برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

آرامش

/'ArAmeS/

مترادف آرامش: آسایش، آسودگی، استراحت، راحت، راحتی، فراغ بال، فراغت، آشتی، صلح، صلحجویی، مسالمت، آرام، تسکین، سکون، قرار، امان، امنیت، ایمنی، سکینه، طمانینه

متضاد آرامش: آشوب، بلوا
آرامش
تسکین
آرامش و بی حرکتی
سکون
آرامش و دلداری
تسلی
آرامش یافتن
آرام گرفتن
آرامش یافته
اسوده
آرامش بخش دلهاست
یاد خداوند
آرامش دادن
تسکین
آرامش دهنده اعصاب
ریحان
آرامش ذهنی
تاف
آرامش و آسودگی
رامش
بازیگر زن آرامش در میان مردگان
نورا هاشمی
فاقد آرامش و امنیت
ناامن
مایه شادی و آرامش روحی
دلنواز
موجب آرامش خاطر
دلاسا
آنچه موجب آرامش خاطر شود
دلاسا
آنچه باعث آرامش خاطر شود
دلاسا
رنگ آرامش
ابی
شاعر و مترجم سرشناس ایرانی با آثاری چون «قایق سواری در تهران» | «فیروزه در غبار» که تجربه بازی در سینما با فیلم هایی چون «آرامش در حضور دیگران» و «رخساره» را نیز دارد
محمدعلی سپانلو
فاقد آرامش
ناامن
موجب آرامش
دلاسا
zahra
relaxed
Mohi
Relax
غزاله
آرامش صدات







فریماه
ارامش
مرضیه
آرامش اسم دخترانه است، معنی آرامش: (اسم مصدر از آرامیدن و آرمیدن)، فراغت، راحت، آسایش، صلح، آشتی، ایمنی، امنیت، سنگینی، وقار و طمأنینه.
مبینا
امنیت و رفاه


نام نویسی   |   ورود