برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

احمق

/'ahmaq/

مترادف احمق: ابله، الاغ، بی شعور، بیهوش، خر، دنگل، دیوانه وش، رعنا، زودباور، ساده لوح، کم خرد، کم عقل، کندفهم، کودن، گاوریش، گول، نادان، ناقص عقل، نفهم

متضاد احمق: دانا

برابر پارسی: بیخرد، تهی مغز، ساده مرد، کودن، نادان
احمق
ویر, کانا, کودن, کالیو, نادان
احمق و کودن
هالو
کارگزدان فیلم سفید برفی و سه احمق ( 1961)
,,,
بازیگر فیلم سه احمق
عامر خان
ابله و احمق
بل, دند, کودن, دنگ, کانا, کالیو
نیما
کودن
امیرپارسا
کم فهم
عمار
کوتاه فکر
Tabasom
نا به خرد
الهه
خای صَفَح
شهریار آریابد
در پهلوی " مورک " به معنای کودن و بی خرد.
محسن مرادنوری
سفیه
گول
بنده خدا
Sily ,پرنده ی جنگلی گاگول
صمد
خداوند فرموده که من روزی احمق ها رو هم میدم تا بقیه فکر نکنن با کلاه گذاشتن سر همدیگه دنبال روز ی باشن
حالا نمیدونم واقعا معنی احمق چیه
یا مصادیقی از این واژه تو ذهنم نمیاد
مبینا
گولو گولو
اشکان
معنی به کردی
که ر، گه وجه
مریم :)
نادان
نفهم
ابله


نام نویسی   |   ورود