برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

لب

/lab/

مترادف لب: چکیده، خلاصه، گزیده، مغز، خرد، عقل | شفه، لوچه، دهانه، کناره، لبه، حاشیه، ساحل، کنار، تپانچه، سیلی، کشیده
لب
شفه
لب از سخن فروبسته
ساکت
لب کلفت
لفج
خاموشی و لب فرو بستن
سکوت
رژ لب خانم ها
ماتیک
سازی که با لب نواخته می شود
نیلبک
سخن زیر لب از خشم
ژک
سخنی که از روی خشم زیر لب گویند
زک
شکفته شدن لب ها
خنده
گرداگرد لب و دهان
نس
مرضی که در چهره انسان پیدا می شود و لب و دهان یا فک به طرفی کج می شود
لقوه
موهای پشت لب مرد
سبیل
موی پشت لب مردان
سبیل
آخرین آلبوم استاد «شهرام ناظری» که از پرفروش های موسیقی سنتی است
شور رومی
آخرین لباس
کفن
آسودگی طلب
تناسان
آلبوم موسیقی از مهراج محمدی
ایلیا
آلبوم موسیقی فرزاد فرزین
شلیک
آلبوم ناصر عبدالهی
بوی شرجی, دوستت دارم
آلبوم نیما مسیحا
شب سربی
آلبوم هومن سزاوار
چشمان سیاه
آلبوم کوروش یغمایی
گرگ های گرسنه, ماه و پلنگ
آلبومی ا ز مهراج محمدی
بیخیال
آلبومی از بابــک جهانبخش
منو بارون
آلبومی از حمید یعقوبی
آروم آروم
آلبومی از خشایار اعتمادی
لیلا
آلبومی از سالار عقیلی
مایه ناز
آلبومی از علیرضا افتخاری
آوای عشق
آلبومی از علیرضا عصار
مولای عشق
آلبومی از محسن یگانه
حباب
آلبومی از محمد اصفهانی
برکت
آلبومی از مرحوم مرتضی پاشایی
یکی هست
آلبومی از مهدی مقدم
احتیاط
آلبومی از نیما مسیحا
شبسربی
آلبومی با صدای خشایار اعتمادی
دلشوره
آلبومی موسیقی که به مناسبت ولادت امام رضا (ع) در سال 89 با صدای محسن چاووشی | رضا صادقی | علی اصحابی | امین رستمی | بابک جهانبخش | علیرضا شهاب | حامی و رضا یزدانی منتشر شد
هشت
از فرآورده های لبنی
کره
از فیلم های حمید لبخنده
ابی
از فیلم های استیون اسپیلبرگ با بازی اریک با ناودانیل کریگ
مونیخ
از فیلم های جسیکا آلبا
هانی
از فیلم های جسیکا آلبا ساخته بیلی وودراف
هانی
از فیلم های علمی تخیلی تام کروز به کارگردانی اسپیلبرگ
جنگ دنیاها
از فیلمهای ام نایت شیالامان با حضور مارک والبرگ
اتفاق
از قالب های شعر فارسی
ترجیع بند
از گویندگان پیشکسوت زن برنامه های رادیویی از جمله «شب بخیر کوچولو» و «گلبانگ»
نشیبا
از گیاهان طبی که عصاره آن برای تسکین دردهای قلب و اعصاب مفید است
سنبل الطیب
از لبنیات
دوغ
از لبنیات پرمصرف
کره
از مهمترین عوامل تجارت و بزرگترین وسیله جلب منفعت
سرمایه
از نامهای بلبل
هزار آوا, عندلیب
از نقاط دیدنی و جالب توجه استان گیلان
ماسوله
استاد آواز ایران با آلبو مهایی مانند رسوای دل | چهره به چهره | شب سکوت کویر و زمستان است
محمدرضا شجریان
اعتراض زیر لب
غر
اقتصاددانی که معتقد است «اصلاح قیمت ها نهایت توسعه نیست | ولی قیمت های نادرست غالبا به بی فرجام ماندن توسعه منجر می شود»
پیترتیمر
البوم مهدی سعادتی
گریه نکن
ام البشر
حوا
امپراتور قسی القلب و مجنون روم باستان
نرون
امیر البحر
دریادار
انجام آن زمان زیادی می طلبد
وقتگیر
انجام ان زمان زیادی می طلبد
وقت گیر
اندازه لباس
سایز
اولی الالباب
صاحب عقل
اولین انجام دهنده پیوند قلب
کریستین بانارد
مریم قاسمی
شفه
میثم نوروزی
ذهن هم میشه
علی باقری
لب : در زبان پهلوی نیز لب تلفظ می شده در گیلکی لپ و در کردی با لفظ لوچ . لبه به قسمت بیرون زده ی هر چیزی گفته می شود . لبه از لب ه ترکیب شده و ه در آن پسوند شباهت می باشد به معنی لب مانند . این عضور بدن به خاطر اینکه از بدن به بیرون بر آمده با این لفظ خوانده شده . واژه لب در بسیاری از زبان ها همریشه می باشد . در زبان های زیر دقت کنید .
کردی : لچ ، ایتالیایی labbro
Fino al punto di farmi sanguinare le labbra.آنقدر بوسيدمش که از لب هام خون جاري شد.
فیلیپینی labi ، ازبکیLabios ، گالیسیایی Labios ، پرتغالی Labios ، تاجیکی Laboni ، لائوسی labrum
هوسیایی Lebe ،
فرانسویlevres مثال ( Mes levres me font mal. اما لبهام بدجور زخم شده)
ایرلندی ، گیلی اسکاتلندی Liopal ،
انگلیسی Lips ( لبهاشان یکسر سرد بود. their lips would touch )
آفریکانس lip ، تلوگوییLip ، دانمارکیLip ، سوئدیLip ، مالاگاسیاییLip ، نروژی Lip ، اسپانیاییLipoj
آلمانی Lippen بي رنگي لب ها و ناخن ها (Verfarbung der Lippen, Fingernagel.
فریزی غربی ، لوگزامبورگی، هلندیLippen ، انگلیسیLips ، کورسیLips کاتالان Llavis ، لتونیایی Lūpas ، لیتوانیایی Lūpos
ب)dudak
در زبان ترکی به لب" دوداق " (dudak ) گفته می شود دوداق از مصدر دادماق (چشیدن ، مزه کردن ، لب زدن ) گرفته شده دوداق وسیله چشیدن می باشد . به گونه هم یاناق گفته می شود به معنی کناری قسمتی که در کناره های صورت قرار گرفته
ترکمنی Dodaklar ، ترکی آذربایجانیDodaqlar ، ترکی استانبولیdudak ، ارمنیDudaklar ، قرقیزی eerin (جدا شده از هم، شکافته )
سندی: لب ، اویغوری: لەۋ ، تاتاری Иреннәр ( دوداق)
توجه : در زبان های ترکمنی و آذربایجانی ، اعضای جفت بدن به شکل جمع آورده می شود مثلDodaqlar
هنرزاده
در گویش محلی استان فارس به لَب، لُو گفته می شود و جمع آن لُوها.
محمد حسین ابریشمی
چکیده ، خلاصه ، مغز ، خرد
محمد حسین ابریشمی
چکیده ، خلاصه ، مغز ، خرد


نام نویسی   |   ورود