برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آراسته

/'ArAste/

مترادف آراسته: آماده، بانظم، بسامان، جمیل، متحلی، مرتب، مزین، منتظم، منظم، نیکو
آراسته سخن
خوش بیان
آراسته شده با چیزهای فریبنده
مزخرف
آراسته و تمیز
مرتب
آراسته و زیبا
ور ساز
آراسته و منظم
مرتب
با یکدیگر آراسته شدن
تناسق
سخن آراسته و هنرمندانه
شیوا
موی آراسته و مرتب شده جلوی سر
فکل
منظم و آراسته
مرتب
😘😘آرینا اسدی😘😘
با نظم،مرتب،تمیز.

مرسی که لایک میکنین
علی باقری
آراسته: در پهلویآراستگ ārāstag بوده است .
((ز خارا به افسون برون آورید
شد آراسته بندها را کلید))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 270.)


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران