برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

اشاره

/'eSAre/

مترادف اشاره: استعاره، اشارت، ایما، تلویح، رمز، کنایه، گوشه، علامت، رای، نظر، امر، حکم، دستور، فرمان

برابر پارسی: نشان، نشان دادن، نمایاندن، نمارش، نمار
اشاره
ایما
اشاره با چشم
ایما
اشاره با چشم و ابرو
غمزه
اشاره با گوشه چشم
ایما
اشاره به جمع
انان
اشاره به چیزی نامعلوم
بهمان
اشاره به درو با تاکید
همان
اشاره به دور
ان
اشاره به ذات حق
هو
اشاره به شخص نامعلوم
یکی
اشاره به فرد نامعلوم
یکی
اشاره به نزدیک
این
اشاره به نزدیک دارد
این
اشاره تأکیدی
همان
اشاره تاکیدی به نزدیک
همین
اشاره جمع به دور
انان
اشاره جمع به نزدیک
اینها
اشاره دور
ان
اشاره شده
مشار
اشاره شده به آن
مزبور
اشاره نزدیک
این
با گوشه چشم اشاره کردن
لمز
جمع اشاره به دور
انان
ضمیر اشاره به جای دور
انجا
ضمیر اشاره به دور
ان
ضمیر اشاره به دوم شخص مفرد
تو
ضمیر اشاره به نزدیک
این, پیاچنزا
قید اشاره به نزدیک
همین
از جمله واژه های متداول در دنیای شبکه های کامپیوتری که به نرخ انتقال داده توسط یک شبکه و یا یک اینترفیس اشاره می کند
پهنای باند
از ضمایر اشاره به دور
انها
انگشت اشاره
سبابه
سخن به رمز و اشاره
ایما
ضمیر اشاره
ان
معروف و مورد اشاره
انگشت نما
آریا
این واژه عربی است و پارسی آن آماژه می باشد که واژه ای کردی است
ppp
نشان
شهریار آریابد
در پارسی " پرخیده "
دایانا
رای یا نظرات
جمشید احمدی
اشاره = پیکانه


نام نویسی   |   ورود