برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

عاج

/'Aj/

برابر پارسی: پیلسته، پیلس، پیلدنه، دنکژ، دندان کژ، دندان پیل
عاج نا تمام
گنج
حیوان عاج دار
فیل
به فرموده امام باقر (ع) کسی که برای تحمل حوادث روزگار ••• را آماده نکند | عاجز و ناتوان می ماند
شکیبایی
پایتخت ساحل عاج
ابیجان
پایتخت قدیم ساحل عاج
ابیجان
پایتخت کشور ساحل عاج
یاموسوکرو
ساحل عاج
آبیجان
صبر است و به فرموده امام باقر(ع) کسی که برای تحمل حوادث روزگار آن را آماده نکند | عاجز و ناتوان می ماند
شکیبایی
عاجز
بینوا _نا توان
عاجز و بیچاره
درمانده
عاجز و درمانده
بامس, ناتوان
عاجز و ناتوان
درمانده
عاجز | درمانده
بیچاره
عاجل
شتابنده
عاجن
خمیرگیر
مرکز ساحل عاج
یاموسوکرو
مرکز مراکز دولتی ساحل عاج
ابیجان
شایان
دندان فیل
شیما
دندان دراز و تیز
عذرا
خیلی از کلمات ترکی را با حروف مخصوص عربی(ح ع ث ص ض ذ ط ظ ) مینویسند تا ترکها متوجه کلمات ترکی نشویم.مثل اوقاپ=عقاب...آشیق=عاشق.....قصاب=قس ساب....صباغ=سب باغ....ان ناب=عناب......هوسله=حوصله.....آج=عاج
علی باقری
عاج: برابر ِ پارسی عاج پیلَسْته و پیلَسْتگ است .
((چو خورشید بر گاه بنمود تاج ؛
زمین شد به کردار تابنده عاج))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 223.)


نام نویسی   |   ورود