برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آکنده

/'Akande/

مترادف آکنده: انباشته، پر، سرشار، لبالب، لبریز، مالامال، مشحون، ممتلی، مملو، آخور، اصطبل، طویله، سمین، فربه

متضاد آکنده: خالی
آکنده
لمالم, پر, لبریز, مالامال
آکنده و انباشته
پر
آکنده و پر
لمالم
آکنده و سرشار
لمالم
آکنده | پر
مملو
پر | آکنده
لبالب
پر و آکنده
لمالم
uSER
پر کردن، پر شدن، پر شده
مثال: رهایی از پرت اندیشی های روزانه ای که هر یک از ما دنیای تجربی مان را از آنها آکنده ایم. (پر کرده ایم)
uSER
آکنده از = پُر از
حمیدرضا دادگر_فریمان
انباشته، پر، سرشار، لبالب، لبریز، مالامال، مشحون، ممتلی، مملو، آخور، اصطبل، طویله، سمین، فربه


نام نویسی   |   ورود