برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

برابر

/barAbar/

مترادف برابر: جلو، روبه رو، رویارو، مقابل، مواجه نزد، کفو، متساوی، مساوی، مستوی، هم پایه، معادل، هم ارز، همتا، همسان، همسر، هم سنگ، یکسان، علی السویه، موافق، طبق

متضاد برابر: نابرابر
برابر
فراروی
برابر ۲/۵۴ سانتی متر
اینچ
برابر با
حسب
برابر با هم
متساوی
برابر پارسی آیفون
اوابر
برابر در قدر و مرتب
همسر
برابر در قدر و مرتبه
همسر
برابر در وزن
هم سنگ
برابر روز
الامد
برابر هزار کیلو
تن
برابر و مساوی
یکسان
برابر یکدیگر
متوازی
برابر یکسال
دوازده ماه
برابر | مقابل
روبرو
از مقاطع تحصیلی برابر فوق دیپلم
کاردانی
با هم برابر شدن
تعادل
با هم برابر شدن در وزن
توازن
بازی بزرگمهر در برابر شطرنج هندیان
نرد
بخشی از سیستم ایمنی بدن به شمار می رود و در برابر بیماری های عفونی از بدن محافظت می کند
گلبولهای سفید
بصورت جدی و برابر با مقررات
رسمی
بندگی در برابر حق
عبودیت
به صورت جدی و برابر با تشریفات
رسمی
به صورت جدی و برابر با مقررات و تشریفات
رسمی
تنها عمل انسان در برابر نعمات خداوند
شکر
در برابر کار می گیرند
مزد
دفاع در برابر حمله دشمن
پدافند
سومین صورت فلکی برابر خردادماه
جوزا
سیاهی جسم در برابر آفتاب
سایه
عدد ترتیبی برابر هزار هزار
ملیون
ماه سریانی برابر با ماه نهم تقویم شمسی
ایلول
مخالفت در برابر یک اندیشه سیاسی
اپوزیسیون
مصونیت در برابر بیماری ها
تک, ایمنی
مقدار کالری آن در ۱۰۰ گرم برابر ۴۰ است
بامیه
مقیاس طول برابر 2/54 سانتیمتر
اینچ
مقیاس طول برابر 54 / 2 سانتیمتر
اینچ
هزار برابر هزار
میلیون
هم برابر و هم شان
همکفو
واحد بسامد برابر با یک دور در ثانیه
هرتز
واحد زراعی برابر دوهزار مترمربع
هکتار
واحد زمان برابر صدسال
سده
با هم برابر
متعادل
برابری و همسانی
تکافو
برابری
تساوی
حساسیت و واکنش مزاج دربرابر بو و آب و هوا
الرژی
در برابر
ازا
در مقابل و برابر
ازا
دوبرابر
دوبل
مساوی و برابر
یکسان
مساوی | برابر
یر
مقابل و برابر
قبال
سعید جوانبخت
توازن
محمد
کردی سورانی:برامبر،یکسان
علی باقری
برابر : همسان ، هم سنگ ، همبر
"بر" در قدیم به دو لبه ی ترازو گفته می شده است. وقتی چیزی را وزن می کردند . و دو لبه ی ترازو با هم در یک خط قرار می گرفتند گفته می شد که برابر یا همبر و همسنگ هستند.
"واژه ی همتای" برابر "، در زبان پهلوی، هموگ hamog بوده است."
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ،۱۳۸۴،ص۱۷۰.
حمیدرضا دادگر_فریمان
یر، جلو، روبه رو، رویارو، مقابل، مواجه نزد، کفو، متساوی، مساوی، مستوی، هم پایه، معادل، هم ارز، همتا، همسان، همسر، هم سنگ، یکسان، علی السویه، موافق، طبق


نام نویسی   |   ورود