پیشنهادهای زهرا نیرومند (١,٧٠٥)
رویکرد are realist in approach: رویکردی واقگرایانه داشتند
in which: که در آن
carry: حمل کردن carry out: انجام دادن
mural: دیوار نگاره
set up: بنا کردن، تاسیس کردن
resemble: شبیه بودن
interesting: جذاب interested: علاقه مند interest: علاقه
deal with: برخورد کردن
impact: تاثیر
turn into: تبدیل شدن به
consume:مصرف کردن consumption: مصرف
distinction:وجه تمایز distinctive: متمایز کردن distinct: واضح ، روشن
jar: شیشه ( مربا، عسل . . . )
consume:مصرف کردن consumption: مصرف
put on: پوشیدن
disperse: پراکنده کردن
employment: استخدام employ:استخدام کردن employee: کارمند employer: کارفرما
set off: عازم سفر شدن
امتیاز - فایده - مزیت - سود - منفعت
characteristics: ویژگی ها
خانم محمدخانی عزیز بیکار نیستیم که یک از میان معانی مختلف یک کلمه میاییم یکی را مرتب تکرار میکنیم. بخاطر این است که کسانی که تازه شروع به زبان آموزی ...
expression: حالت چهره
organic: طبیعی organic shapes: اشکال طبیعی
age: سن you are my age: تو هم سن منی we are the same age: ما هم سنیم
stage: مرحله
disappointed: نا امید disappointing:ناامید کننده disappoint: ناامید کردن disappointment:ناامیدی
جناب بی ادب! ما اینجا برای زیاد کردن، به اشتراک گذاشتن دانشمان آمدیم نه وقت تلف کردن. تکرار یک کلمه در اینجا نششانه تاکید بر عمومی بودن استفاده از آن ...
employer: کارفرما employee: کارمند employ:استخدام کردن employment: استخدام
metaphor: استعاره
ceasefire: آتش بس
qualification:شرایط لازم qualified: واجد شرایط
supplies: موجودی، ذخیره
distinct: واضح ، روشن distinction:وجه تمایز distinctive: متمایز کردن
decided: مصمم decide: تصمیم گرفتن decision: تصمیم decisive: سرنوشت ساز
hold: برگزار کردن
skill: مهارت
would you mind: ممکنه؟ میشه خواهش کنم؟
scholarship: بورس تحصیلی
in other words: به عبارت دیگر
employee: کارمند employ:استخدام کردن employer: کارفرما employment: استخدام
such as: مانند
perception: درک، بصیرت
take an exam: امتحان دادن
certain: معین، مشخص certainly: یقیناً
indeed, . . . : در واقع، . . .
case: مورد
make up: تشکیل دادن
degree: مدرک دانشگاهی
phenomena: پدیده ها nature phenomena: پدیده های طبیعی
trip: سفر کوتاه