ناصر خسروی

ناصر خسروی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



a priori١٥:٢٥ - ١٤٠٠/١١/٢٨پَرتُم = a priori اَفدُم = a posteriori از دهخداگزارش
5 | 1
usa٢٠:٣٥ - ١٤٠٠/١١/٢٧USA : United state of america هر واژه فرصتیست برای دیدن یک کانسپت از دیدگاه های گوناکون. گرچه رایج است که USA را ایالات متحده ی آمریکا می گویند ولی ... گزارش
7 | 1
متفکر٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/١١/٢٦اندیشَنده: کسی که با اندیشه زیاد سرُکار دارد. کسی که می اندیشَد.گزارش
2 | 0
والدین همسر٢٣:١٢ - ١٤٠٠/١١/٢٤به بروجردی: خِسیرَ xesiraگزارش
0 | 0
flexible١٦:٣٠ - ١٤٠٠/١١/٠٧چَفتپَذیر، چفتشوا : flexible از فعل چَفتیدن به معنی خَمیدن، خمیدن قامت یا پشت نمونه شعری: چو شد سال آن پادشا بر دو هفت بنالید و آن سرو نازان بچفت. ... گزارش
16 | 1
brand١١:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٧نوواژه ی برای جایگزینیِ brand به معنای نشانه ای که بر روی گلّه ها، برده ها یا مجرمان می زدند تا مالکیت یا نسبت آن ها را مشخص کنند؛ امروزه نیز به معنا ... گزارش
2 | 0
meta٠٠:١٣ - ١٤٠٠/١٠/١٣برابر فارسی: مَتا از اوستایی به معنی پیش رفتگی، آنور چیزی meta پیشوند یونانی است به معنی بعد از، پشت متاگیتیک: metaphysic مَتا - کهکشان: metagalaxyگزارش
12 | 0
misunderstand٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/١٠/١٠دژفهم: چیزی را به درستی نفهمیدن. دیگر برابرها: بدفهم، کجفهمگزارش
0 | 0
metaphysic٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/١٠/١٠مَتاگیتیک: آنچه که ماورای گیتی ( جهان ) باشد، آنچه که پس از گیتی درنظر گرفته می شود.گزارش
2 | 0
متافیزیکی٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/١٠/١٠مَتاگیتیکی: مربوط به مَتاگیتیک یا دارای ویژگی مَتاگیتیک به واژه متافیزیک بروید.گزارش
5 | 1
متافیزیک٢٣:٠٣ - ١٤٠٠/١٠/١٠مَتاگیتیک: آنچه که ماورای گیتی ( جهان ) باشد، آنچه که پس از گیتی درنظر گرفته می شود. از استاد ادیب سلطلانیگزارش
5 | 1
overreaction١٣:١٩ - ١٤٠٠/١٠/٠٨بیشواکنش : overreaction تعریف : بیش از حد واکنش دادن نمونه: همیشه پیش از بالا رفتن دلار در بورس بیشواکنشی رخ میدهد. کمواکنش، فروواکنش : under - rea ... گزارش
2 | 0
نقد٠٩:٥٧ - ١٤٠٠/١٠/٠٧پَرژَن: critique پَرژَنیدن: criticize پَرژَنِش :criticization پَرژَنی، پرژنال، پرژنیک: critical واژه ی غربال، گربال با critique هم ریشه اند.گزارش
16 | 1
dearly٢٣:١٥ - ١٤٠٠/١٠/٠٥عزیزانه گِرامانه تعریف: چیزی را را از ته قلب گرامی دانستن یا دوست داشتنگزارش
0 | 0
دیالوگ١٢:٤٢ - ١٤٠٠/١٠/٠٢dialogue: گفتگو میان دو یا چند کس برابر فارسی: دوگویی این واژه از یونانی dia - logos درست شده dia : دو logos: سُخَنیدن، حرف زدن که واژه های همانند ... گزارش
5 | 0
dialogue١٢:٣٩ - ١٤٠٠/١٠/٠٢dialogue: گفتگو میان دو یا چند کس برابر فارسی: دوگویی این واژه از یونانی dia - logos درست شده dia : دو logos: سُخَنیدن، حرف زدن که واژه های همانند ... گزارش
7 | 0
دیم٢٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٩/٢٦دیم ( dim ) به معنی چهره، رخسار، صورت، از واژگان پهلوی آذری و تاتی، تالشی، گیلکی. ریشه دیم از "دَیمَن" daēman در اوستایی است همچنین در پهلوی میانه " ... گزارش
5 | 0
سوژه٢٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٩/٢٣برابر های فارسی درآخته: subject که فعل آن درآختن است برآخته: object که فعل آن برآختن است آخته از فعل آهیختن یا آختن یعنی چیزی را از درون چیزی دیگر ... گزارش
7 | 1
روله٠٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٥روله: فرزند کوچک ولی همچنین برای اشاره به فرزند عزیزی نیز به کار می رود. این واژه با آمیختن رود و پسوند اوله ساخته شده که کوچک ساز است به مانند گلو ... گزارش
18 | 1
segregation٢١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤سَوایِش: عمل جدا کردن سَواییدن: فعل جدا کردنگزارش
2 | 1
شوا٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤شَوا: شدنی نمونه: آزمون شَواگزارش
0 | 0
origami٠٩:٥٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤کاغذتا، کاغذپیچ به هنرِ �تا� کردن یا درست کردن شکلی ( دیسه ی ) با کاغذ را اُریگامی گویند که واژیست ژاپنی به معنی تا کردن کاغذ. هنگامی که خردسال بو ... گزارش
7 | 1
able٠١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠به معنی توانا یا توانایی چیزی را داشتن زمانی که در جایگاه پسوند بیاید می توان آن را به شکل زیر ترجمه کنیم. برای نمونه: trackable دنبال پذیر، دنبال ... گزارش
2 | 0
level down٠١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤level down: تراز ( سطح ) چیزی را پایین تر آوردن به فارسی: کِهتراز، فروتراز level up: تراز ( سطح ) چیزی را بالاتر آوردن به فارسی: مِهتراز، بِهتراز، ... گزارش
0 | 0
level up٠١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤level up: تراز ( سطح ) چیزی را بالاتر آوردن به فارسی: مهتراز، بِهتراز، فرازتراز level down: تراز ( سطح ) چیزی را پایین تر آوردن به فارسی: کِهتراز، ف ... گزارش
12 | 1
استیکر٠١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤اِستیکر: چَسبونَک، چسبنده، چَسبال اِموجی: شکلک، وینوات استیکر در برنامه های پیام رسان: نمادهای ایستا ( ثابت ) یا پویایی اَستند که برای بیان احساسات ... گزارش
2 | 1
sticker٠١:٠١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤اِستیکر: چَسبونَک، چسبنده، چَسبال اِموجی: شکلک، وینوات استیکر در برنامه های پیام رسان: نمادهای ایستا ( ثابت ) یا پویایی اَستند که برای بیان احساسات ... گزارش
0 | 0
emoji٠٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤اِموجی: شکلک، وینوات اِستیکر: چَسبونَک، چسبنده، چَسبال معنی و کارکردِ اِموجی: ​واژه ی است ژاپنی به معنی تصویر نویسه، اموجی در اصل نویسه ای ( حرف ) ا ... گزارش
2 | 0
translucent١٦:٢٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٢تَراتاب: به چونا یا کیفیت یک ماده که امکان اجازه عبور نور را می دهد. چونا: چگونگی، کیفیت تراتاب پیشنهاد دکتر ملایری است.گزارش
0 | 1
form٠٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩form واژه ایست لاتین - فرانسوی به معنی قالب[کالب] یا به روشی که یک چیز پدیدار است. برابر فارسی: دیس نمونه ی "دیس" از نظامی گنجوی از بهترین شاعران ... گزارش
21 | 0
automatic٠٨:١٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩چیزی که دارای ویژگی خود کار بودن باشد. پیشنهاد من: خودکاریک ایک یا ic پسوندیست ایرانی برای دارای ویژگی کردن فعل که در انگلیسی همین کاربرد را دارد. ... گزارش
7 | 0
fix٠٧:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩چیزی را ایستاندن یا ثابت کردن یا تعمیر کردن بَرجا: fix برجادَن: fixing برجایِش، برجایدن: fixation برجایده ( برجا شده ) : fixed به تعریف ساده چیزی ر ... گزارش
9 | 1
اریگامی٠٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤کاغذتا، کاغذپیچ به هنرِ �تا� کردن یا درست کردن شکلی ( دیسه ی ) با کاغذ را اُریگامی گویند که واژیست ژاپنی به معنی تا کردن کاغذ. هنگامی که خردسال بو ... گزارش
2 | 0
لف٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠در بروجردی لُف lof به معنی: شبیه، دوقلوگزارش
2 | 1
fragile١١:١٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦fragile: صفتی است به معنی دارای ویژگی به آسانی شکستن. پیشنهاد من: زودشکن یا زودشکنیک. پادواژه fragile واژه sturdy است به معنی دیرشکن. دوستان دقت ... گزارش
14 | 1
dreamt٠٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٠فعل گذشته dream Dreamt برابر dreamed نمونه: I dreamt about my mother فارسی: مادرمُ در خواب دیدِام ، درباره مادرم خواب دیده امگزارش
12 | 0
murder١٩:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨درباره ریشه این واژه: این واژه از پوروا آلمانی murthran گرفته شده و در سانسکریت mar� و جالبه در پهلوی ( فارسی میانه ) murtan که امروزه در فارسی مردن ... گزارش
34 | 0
پریروز١٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨پیشوند پَری به معنی دو است. پریروز ، پریر : دو روز گذشته پریر در پهلوی و امروز در هرمزگان هم است در لاتین یک واژه هست paria که در انگلیسی pair به ... گزارش
0 | 0
چک١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨چِک به معنی حواله در زمینه بانکی واژیست فارسی. فردوسی شاهنامه: به قیصر سپارم همه یک به یک/ ازاین پس نبشته فرستیم و چِک چَک به معنی سیلی زدن.گزارش
2 | 0
infix١٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥در زبان های برنامه سازی و ریاضی دروند: infix پسوند: postfix پیشوند: prefixگزارش
5 | 0
graphic١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٦/١٤نگاریک نمونه: عکسبرداریک: photographic زمین نگاریک : geographic توضیح: گرافیکُس graphikos واژیست یونایی که در انگلیسی وارد شده و پسوند �ایک: را د ... گزارش
7 | 0
transparent١١:١١ - ١٤٠٠/٠٦/١٤ترانما : transparent تراتاب : translucent پیشنهاد دکتر حیدرملایریگزارش
9 | 1
ریف١٥:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/١٢ریف کردن در لری بروجردی: میوه را تکه تکه یا ردیف ردیف کردن می گویند شاید این واژه در زبان ها و گویش های ایرانی دیگر هم این کاربرد را داشته باشد. وا ... گزارش
5 | 0
era١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩زمانه: فاصله طولانی و بلند زمانی از تاریخ نمونه: زمانه مسیحیت از زادمان حضرت عیسی آغاز شد. با سقوط کمونیسم ( هَمدارگرایی ) زمانه ی نوینی آمد. ما د ... گزارش
2 | 1
web site٠٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٣١وب سایت: جایی که وب قراره گفته، نشانی یا آدرس در وب تصویب فرهنگستان : وبگاه ساخته سره گرایان: تارنما ساخته واژه به واژه از وبسایت دکتر حیدری ملایری: ... گزارش
2 | 1
recycler١٣:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢بازیافتگر - بازچرخِگر چیزی یا کسی که عملیات بازیافت را می انجامد. نمونه: دستگاه بازیافتگر دیگر پلاستیک ها را خوب جدا نمی کند.گزارش
2 | 0
refresh١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٨نوسازی، تازِسازی توضیح بیشتر: refresh از دو بخش re =باز و fresh=تازه درست شده به معنی بازتازه که به نگرمن نوسازی یا تازِسازی گویاترُ مناسب تر است. ... گزارش
12 | 0
verification٠٩:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦verification: فراروند [=فرآیند =process] برجاییدن ( برقرار کردن ) راستی چیزی، یا درستیِ چیزی را به دست آوردن یا نشان دادن برابر فارسی: راست آزمایی، ... گزارش
9 | 1
podcast٠٨:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦آواپخش من آواپخش را می پسندم زیبا، کوتاه و رسا است. چرا پادپخش خوب نیست، پاد پیشوند باستانی فارسی است به معنی ضد است برابر anti در انگلیسی، این پیش ... گزارش
23 | 1
تایمر١٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥زمان سنجگزارش
2 | 0