برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

مادی

/mAddi/

مترادف مادی: پول پرست، پول دوست، پولکی، مال پرست، مال دوست، خسیس، مقتصد، ممسک، ماده گرا، ماتریالیست، مادی گرا، مادنژاد، عنصری، جرمانی، جرم دار، جسمی، جسمانی، هیولانی، منسوب به ماده

متضاد مادی: معنوی

برابر پارسی: گیتایی
مادی گرا
ماتریالیست
جبران مادی خسارت
تاوان
جسم مادی بی جان
شیی
علم قوانین تولید و توزیع نعمات مادی در مراحل مختلف تکامل جامعه انسانی
اقتصاد سیاسی
غیر مادی و متا فیزیکی
ماورایی
فیلسوف مادی گرای انگلیسی که حکومت را نوعی قرارداد اجتماعی می دانست
حابز
فیلسوف و مادی گرای انگلیسی
هابز
مجموعه دستاوردهای مادی ومعنوی بشر در یک عص معین
تمدن
آلبومی از خشایار اعتمادی
لیلا
آلبومی با صدای خشایار اعتمادی
دلشوره
از هفت سین ها که نمادی از زایش | تولد و بالندگی است
سنجد
به فرآیند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسک های ناشی از آن اطلاق می شود
کلکته
به فرایند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسکهای ناشی از آن اطلاق می شود
کار افرینی
جنگی که در سال 629 میلادی و 5 جمادی الاول سال هشتم هجرت | بین مسلمانان و ارتشی از امپراتوری روم شرقی درگرفت
موته
عالم سفلی و مادی
ناسوت
عالم مادی
ناسوت
مقابل مادیات
معنویات
نمادی از باروری و زایش در سفره نوروزی
سیب سرخ
نمادی از باروری و زایش در سفره هفت سین
سیب سرخ
نمادی از نطفه و نژاد در سفره نوروزی
تخم مرغ
نمادی برای گندزدایی
سیر
نمادی برای گندزدایی در سفره نوروزی
سیر
نمادین
سمبلیک
آلبوم خشایار اعتمادی
خاتون, یادته, دلشوره
مریم گلی
دنیوی
آریا بهداروند
روستای مادی در دهستان جهانگیری *زیلایی *مسجدسلیمان محل سکونت طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند *بختیاروند *
غلامرضا نصراللهی
مادی : نهر ، در گویش مردم اصفهان به نهرهای منشعب از زاینده رود ، مادی گفته می شود .
م
واژه‌های مادی و معنوی از پارسی گرفته شده اند
مادی از گیتیک و گیتا و گیتایی
معنوی از مئینوک و مینو و مینویی
برای همین معنا به پارسی میشود مینو


نام نویسی   |   ورود