برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

صعب

/sa'b/

مترادف صعب: بغرنج، دشخوار، دشوار، سخت، شاق، غامض، مشکل، معقد، مغلق

متضاد صعب: سهل

برابر پارسی: دشوار، ناهموار، پرپیچ و خَم
صعب
دشوار, سخت
گردنه صعب العبور کوه
گریوه
ترنم
دشوار
سارا
سخت


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران