تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدتر از این نمیشه /نمیشد.

پیشنهاد
٠

فکر و ذهنت درگیر همه چی باشه . ذهنت همه جا باشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

grand passion شور و اشتیاق زیاد loveعشق ( شدیدتره ) love at the first sightعشق در یک/اولین نگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستمال کشیدن یا خشک کردن ex:would you mind giving these plates a wipe ?before putting them in the cupboard

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

the overgrowth گل و گیاه و. . . که خیلی رشد کردن . ex:we need to remove the overgrowth

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

?ex:Why do you put such effort into this work چرا برای این کار انقدر زحمت میکشی؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

donut - burnout تو رانندگی به معنی دور درجا هست یا حرکت دونات میگن فعلش هم do هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

find one's calling find one's calling in s. th علاقشو پیدا کرده /چیزی که بهش علاقه داره رو پیدا کرده ( واقعی و هدفدار ) examples↓ I know you're u ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I wouldn't change that for the world. با دنیا عوضش نمیکنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

it is used to indicate ( or ) ex:a designer slash lawyer طراح یا وکیل؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گنده گوزی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفت شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه اقلام خریداری شده با قیمتهاشون و جزئیات در رسید چاپ شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رئیس بازی در اوردن ( مثال: بعضی از منشیای مطب که فکر میکنن دکترن، دربون یا نگهبانای مدرسه و کارخونه و. . که فکر میکنن رئیسن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

splash pad, splash park, sprayground, water playground به معنی زمین بازی که فواره های ابپاشی زمینی داره برای بازی کودکان و بزرگسالان هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی دور درجا یا حرکت دونات هست do ) donut - burnout ) do فعلشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

?who have you got your money on شرط میبندی/حدس میزنی کی میبره ؟ برای مسابقات استفاده میشه به این معنی نیست که روی پول شرطبندی بشه فقط حدسیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

mansplain≠womansplain ( v ) * ( هردو به معنی تحقیرامیزانه توضیح دادن جوری که جنس مکمل رو تحقیر کنن هست ) * ( mansplainاقا تحقیرامیزانه توضیح میده ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شجاعت /جسارت پیدا کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نزدیک شدن/رسیدن به کسی که درحال تعقیبش/دنبالش هستی. نزدیک شدن به گیر انداختن کسی. he's gaining on us. داره بهمون میرسه .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

he is talented in physical activities such as dancing or sports. خوب میتونه برقصه .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هم کوبیدن به هم زدن don't bang the glasses together, they will break.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پرتوقع بودن

٢