برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

تنبیه

/tanbih/

مترادف تنبیه: تادیب، تعذیب، تعزیر، توبیخ، جزا، سیاست، عقاب، گوشمال، گوشمالی، مجازات، نسق، بیدار کردن، هشیار ساختن، آگاه کردن، واقف کردن، تادیب کردن، گوشمالی دادن، مجازات کردن

متضاد تنبیه: تشویق، غافل ساختن، باخبر گذاشتن، تشویق کردن

برابر پارسی: گوشمالی، کیفر، سزا، پادا فره
تنبیه اداری
توبیخ
تنبیه بدنی
کتک
آگاه و تنبیه شده
متنبه
حرف تنبیه و آگاهی
هان
کلمه تنبیه و ندا
هلا
حرف تنبیه
هله
صوت هشدار و تنبیه
هلا
ضد تنبیه
تشویق
کلمه اخطار و تنبیه
هی
کلمه ای در مقام تنبیه
هان
کلمه تنبیه
هان
یوسف
(= مجازات) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
تاشان (کردی)
دَنید (سنسکریت: دَنیدَ)
ساسَن (سنسکریت: ساسَنَ)
تنبیه به واتای (= معنی) بیدار ـ آگاه کردن در پارسی امروز به کار نمی رود
جواد تروی
اگاه کردن
F
هوشیار کردن، آگاه ساختن کسی بر کاری
ت
تنبیه حال بهم زن است
بورژوا
بدترین روشی که مخرب ساز روان و عملکرد درونی و برونی افراد است که باعث سرکوب و افسردگی و اختلال شناختی در مغز و در بزرگسالی موجب بیماری های روانی می شود.


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی