تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



aggregate١٧:٠٦ - ١٤٠١/٠١/١٩تجمیع؛ تلفیق؛ یک پارچه سازی؛ در بر گرفتن اجزا یا عناصری متجانس یا نامتجانس و درآوردن آنها به صورت یک مجموعه ی مستقلگزارش
12 | 0
milestone١٣:١٩ - ١٤٠١/٠١/١٩معنی لغوی این واژه �سنگ مسافت شمار� ( قدیمی ) یا �تابلوی کیلومتر� ( جدید ) است که در جاده برای نشان دادن مسافت باقی مانده تا مقصد نصب می کنند. نقطه ... گزارش
2 | 0
projection٠٥:٤١ - ١٤٠١/٠١/١٨[ نقشه کشی صنعتی] گسترش نمایش شکل سطوح جانبی یک حجم بر روی صفحه. کاربرد گسترش عموماً در ورق کاری و ساخت قطعات حجمی نسبتاً پیچیده است که ابتدا شکل گست ... گزارش
0 | 1
practice١٨:٤٦ - ١٤٠١/٠١/١٧شیوه ی عمل؛ عرف کار current practice = عرف کاری رایجگزارش
5 | 0
loosely١٦:٢٧ - ١٤٠١/٠١/٠٥به معنای غیردقیق؛ با مسامحه؛ به تعبیریگزارش
5 | 0
deliver١٧:١٥ - ١٤٠١/٠١/٠٢فراهم کردنگزارش
2 | 0
flap١١:٥١ - ١٤٠١/٠١/٠١بالک؛ بال چه؛ لتگزارش
5 | 0
compromised٢٣:١٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٩به هم خوردن؛ از حالت استاندارد یا قابل قبول خارج شدن The internal geometry of the duct should not be compromised. شکل هندسی داخل داکت نباید به هم بخ ... گزارش
0 | 0
chained١٧:٣٦ - ١٤٠٠/١٢/٢٥هم بسته؛ دو بخش از هر موضوع یا سیستمی که از هم مستقل نیستندگزارش
2 | 0
mitigating٢٠:٠٥ - ١٤٠٠/١٢/٢٢[مدیریت ریسک]کاهش اثر؛ آماده گی برای وقوع ریسک و برنامه ریزی پیشینی برای کاستن از اثرات وقوع ریسک احتمالیگزارش
7 | 0
any١٩:٣٣ - ١٤٠٠/١٢/١٤تک تکِ؛ هر کدام؛ هریک؛ هرگونه This approach may influence any expectations that may affect the way the problem is solved. این روی کرد می تواند بر تک ... گزارش
5 | 1
problem١٥:٢١ - ١٤٠٠/١٢/١٣علاوه بر مترادف ها و معنی های ارائه شده به معنی �صورت مسأله� هم به کار می رود.گزارش
2 | 0
discouraging١٤:٥١ - ١٤٠٠/١٢/١٣[ارتباطات] ۱ - ضدانگیزه؛ ۲ - توذوق زن: ۳ - بازخورد منفی؛ رفتاری سلبی که باعث تضعیف جریان پیام می شودگزارش
2 | 0
think up١٤:٢٧ - ١٤٠٠/١٢/١٣[حل مسأله] تفکر خلاق؛ خرق عادت؛ فکر کردن در خارج از �چارچوب� موجودگزارش
7 | 1
buy in١١:١٥ - ١٤٠٠/١٢/١١[مدیریت کسب وکار] ۱ - میزان سرمایه گذاری؛ سهم مشارکت در سرمایه گذاری ۲ - میزان خرید ( از تأمین کننده ی برون سازمانی ) ۳ - برگشت از مزایده ( کالایی که ... گزارش
9 | 0
perplexing١١:٠٢ - ١٤٠٠/١٢/٠١ناگویا؛ مبهم؛ درهم برهم؛ مطلب یا بیانی که انسجام نداشته باشد و مخاطب نتواند به آسانی منظور گوینده را بفهمد.گزارش
5 | 0
extra١١:٥١ - ١٤٠٠/١١/٢٤مکمل، تکمیلی؛ علاوه بر آن چیزی که قرار بود باشدگزارش
7 | 1
overeducated١١:٤٠ - ١٤٠٠/١١/١٧بیش فرهیخته؛ کسی که سواد یا تحصیلات ـش از عرف یا میان گین سواد جامعه ای که در آن زنده گی یا فعالیت می کند بیش تر است.گزارش
0 | 0
attribute١٣:٤٥ - ١٤٠٠/١١/١٤در ترکیب �by attribute� در مبحث کنترل کیفی به �وصفی� ترجمه شده است ( در مقابل� کمّی� ) . پارامتر وصفی یعنی گفت وگو در باره ی �بله� یا �نه�، �منطبق� ی ... گزارش
9 | 1
industry١٥:٢٢ - ١٤٠٠/١١/١٢۱ - صنعت، فعالیت تولیدی یا خدماتی بر مبنای تکنولوژی و ماشین آلات، مانند صنعت فولاد، صنعت خودروسازی، صنعت نرم افزار ۲ - صنف، حرفه؛ هرگونه فعالیت کسب و ... گزارش
14 | 0
immiserizing١٥:٥٨ - ١٤٠٠/١١/١٠immiserise ( UK ) [فعل] فقیر شدن؛ نداری؛ تنگ دست شدن ( کردن ) ؛ فلاکت ( به فلاکت افتادن یا انداختن )گزارش
0 | 0
backscatter١٣:٢٧ - ١٤٠٠/١١/٠٨بازتاب پراکنش؛ مؤلفه ای از امواج نوری یا صوتی که توسط اتم های ماده ی تحت آزمون تفرق حاصل می کند و در جهت عکس تابش بازمی گردد.گزارش
0 | 0
maintenance١٢:٣١ - ١٤٠٠/١١/٠٦نگهداشت؛ برقراری وضعیت عمل کرد اولیه در سازه های یا تجهیزات شامل بازدید، اندازه گیری، پایش وضعیت، تعویض، بازسازی یا تمعیرگزارش
5 | 0
contempt١٣:٠٨ - ١٤٠٠/١١/٠٥حمله ی کلامی ( یا غیرکلامی ) ؛ انتقاد تند؛ توهینگزارش
0 | 0
panic١٠:٣٧ - ١٤٠٠/١١/٠٤آشفته حالی؛ نوعی حمله ی عصبی که باعث رفتارهای تکانه ای هم راه با هیجاناتی به صورت ترس شدید و گاه فلجی موقت می شود.گزارش
0 | 1
misallocate١٣:٠٧ - ١٤٠٠/١١/٠٣تخصیص نابه جاگزارش
0 | 0
ACT١٢:٢٩ - ١٤٠٠/١١/٠١لایحه مثال: �لایحه ی استقلال بانک مرکزی� ( ایالات متحد امریکا ) که توسط یک نماینده ی کنگره و یک نماینده ی سنا در سال ۱۹۱۳ ارائه و توسط پرزیدنت ویلسن ... گزارش
9 | 0
intelligent١٠:٤٦ - ١٤٠٠/١١/٠١اندیشه ورز؛ کسی که از قادر است از قوه ی اندیشه استفاده کند. کسی که به روش استدلالی فکر و عمل می کند. کسی که قادر به تحلیل است.گزارش
2 | 1
for that matter٠٩:٤٠ - ١٤٠٠/١٠/٣٠کمابیش، بیش وکمگزارش
0 | 0
nonirritant٠١:٥٥ - ١٤٠٠/١٠/٠٦غیرسوزاننده؛ ماده ی شمیایی که در تماس با پوست یا مخاط یا بافت های دیگر اثر تخریبی و سوزاننده گی بر آن نداشته باشد.گزارش
0 | 0
baddest’٢٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٩بدترین؛ خراب ترین It seems sensible to select the worst - the‘biggest and baddest’.گزارش
2 | 0
intensify١٠:٢٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٣غنی شده؛ بهبود یافته؛ ارتقا یافته intensified system سیستم غنی شده؛ سیستمی که بهره وری آن بالا رفته است. مانند خاک مزرعه ای که با قادر است با تغییرات ... گزارش
7 | 0
messiness١١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/١٦آشغال ریزی؛ محصول جنبی ناخواسته ی فرآیندی که علاوه بر خروجی اصلی ( محصول اصلی ) محصول به دردنخور ( آشغال ) به جا بگذاردگزارش
0 | 0
capture١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٥۱ - برگرفتن؛ ۲ - به خدمت گرفتن؛ به کار گرفتن؛ ۳ - به سوی خود آوردن They should be captured and recorded. آنها باید برگرفته شده و ثبت شوند.گزارش
9 | 1
excellent١٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٩/١٥درخشان Excellent idea = ایده ی درخشانگزارش
0 | 1
sheer٠٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٤[صفت] حجیم؛ فربهگزارش
2 | 0
inching٠٨:٥٨ - ١٤٠٠/٠٩/١٤حرکت لاک پشتی؛ حرکت خزندهگزارش
16 | 0
winded٠٨:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/١٤[صفت] نفس گیر؛ توان فرسا This problem solving tool is too long, too complicated, and too winded.گزارش
0 | 0
intractable١٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٣دشواریاب؛ دشواررس؛ دیریاب؛ صعب الوصول ( عکس سهل الوصول ) مسأله ای که حل آن بسیار دشوار باشدگزارش
7 | 0
particularly١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٩/١٢۱ - به ویژه، This issue requires particular attention. این قضیه توجه ویژه ای را می طلبد. ۲ - به مراتب، در مرتبه ی بسیار بالاتر . This helps beginn ... گزارش
5 | 0
dowsing١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢[شبه علم] میله ی آب یاب؛ دوشاخه ی آب یاب؛ دوشاخه ای که ادعا می شود وقتی به بالای منبع آب زیرزمینی می رسد تکان می خورد. عموماً عده ی زیادی از کشاورزان ... گزارش
0 | 0
rewarding١٣:١١ - ١٤٠٠/٠٩/٠١[صفت] انگیزشی، انگیزه دهنده؛ تقویت کننده [فعل، مصدر] پاداش دهی؛ مفتخر کردن؛ جبران لطف کردنگزارش
12 | 1
مستندساز١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠documentarian; documentary filmmakerگزارش
2 | 0
uncover٠١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠رونمایی؛ برای اولین بار ارائه دادن؛ برای اولین بار معرفی کردنگزارش
2 | 0
focused٢٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩کانونی شده، هم گرا شده، متمرکز شدهگزارش
0 | 0
appreciate٢٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩بها دادن ( به )گزارش
2 | 1
provider١١:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٨خدمات دهنده؛ فراهم آور؛ تهیه گر در بعضی از منابع مدیریتی با تأمین کننده ( supplier ) با خدمات دهنده فرق دارد، provider خدمت عرضه می کند در حالی که su ... گزارش
9 | 0
indispensable٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦چاره ی آخر؛ تنها گزینه؛ Remember! You are not indispensable. یادتان باشد! شما تنها گزینه ی ما نیستید.گزارش
9 | 0
knife١٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٩۱ - کارد، چاقو، تیزی ( هر جسم سختی که لبه ای تیز برای بریدن داشته باشد ) ۲ - نیزه، سرنیزه ( نوعی سلاح دارای دسته برای �فرو کردن� در بدن حریف به کار ... گزارش
2 | 0
relevance١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٣بایسته گی؛ ربطیت؛ باربط بودنگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده