برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

مر

/morr/

مترادف مر: بار، دفعه، کرت، مرتبه، حساب، شماره، شمار، مرور کردن | تلخ، نص، سخت، شدید

متضاد مر: شیرین، حلو
ا مر و فرمان
حکم
ا مر کوبیدن
کوب
آب مروارید
تمر, تم, کاتاراکت
آب وهوای مرطوب
میوپ
آخر ماه قمری
محاق
آخر هر ماه قمری
سلخ
آخرین سفیر آمریکا در ایران
سولیوان
آخرین قیلم زنده یاد ساموئل خاچیکیان با بازی مرحوم خسرو شکیبایی | رضا رویگری | حسین یار یار | مهشید افشارزاده و آتنه فقیه نصیری
بلوف
آخرین و تاز ه ترین مرحله زمین شناسی
نیوزوویک
آرمان | مراد
ارزو
آرمان و مراد
ارزو
آفریقای مرکزی
بانگی
آلبومی از مرحوم مرتضی پاشایی
یکی هست
آمرزش
ترحم
آمرزیده شده
مغفور
آمرود
گلابی, مل
آمریکا
اتازونی, یانکی, ینکی دنیا
آمریکایی
یانکی
آمریکایی را گویند
یانکی
از فرماندهان ارتش آمریکا در عراق
جان باتیست
از فیلم های غلامرضا رمضانی
حیات
از فیلم های مرحوم ایرج قادری در سال 55 با بازی بهروز وثوقی و ناصر ملک مطیعی
بت
از فیلم های مرحوم ایرج قادری در سال 89 با بازی خودش | نیما شاهرخ شاهی | ماهچهره خلیلی | افسانه پاکرو و اکبر عبدی
شبکه
از فیلم های مرحوم ایرج قادری در مقام کارگردان و بازیگر
دادا
از فیلم های مرحوم رسول ملاقلی پور
هیوا
از فیلم های مرحوم رسول ملاقلی پور با بازی احمد نجفی | مسعود کرامتی | عبدالرضا اکبری و شهره لرستانی
پناهنده
از فیلم های ضیاالدین دری با بازی مرحوم شکیبایی و هما روستا
لژیون
از فیلم های علمی تخیلی ویل اسمیت در نقش مردی که قدرت های فرا بشری دارد
هنکاک
از فیلم های مرحوم امیر قویدل
ترن
از فیلم های کیومرث پوراحمد بر اساس کتاب «قصه های مجید»
شرم
از فیلم های کیومرث پوراحمد بر اساس کتاب قصه های مجید هوشنگ مرادی
نانوشعر
از فیلم های یداله صمدی با حضور مرحوم هادی اسلامی و حمید طاعتی
اتوبوس
از فیلمهای بهمن فرمان آرا با بازی رضا کیانیان | بابک حمیدیان | مریم بوبانی و بیتا فرهی
خاک اشنا
از فیلمهای جیمز کامرون
اواتار
از فیلمهای مرحوم محمدرضا اعلامی با بازی بهرام رادان و یکتا ناصر
ساقی
از فیلمهای مسعود کیمیایی با بازی محمدرضا فروتن و مرجان شیرمحمدی
مرسدس
از فیلمهای کریم آتشی در سال 75 با بازی مرجانه دلدار گلچین و جمشید لایق
متهم
از فیلمهای زند ه یاد هادی اسلامی به کارگردانی مرحوم امیر قویدل
دل نمک
از فیلمهای مرحوم قادری به کارگردانی خودش
دادا
از قصه های رادیویی مرحوم «حمید عاملی»
سه بچه گربه
از قصه های رادیویی مرحوم «حمید عاملی» که در 16 دی 86 دار فانی را وداع گفت
ملا نصرالدین
از قصه های شنیدنی «مرحوم عاملی
سفید برفی
از قلل مرتفع کشور هند
ساسرکانگری
از قمر های برجیس
لدا
از قمرهای سیاره اورانوس
میراندا, آمبریل, تیتانیا
از قمرهای مریخ
دیموس
از ماه های قمری
شعبان
از متون مهم عرفانی قرن ششم قمری به زبان فارسی تالیف محمد بن منور
اسرارالتوحید
از مجریان مرد تلویزیون
حسنی
از مراتب علمی دانشگاهی برای اعضای هیأت علمی
استادیار
از مراحل اولیه ساخت ساختمان
بتن ریزی
از مراحل دور تجاری در اقتصاد
کسادی
آرتین
مر [ مَ ] (اِ) در زبان تبری به معنای مار می باشد.
محمدپارسا
مر. ("م" با آوای زبر)، (ا)، (زبان مازنی)، مار.
آریا بهداروند
مر*می.میر*
در زبان لری بختیاری به معنی
مگر
Mar.mae.ma ear
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
مهر
Mohr
sh
درزبان تبری به معنی مهر
محمدصادق
مر در زبان سمنانی بمعنی مار است
محمد کوشکی
دارویی تلخ مانند صبر که آب منجود درختی است شبیه مغیلان
مهدی سعیدی
مر (به فتح یا کسر میم ) در بختیاری ، به معنی واحد شمارش است . مثلا در بازی چوکلی (یا چو چلی) واحدهای مکتسب را به " مر" می شمرند . البته گاهی به دسته های 30 یا 50 تایی هر چیزی نیز اطلاق می شود( ر.ک فرهنگ بختیاری ، عیدی محمد ارشادی) همینطور میتوان اضافه کرد که واژه های نمره ، آمار که جزو کلمات مربوط به شمارش می روند، از همین مر اشتقاق شده اند . ( در این باره میتوانید رجوع کنید به کتاب داستان ایران از فریدون جنیدی ، ذیل واژه مر)
شهریار آریابد
این واژه تازی شده واژه پهلوی " مرکmarak " به چم بار ، کرت می باشد ، در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
معین
چرخش و جاری
حامد رضا محمد رحیمی
مر،به ضم میم و تشدید و سکون راء،در ادبیات حقوقی به معنای تاکید ، تکرار ، اصرار ،نص،صراحت می باشد.
مانند:مستندا به مر قانون مدنی در خصوص احترام به آزادی اراده.......
محمود ابراهیمی میمند
گرد و کروی بودن یک چیز و به صورت morتلفظ می شود
عبدالصالح خجسته
تلخ

چون پیغمبر صل الله علیه و آله مُرّ حقیقت انر را به جهت عدم صلاحیت این عالم اظهار نفرمود و لکن چون حضرت ولی الله الاعظم آیند و عالَم را اصلاح فرمایند مُرّ حق را آشکار سازند.
(چون حق تلخ و پذیرش آن سخت است)
محمود ابراهیمی میمند
در شهرستان شهربابک استان کرمان به درخت بادام کوهی که مغز دانه ان تلخ است.درخت مر می گویند
محمود ابراهیمی میمند
واژه مرmorبه ضم م به معنای گرد است و به سنگ بزرگ مرههmoreheh می گویند
امیر صدوقی
مر
مخفف مرا
مر اینست = مرا این چنین است
علی باقری
مر:
دکتر کزازی در مورد واژه ی "مر " می نویسد : (( مر در شاهنامه کاربردی است کهن و ویژگی سبکی: این واژه همراه با " را " به کار برده می شود و آن را استوار می دارد. ))
((پذیرندهٔ هوش و رای و خرد؛
مر او را دد و دام فرمان برد.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 196 )
علی باقری
مر:شمار ، تعداد زیاد
دکتر کزازی در مورد واژه ی " مر" می نویسد : (( مر در پهلوی در ریخت مر و مار mār به معنی شمار بکار می رفته است. این واژه هنوز در " آمار " باز مانده است و کار برد دارد . ))
((شدند انجمن دیو بسیارْ مَر؛
که پردخته مانند از او تاج و فر.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 257.)
واژگان لری( بختیاری)
در گفتار لری :

مُر (ر کشیده) = سفتی مایه، چیزی که آب نیست و سفتی مایه است، پالپ یا چیزی که در آب کمتر از بین می‌رود.
شاید مُر قانون هم از این مَنا گرفته شده.

مُ ُ ر (اُ کشیده)(عامیانه) یا مُهر = کامل، دست نخورده، هر چیزی که کامل باشد، گِرد

مور (اُ کشیده) = زمین کشاوزی که آب در آن بماند.

مَره= شماره
مَره = هر بار پیمانه گرفتن بخشی از گندم سر خرمن.
که در هر مَره شاید ۵٠ پیمانه گرفته شود.

شِمَردن (برخی گویش های لری) = شمارش کردن، شمردن

مِرُ ُ (اُ کشیده) یا مِرو= کشتی گرفتن و زد و خورد (بازی یا شوخی یا جدی)
اشکان
واژه ای در زبان لکی به معنی غار


نام نویسی   |   ورود