برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

ضامن

/zAmen/

مترادف ضامن: پایندان، پذرفتار، کفیل، متعهد

برابر پارسی: پایندان، پشتیبان
ضامن
کفیل
طبق ماده 141 قانون تجارت | به شرکتی که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوص بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسوولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود | می گویند
مختلط غیر سهامی
بر عهده گیرنده و ضامن
ملتزم
یکی از مشهورترین نقاشان معاصر ایرانی که از آثارش(ضامن آهو) | (عصر عاشورا) و (پنجمین روز آفرینش) را می توان نام برد
محمود فرشچیان
وحید زمانی
رهین
بهادر
ملتزم
نرگس
ضمانت کننده
حسن
دوست داشتن بزرگ
عسل
رهین
مجتبی سخاوت منش
کفیل
فر کیانی
واژه پارسی_آریایی زامن←ضامن (زا=سزا-برای مین=عوض) به مانای جانشین آلشت پشتیبان ردوبدل جابجایی در زبان روسی به شکل زامینا заменаو به مانای replacement exchange substitute commutation backup ثبت شده که ریشه مین در سنسکریت به شکلमीनीते mInIte به مانای تعویض alter آمده است. ارب زامن را ضامن نوشته و سپس از ریشه فَرزی ضمن واژگان ضمانت و تضمین و متضمن و تضامن را جعل کرده است. دانستنی است زامن مانای کلید و سوئیچ یا هرچیزجابجاشونده نیز میدهد همانتور که وزیفه ی دستگیره زامن در تفنگ خودکار تعویض هالت شلیک گلوله است.



ملیسا
عهده دار کاری
امیر علی
ضامن:یعنی کسی که مسولیت کار شخصی دیگری را به عهده می گیرد
سیدحسین اخوان بهابادی
پاسخ چیستان، هم آهو دارد هم تفنگ.
علی باقری
ضامن ( Quick Release ): [ قطعات دوچرخه ] دسته ای است برای محکم کردن توپی و چرخ به دو شاخه یا میله زین به تنه
آتنا
پایندان، پذرفتار، کفیل، متعهد
مهدیه
ضامن =پایندان
Kkkk
ضمانت کننده _ بر عهده دار کاری _ کسی که مسئولیت کاری را می پذیرد_پایندان_پذیرفتار


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی