برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

دوام

/davAm/

مترادف دوام: ابدیت، ادامه، استمرار، ایستادگی، بقا، پافشاری، پایداری، تاب، ثبات، خلود، دیرپایی، دیرش، مقاومت

برابر پارسی: پاینده، جاویدان، پابرجا، دیرندگی
درختی که آتش چوبش پر دوام است
تاخ
شامل اقلامی است که مدت دوام آنها از نظر موسسه تقریبا دائمی و ثابت است و در جریان عملیات عادی موسسه به فروش نمی رسد
دارایی ثابت
گوی های بی دوام ســطح آب
حباب
یادگار کم دوام سوختگی بر پوست
تاول
باران تند و کم دوام
رگبار
باران کم دوام
رگبار
heli
Solidity
behindthemask
ایستادگی_مقاومت
زیبا
ماندنی
ایرزاد
دَوام
این واژه ای پارسی است که به اربی رفته و واژه های دیگری مانند : تداوم ، ادامه ، مداومت ... از آن ساخته شده است.
دَوام : دَو -آم
دَو : ریشه ی کارواژه ی دَویدن است
-آم : پسوند نام ساز است
روی هم رفته کاری که همواره در دَوِش و اَرکِش( حرکت) است و دنباله دار
۱
پافشاری


نام نویسی   |   ورود