر میگردد .


نام نویسی   |   ورود