پیشنهادهای زهرا نیرومند (١,٧٠٥)
from: قالب، فرم، شکل
qualified: زیر سوال بردن
perspective: فضایی isometric perspective: پرسپکتیو فضایی
assertive: ایستادگی assertive quality: ویژگی ایستایی
give up: پس دادن
world:دنیا nature: واقعی the world of nature:دنیای واقعی
new: جدید the new : جدید the new freedom : آزادی جدید of this period. . . . the new freedom : این دوره . . . آزادی جدید
last: سرانجامیدن
انتخاب کردن، نمودن
زندگی انسان
three:سه three - dimensional: سه بعدی
and mores of the middle and lower classes and mores : خواسته های
reassemble: بازسازی
vaccination: واکسن
suck in: مکیدن، جذب کردن
valuation: ارزشیابی
textile: نساجی
illustrate: نمایش illustrate or reproduce:نشان دادن یا بازتولید
emotional: احساساتی
offensive: ناخوشایند
pour: ریختن ( مایعات )
balance: بالانسف تعادل
scheme:ترکیب بندی color scheme:ترکیب بندی رنگ
solve: حل کردن
disappoint: ناامید کردن disappointed: نا امید disappointing:ناامید کننده disappointment:ناامیدی
employ: استخدام کردن
weary: ملال آور weary expression: حالتی ملال آور
previous: قبلی
fact: واقعیت
gradually: به تدریج
formation: شکل گیری
impersonal tone and disinterested point of view: لحن غیر شخصی و دیدگگاه بی غرضانه
protect: محافظت کردن
giant: عظیم الجثه
extremely: بی نهایت
perspective: جوی، فضایی atmospheric perspective: پرسپکتیو جوی
گفت: �پنجاه مَن طلا می خواهم. � ( چهل طوطی، ویرایش و بازنویسی زهرا نیرومند. ) هر من 3 کیلو است. پس 50 من باید ضرب در 3 شود. یعنی 150 کیلو طلا.
village: روستا
funny: بامزه fun: تفریح
fun: تفریح funny: بامزه
hope: امیدوار بودن
share: سهم، تقسیم کردن
perspective: پرسپکتیو isometric perspective: پرسپکتیو فضایی
صبح برخاسته به بارگاه سلطان آمد، جویای شوهر شد. گفتند:�الحال در زندان مناره است. � زن به پای مناره آمد، او را بالای مناره دید، گریه و زاری می کرده گ ...
تبلیغ، تبلیغات، مترادف Advertise به معنی تبلیغ
نجار زنی وجیهه رو داشت، آدم چوبی به او عاشق شد. ( چهل طوطی، ویرایش و بازنویسی زهرا نیرومند ) ؛ زیبارو
law: قانون
stimulated: راه افتاد was stimulated by several: به راه افتاد توسط چندین . . . .
freedom : آزادی the new freedom : آزادی جدید of this period. . . . the new freedom : این دوره . . . آزادی جدید
the ordinary:عادی of the unexceptional, the ordinary, the humble. ساده، عادی، فروتن