برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهتر

/mehtar/

مترادف مهتر: بزرگ، پیشوا، رئیس، سرور، کلانتر، محتشم، نقیب، تیمارگر اسب، نگهبان اسب

متضاد مهتر: کهتر
مهتر قوم
سالار
مهتر و پیشوا
زعیم
بزرگ و مهتر قوم
سالار
سرپرست و مهتر قوم
رییس
سردسته | مهتر قوم
رییس
آقا | مهتر
سید
بزرگ و مهتر
شیخ
سروران و مهتران
روسا
مهتری و ریاست
سروری
حلما
این واژه در پهلوى به صورت مَسْتر Mastar آمده و همریشه کلمه Master در انگلیسى است، یعنى رئیس ، سرکرده، بزرگتر
استاد بهمنی
بهتر. نیگو تر.
مهتری گر به کام شیر بود
شو خطر ز کام شیر بجوی
یابزرگیو عز نعمت و جاه
یاچومردانت مرگ رویاروی
در این جا مهتری به معنای یک چیز بهتر است
احد مطلبی
پرستار رده بالا چه مال انسان باشد چه جان دار دیگر
مقدس
اقاسی
موری بازفت(بختیا ی)
در گویش زبان بختیاری واژه مهتر وکهتر میباشد، که یکی به معنای خدمتکار وطویله دار وتیمار گر اسب و دیگری به معنای بزرگ و سرور و والامقام مقام است.همانطوریکه درشاهنامه آمده است.


نام نویسی   |   ورود