نیک

نیک به نام خداوند جان و خرد * کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای * خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیهان گردان سپهر * فروزنده ی ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برتر است * نگارنده ی بر شده گوهر است
( شاهنامه )

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



دریای خزر٠١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧دریای کاسپی اگر ما این نام را در حالت جمع ( دریای کاسپی ها ) بنامیم ( دریای کاسپیان ) می شود که مطابق با نام جهانی آن در همه نقشه های دنیاست. این ن ... گزارش
9 | 1
قزوین٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧کاسپین قزوین نامیدن این شهر مانند این است که کاسی ها را قازی و دریای کاسپین را دریای قزوین و کاشان را قازان بنامیم. نیکو است این نام زنده شود تا یاد ... گزارش
30 | 0
نعلین٢٢:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦نعلین تازی شده ( نالین ) است. پرستار نالین زرین بدست - به پای ایستاده سرافکنده پست ( فردوسی )گزارش
5 | 0
دیااکو٢١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨دهیوکَ رهایی بخش ایران از ستم آشوری ها این واژه در فارسی امروز ( دهقان ) شده است.گزارش
12 | 0
داریوش٢١:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨شاهنشاه خداپرست ایران سامان مندترین و شکوهمندترین پادشاهی را در تاریخ جهان داشته است و آثار و برجای مانده هایش بی مانند هستند و پس از کوروش دومین پاد ... گزارش
7 | 1
سیاره مشتری١٧:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨هرمز یا اورمزدگزارش
12 | 0
snack١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨در فارسی: خوراکیگزارش
16 | 1
کاره حضرت فیله٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧کاری که نشدنی است.گزارش
5 | 0
بمبارونا٠٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧bombaruna زمان جنگ ایران و عراقگزارش
5 | 0
روبرتو باجو٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧سیر تحول: گزارشگر ها اول می گفتند روبرتو باگیو بعد گفتند روبرتو باجیو و آخر شد روبرتو باجو درخشش این بازیکن بین سال های 90 تا 94 میلادی بود.گزارش
5 | 0
الن دلون٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧بیشتر مردم آلن دولن می گفتند.گزارش
5 | 0
دریبل تو گل٠٠:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧دریب تو گل که گاه به اختصار ( دریب تی گل ) هم می گفتندگزارش
7 | 0
بالا بلندی٠٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧یک بازی شهری کودکانه در کوچه ها بالا بلندی یک بازی ساده کودکانه و فراگیر بود که در آن بچه ها برای فرار از دست گرگ بازی به بالای پله جلوی در خانه ها م ... گزارش
9 | 0
چرخ چرخ عباسی بازی٢٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦چرخ چرخ اَببازی خدا منو نندازیگزارش
0 | 0
سانی٢٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦son ( انگلیسی ) در گویش های ایرانی مانند تالشی به بچه کوچک و نیکو رفتار می گویند.گزارش
9 | 1
خدمتکار٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦برابرهای پارسی: کمربسته پیشکار دست به سینه گزارش
7 | 0
شهرستان٢٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢١من ازین دونان شهرستان نیم خاطر پر درد کوهستانیم نیما یوشیجگزارش
5 | 0
اگر١٩:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/٠١اگر= گر، ار ( کوتاه شده ) در انگلیسی به or ( یا ) دگرگون شده است که در فارسی هم گاه معنای ( یا ) دارد. مانند: کنون گر تو در آب ماهی شوی و گر ( یا ) ... گزارش
5 | 0
hello١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠١هال ( حال ) ؟ هال شما؟گزارش
12 | 4
حال١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠١هال = آرامش و خوشی ( یک ویژگی درونی ) دلش گشت پر آتش از مهر زال از او دور شد خورد و آرام و هال یا شب آمد پر اندیشه بنشست زال به نادیده بر گشت بی خور ... گزارش
60 | 0
مینو٠١:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٠مینو: نادیده ( غیب ) ، معنا، روح، بهشت، آسمان اوستایی: مَ ای نی یو پهلوی: مینوگ ( مینوک ) مینوی خوب: سپند مینو مینوی بد: انگره مینو هم خانواده ها: م ... گزارش
18 | 1
قبله٢٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٩پیشگاهگزارش
2 | 1
نیرو١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/١٩ز نیرو بود مرد را راستی ز سستی کژی آید و کاستی فردوسیگزارش
16 | 1
بزرگمهر١٥:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/١٩بزرگمهر، کودکی که دانای بزرگ ایران شد. فروزنده شد نام بوزرجمهر - به او روی بنمود گردان سپهر خردمند و دانا و روشن روان - تنش زین جهان است و جان زان ج ... گزارش
14 | 1
اذربایجان١٤:٤١ - ١٤٠٠/٠١/١٩آذر = آتر ( آتش ) : عنصری پاک و فرشته ای است در ایران باستان. بایجان = معرب ( بایگان ) جایگاه پاسداشت آتش.گزارش
41 | 1
ترکیه١٤:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/١٩کشوری با یک نام برآمده از اشتباهی تاریخی پس از جنگ جهانی نخست بر روی سرزمین باستانی آناتولی که پس از تهاجم و سلطه تازی و تاتار طی صدها سال بیشتر مردم ... گزارش
46 | 10
زندگی٠٠:١٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩زندگی پهلوی: zindagih ( زیندَگی ) در زبان تاتی و تالشی هنوز به همین صورت تلفظ می شود.گزارش
28 | 1
تالش٠١:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/١٨مردم تالش مردمی هستند که به زبان تالشی سخن می گویند. با نگاه به زبان تالشی که از زبان های هندواروپایی شاخه ایرانی و از کهن ترین آن هاست ( شاید مادی ... گزارش
37 | 1
caspian sea٢٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/١٧دریای کاسپی دریاچه کاسپی ( یادمان مردم ایرانی و باستانی کاسپی که در کناره غربی و جنوب غربی این دریاچه می زیستند ) . گزارش
5 | 1
persian gulf٢٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/١٧دریای پارس کنداب پارسگزارش
9 | 0
gulf٢٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/١٧کندابگزارش
2 | 1
mean١٩:٤١ - ١٤٠٠/٠١/١٧میان، میانه ( هم ریشگی زبان های هندو اروپایی )گزارش
5 | 1
inter١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/١٧اندر، اندرون ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی )گزارش
5 | 1
کجاست٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/١٦کو کوش کوشش ( کوش اون )گزارش
5 | 1
کجایی٢٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/١٦کجایی = کوشیگزارش
25 | 1
اثر١٢:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٣٠نشان، نشانه، رد، ردپا، نوشته، یادگار، یادمان، آفرینه، کارایی، کارآمدی، نمود، پیامد را می توان برای معناهای گوناگون این واژه به کار برد. نیازی به واژه ... گزارش
7 | 1
روشویی١١:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٣٠به جایی ( کنار دستشویی ) می گویند که دست و رو را می شوییم.گزارش
5 | 0
مستراح١١:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠فارسی امروز ( مستراب ) یک واژه نابجا و اضافی تازی است و امروزه بیشتر دستمایه طنز است.گزارش
7 | 1
توالت١١:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠یک واژه ی نابجا و ناسازگار فرهنگی است که امروزه بیشتر به گفتار بی ادبانه راه یافته است. قدیمی ها ( دست به آب ) می گفتند. امروزه ( دستشویی ) می گویند. ... گزارش
7 | 1
KID٠١:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٨همان ( کودک ) فارسی است ( واژگان همریشه هندواروپایی ) . آلمانی کینت و کیتز ایرلندی کید مجارستانی کوی یَک نروژی گوت به زبان ژاپنی هم راه یافته: کیددو گزارش
23 | 1
linger١٧:٤٧ - ١٣٩٩/١١/٢٠همان ( لنگر انداختن ) فارسی است به معنای جایی زیاد ماندن و جا خوش کردن.گزارش
55 | 1
pitch١٤:٥٥ - ١٣٩٩/١١/١٠معنای اصلی این واژه همان معنای ( پیچ ) : اندازه یا میزان شیب یا سرازیری یا چرخش در زبان فارسی است ( همریشگی واژه های هندو اروپایی ) .گزارش
12 | 1
غواص١٩:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٦غواص = آب کاو ( کاوش گر آب )گزارش
12 | 1
leg١٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٥همان ( لِنگ ) فارسی است که معنای پا می دهد ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی ) .گزارش
39 | 1
دخانیات١٢:٠٩ - ١٣٩٨/١٠/١٥دود و دمگزارش
5 | 1
اجازه١٤:٥٤ - ١٣٩٨/١٠/٠٤گذاشتن روا دانستن پروانهگزارش
7 | 1
اتصال١٤:٤٠ - ١٣٩٨/١٠/٠٤پیوند، پیوستگی، همبندیگزارش
5 | 1
نشاط٢٣:٣٢ - ١٣٩٨/١٠/٠٣نشاط از ( نیخشاد ) پهلوی گرفته شده با واژه شادی هم خانواده بوده و ایرانی است. شایسته است که آنرا نشاد یا نشات بخوانیم و بنویسیم.گزارش
28 | 2
یورش٢١:٣٠ - ١٣٩٨/١٠/٠٣این واژه هرچه هست ریشه ایرانی دارد. اوستایی ( وِرِثرَ ) پهلوی ( واریش ) گزارش
51 | 9
راست١٨:٤١ - ١٣٩٨/١٠/٠٣راست رَشتَ ( اوستایی ) - راست ( پهلوی )گزارش
9 | 1