پیشنهاد‌های زهرا نیرومند (١,٧٠٥)

بازدید
٦,٩٩٥
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٢٤

from: قالب، فرم، شکل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

qualified: زیر سوال بردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

perspective: فضایی isometric perspective: پرسپکتیو فضایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

assertive: ایستادگی assertive quality: ویژگی ایستایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

give up: پس دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

world:دنیا nature: واقعی the world of nature:دنیای واقعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

new: جدید the new : جدید the new freedom : آزادی جدید of this period. . . . the new freedom : این دوره . . . آزادی جدید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

last: سرانجامیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

انتخاب کردن، نمودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

زندگی انسان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

three:سه three - dimensional: سه بعدی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

and mores of the middle and lower classes and mores : خواسته های

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

reassemble: بازسازی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

vaccination: واکسن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

suck in: مکیدن، جذب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

valuation: ارزشیابی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

textile: نساجی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

illustrate: نمایش illustrate or reproduce:نشان دادن یا بازتولید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

emotional: احساساتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

offensive: ناخوشایند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

pour: ریختن ( مایعات )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

balance: بالانسف تعادل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

scheme:ترکیب بندی color scheme:ترکیب بندی رنگ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

solve: حل کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

disappoint: ناامید کردن disappointed: نا امید disappointing:ناامید کننده disappointment:ناامیدی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

employ: استخدام کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

weary: ملال آور weary expression: حالتی ملال آور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

previous: قبلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

fact: واقعیت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

gradually: به تدریج

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

formation: شکل گیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

impersonal tone and disinterested point of view: لحن غیر شخصی و دیدگگاه بی غرضانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

protect: محافظت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

giant: عظیم الجثه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

extremely: بی نهایت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

perspective: جوی، فضایی atmospheric perspective: پرسپکتیو جوی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

گفت: �پنجاه مَن طلا می خواهم. � ( چهل طوطی، ویرایش و بازنویسی زهرا نیرومند. ) هر من 3 کیلو است. پس 50 من باید ضرب در 3 شود. یعنی 150 کیلو طلا.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

village: روستا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

funny: بامزه fun: تفریح

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

fun: تفریح funny: بامزه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

hope: امیدوار بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

share: سهم، تقسیم کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

perspective: پرسپکتیو isometric perspective: پرسپکتیو فضایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

صبح برخاسته به بارگاه سلطان آمد، جویای شوهر شد. گفتند:�الحال در زندان مناره است. � زن به پای مناره آمد، او را بالای مناره دید، گریه و زاری می کرده گ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبلیغ، تبلیغات، مترادف Advertise به معنی تبلیغ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نجار زنی وجیهه رو داشت، آدم چوبی به او عاشق شد. ( چهل طوطی، ویرایش و بازنویسی زهرا نیرومند ) ؛ زیبارو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

law: قانون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

stimulated: راه افتاد was stimulated by several: به راه افتاد توسط چندین . . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

freedom : آزادی the new freedom : آزادی جدید of this period. . . . the new freedom : این دوره . . . آزادی جدید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

the ordinary:عادی of the unexceptional, the ordinary, the humble. ساده، عادی، فروتن

١