برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

دودمان

/dudmAn/

مترادف دودمان: آل، اعقاب، تیره، خاندان، خانواده، ذریه، سلسله، طایفه، قبیله، نژاد، نسب، نسل
دودمان
دوده
دودمان و طایفه
خاندان
دومین پادشاه دودمان افشاریه ایران
عادل شاه
تبار و دودمان
ایل
جد و دودمان
نیا
خانواده و دودمان
خاندان
سردودمان یکی از سلسله های تاریخی ایران
هخامنش
فرزند دودمان
نسل
فرزند و دودمان
نسل
نسل و دودمان
تبار
علی بدریی
باپیدایش اتش که خانوادهاتوانستندبرگردان جمع شوندودودناشی ازاتش نشانه این بود که هرفردبه کدام خانواده تعلق داردواژه دودمان ساخته شد
گرافیدا
قبیله
مریم بوستانی
اجاق
علی سیریزی
تخمه، ریشه، نسل، دودمان، تبار، نژاد، گوهر، تَنُخمَن در زبان اوستایی در زبان پارسی باستانی : تَئوما و در زبان سنسکریت: توکمَنَ
حمیدرضا دادگر_فریمان
تبار،آل، اعقاب، تیره، خاندان، خانواده، ذریه، سلسله، طایفه، قبیله، نژاد، نسب، نسل


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران